Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘کتاب’ Category

دموکراسی به رای دادن خلاصه نمی شود، همانگونه که مدنیت، تنها با شهر نشینی تحقق نمی یابد. اگر با سواد شدن شرط لازم فرهیختگی است، رای دادن نیز تنها شرط لازم دموکراسی هست اما نه همه آن. اگر شهر نشینی کردن اجباری و زودهنگام روستاییانی که هنوز اقتضائات زندگی شهری را نمی دانند یا باور ندارند، تنها به بی هنجاری و در هم ریختگی و در نتیجه پرهزینه کردن زندگی آنان می انجامد؛ رأی دادن مردمی که هنوز آزادی اندیشه و بیان، رواداری، تکثر و تحزب را نه می شناسند و نه باور دارند چه حاصلی دارد جز بی ثباتی های پی در پی سیاسی و اقتصادی؟ در واقع دموکراسی یک پدیده ذهنی است نه فقط یک قاعده عینی. دموکراسی یک رفتار است و نه فقط یک ساختار. دموکراسی خلق و خو است نه فقط گفت و گو.

با این همه نمی توان نشست و دست روی دست نهاد تا جامعه ای رشد کند و قامتش برازنده دموکراسی شود. همانگونه که نمی توان صبر کرد تا بازیگران فوتبال نخست قواعد و اخلاق بازی را بیاموزند و سپس برای آنها میدان بازی مهیا کنیم. اخلاق بازی را نیز در بازی باید آموخت.

در دنیای جدید ورود جوامع به دموکراسی، همچون ورود افراد به مرحله بلوغ زیستی شان است. نه پوشاندن یا مبارزه با بلوغ ثمری دارد، که سرانجام رخ خواهد نمود و نقش خود را در زندگی فرد بازی خواهد کرد و نه پیش انداختن آن الزاما مفید خواهد بود، که می تواند به اختلالات رفتاری و تجارب ناخوشایند بینجامد و زندگی فرد را پر هزینه سازد. در دنیای جدید، دموکراسی نیز در وقت خویش رخ خواهد نمود. دولت های مخالف دموکراسی، عرض خود می برند و زحمت مردم می دارند. آنان تنها می توانند زمان تحقق و تکامل دموکراسی را طولانی کنند. اما تزریق مصنوعی و سریع دموکراسی نیز می تواند سیر تکامل تاریخی جوامع را پرهزینه سازد.

قسمت هایی از مقدمه کتاب “درک دموکراسی، رویکردی بر انتخاب عمومی (تحلیل اقتصادی نهاد های سیاسی)؛ نویسنده: جیمز پاتریک گانیک؛ مترجمان: محسن رنانی، محمد خضری”

این یه پست تکراریه، ولی بدلیل مناسبت خاصش دوست داشتم تا دوباره بعضی ها بخوننش!

Read Full Post »

چشمهایش

cheshm hayash

ای چشم ها، اگر صاحب شما با من بود، من تاب می آوردم و کامیاب می شدم.

«چشمهایش» بر محور فرنگیس و چشمهاش و عشقشه. فرنگیس در حالیکه همه رو  شیدای تن خودش می بینه، عاشق و واله کسی میشه، که به اون و تنش بی اعتناست. بزرگ علوی تو رو مجبور می کنه که داستان رو از زبون فرنگیس بشنوی. هر چند داستان از استاد ماکان و هنرش و تابلوش شروع میشه و تو هم مثل آقای ناظم راز اون چشمها واست مهمتر از سرگرمی های فرنگیسه، اما باید به فرنگیس گوش کنی و سرگرمی هاش رو بفهمی و هرزه گی هاش رو بشنوی و عشقشو لمس کنی. اما بالاخره این زن ثروتمند و عیانی راز چشمهایش رو میگه.
داستان اگرچه در ظاهر داستان آخرین و تنها تابلوی در تبعید نقاش و مبارز بزرگ استاد ماکانه که در تبعید مرده یا کشته شده، اما در واقع داستان، داستان تحول و تغییر فرنگیس و زیبا شدنشه. از صورت زیبا به سیرت زیبا رسیدنشه.
«چشمهایش» داستان پر کششیه، اونقدر شیرین و جذاب که تو رو تا آخرش مجبور می کنه که بشینی و از اول تا آخرش رو یه جا بخونی.

اگر مردی در دنیا برای من قابل ستایش و احترام است، همین اوست. استاد شما همه چیز من بوده است.

بله، من یک بار تن خود را فدای استاد کردم.

کلمات نمی توانند احساس مرا بیان کنند. در پرتو مهتاب، عاشق و خوشبخت، محبوب او، فارغ از گذشته، امیدوار به آینده؛ غرق در حالتی که در زندگی کم نصیب هر جنبنده ای می شود، دست به دست هم، زیر درختان زبان گنجشک پرسه می زدیم. نغمه‌ی آرام وعشق انگیز آب را می شنیدیم. هر وقت فرصتی به دستمان می افتاد و دور و برمان عابری دیده نمی شد، بوسه می گرفتیم و بوسه می دادیم. کف دست او را، سر انگشتان او را، چشمهای درشت و زلف های پریشانش را می بوسیدم، می بوییدم…
آقای ناظم،خواهشمندم کوتاه کنید.دیگر سوالی نکنید.من دیگر چیزی ندارم به شما بگویم.تازه هم هیچ چیز به شما نگفته ام.آنچه درون مرا میکاود و میخورد،هنوز هم گفته نشده.اگر من میتوانستم آنچه را که درون مرا  میسوزاند بیان کنم،آنوقت شاعر میشدم،نویسنده ،نقاش و هنرمند بودم و حال نیستم.شما زندگی استاد را از من می خواستید،برایتان حکایت کردم. از زنهای مانند من که زندگیشان فدای هوا و هوس مردان این لجنزار شده، فراوان هستند.از شما ممنونم که آنقدر حوصله به خرج دادید و داستان شومی را که مربوط به کار شما و علاقه شما به زندگانی استاد نبود، شنیدید. تابلوتان را ببرید!دیگر من به این تابلو هیچ علاقه ای ندارم. استاد شما اشتباه کرده است.
«این چشمها مال من نیست»

پ.ن1: بنظر میاد بزرگ علوی تو نوشتن شاهکارش از تابلوهای استاد کمال الملک الهام گرفته.

پ.ن2: خوندن داستانی که خط به خطش تداعی کننده خاطرات گذشته هست، مو رو به تن آدم سیخ می کنه!

Read Full Post »

multiple occupation

 این روزها در حال خوندن کتاب خواجه نظام الملک از سید جواد طباطبایی هستم، طباطبایی که به عنوان یه روشنفکر بزرگ خیلی قبولش دارم در سری کتابهایی به بررسی تاریخ اندیشه در ایران پرداخته که فکر می کنم هم خیلی از موضوعاتی که مطرح می کنه بکره و هم مجموعه جامع و کاملیه که البته هنوز بعضی از کتابها منتشر نشده!

در این کتاب همونطور که اسمش پیداست احوالات و افکار خواجه نظام الملک وزیر و سیاستمدار و اندیشمند ایرانی قرن پنجم هجری رو با تمرکز بر کتاب معروفش به نام  سیاستنامه بررسی می کنه.

مطمئنا وقتی کتاب تموم بشه سعی می کنم چند خطی درباره اش بنویسم تا شاید چند نفر مشتاق بشن تا بخوننش!اما عجالتا نکته جالبی که این کتاب در همین چند صفحه ای که تا حالا خوندم داشت، اشاره خواجه به مذموم بودن چند شغله بودن رجال.

«بعد از این، نباید که مرد را دو عمل فرمایی، الا هر مردی را عملی، تا همه متصرفان با عمل باشند و همه عمل ها با رونق باشند! و دیگر چون دو یا سه عمل، یک مرد را فرمایی، عیش بر متصرفان تنگ شود و عیب جویان و صاحب طرفان گویند: «در شهر و ممکلت ایشان مرد نمانده است که مردی را دو عمل فرمایند»، و بر بی کفایتی ما حمل کنند.» سیاستنامه صفحه 229

 البته مسلما خواجه هرگز ذهنش خطور نمی کرد که مردی به شایستگی و توانمندی دکتر الهام و رئیس جمهوری چنین مدبر و مدیر روزی ظهور خواهند کرد و گرنه حتما تبصره هایی بر این حرفش اضافه می کرد.

 پ.ن1: نیازی به گفتن نیست که دل و دماغ نوشتن نیست، فعلا روزگار در جاهایی که مربوط به دل و دماغ میشه بسیار بد می چرخه!!

 پ.ن2: روزگار اما در بخش های منتسب به امور کاری خیلی خوب می گرده! جدا از اینکه از فردای تموم شدن امتحانات سرکار رفتم  که اونجا رو مدیریت تکنولوژی بالادستی نفت کار می کنیم؛ مهمتر اینه که چند وقتیه بهمراه یکی از اساتید داریم رو یه پروژه بسیار بسیار مهم کار می کنیم که اگه موفق بشه می تونه خیلی چیزها رو تغییر بده!!!

 پ.ن3: تقریبا دو ماه پیش «چهل نامه به همسرم» از نادر ابراهیمی رو بانوی همیشه دوست داشتنی به من هدیه داد، بانو چنان از نامه های نادر ابراهیمی تعریف می کرد و خوش خوشانش شده بود، که بگی نگی به رگ غیرتم برخورد! گقتم من چی از اون پیرمرد کم دارم! با خودم عهد کردم که چهل نامه برای بانوی گرام بنویسم، تا حالا بیست نامه به سبک نادرخان و چند نامه به سبک شخص شخیص خودمان نوشته ایم! اما به همان دلایل پ.ن1 فعلا دل و دماغی برای انتشار اونا نیست! اما این دوست شفیق و عزیز هم که بالاخره خام حرف های من برای نوشتن شد ورودش به عرصه وبلاگ نویسی رو با نوشته ای درباره یکی از همون نامه های پیرمرد دوست داشتنی عاشق شروع کرده، سرزدن به وبلاگ دوست جان از اهم واجبات برای خوانندگان اینجا به شمار میره!!!  البته برای دخترکان مجرد هم که داره وقت شوور کردنشون میگذره بگم  که این آقا دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی شیمی شریفه و البته خیلی خوشتیپ و باکلاس،  اگه کسی بتونه مخ این آقا رو هم بزنه ملتی، تاکید می کنم ملتی  دعایش خواهند کرد!!!

Read Full Post »

دموکراسی به رای دادن خلاصه نمی شود، همانگونه که مدنیت، تنها با شهر نشینی تحقق نمی یابد. اگر با سواد شدن شرط لازم فرهیختگی است، رای دادن نیز تنها شرط لازم دموکراسی هست اما نه همه آن. اگر شهر نشینی کردن اجباری و زودهنگام روستاییانی که هنوز اقتضائات زندگی شهری را نمی دانند یا باور ندارند، تنها به بی هنجاری و در هم ریختگی و در نتیجه پرهزینه کردن زندگی آنان می انجامد؛ رأی دادن مردمی که هنوز آزادی اندیشه و بیان، رواداری، تکثر و تحزب را نه می شناسند و نه باور دارند چه حاصلی دارد جز بی ثباتی های پی در پی سیاسی و اقتصادی؟ در واقع دموکراسی یک پدیده ذهنی است نه فقط یک قاعده عینی. دموکراسی یک رفتار است و نه فقط یک ساختار. دموکراسی خلق و خو است نه فقط گفت و گو.

با این همه نمی توان نشست و دست روی دست نهاد تا جامعه ای رشد کند و قامتش برازنده دموکراسی شود. همانگونه که نمی توان صبر کرد تا بازیگران فوتبال نخست قواعد و اخلاق بازی را بیاموزند و سپس برای آنها میدان بازی مهیا کنیم. اخلاق بازی را نیز در بازی باید آموخت.

در دنیای جدید ورود جوامع به دموکراسی، همچون ورود افراد به مرحله بلوغ زیستی شان است. نه پوشاندن یا مبارزه با بلوغ ثمری دارد، که سرانجام رخ خواهد نمود و نقش خود را در زندگی فرد بازی خواهد کرد و نه پیش انداختن آن الزاما مفید خواهد بود، که می تواند به اختلالات رفتاری و تجارب ناخوشایند بینجامد و زندگی فرد را پر هزینه سازد. در دنیای جدید، دموکراسی نیز در وقت خویش رخ خواهد نمود. دولت های مخالف دموکراسی، عرض خود می برند و زحمت مردم می دارند. آنان تنها می توانند زمان تحقق و تکامل دموکراسی را طولانی کنند. اما تزریق مصنوعی و سریع دموکراسی نیز می تواند سیر تکامل تاریخی جوامع را پرهزینه سازد.

قسمت هایی از مقدمه کتاب «درک دموکراسی، رویکردی بر انتخاب عمومی (تحلیل اقتصادی نهاد های سیاسی)؛ نویسنده: جیمز پاتریک گانیک؛ مترجمان: محسن رنانی، محمد خضری»

Read Full Post »

فصل یازدهم این کتاب درباره چگونگی اداره جهان در سال 2075 و نحوه چیدمان قدرت در جهان در اواخر قرن 21 از یک نویسنده آمریکایی (کلی کیت پیز) برای من جالب و خوندنی بود. برداشت های مختلفی از اداره جهان در سال 2075 وجود دارد اما شاید همه در این نکته مشترک بودند که سازمان های بین المللی نقش موثرتر و کلیدی تری دارند.

Perspectives on governance in the Twenty-First century برداشت واقع گرایانه و برداشت لیبرالیستی را قبلا نوشته بودم.

برداشت مارکسیستی:

انسانها در مقایسه با نسل های گذشته از وضعیت مناسبتری برخوردار نیستند. بسیاری از جمعیت جهان از انقلاب تکنولوژی بهره مند نشده و از منابع آسمانی جدید کمتر بهره می برند.
سرعت، پیچیدگی و بی ثباتی بازار جهانی باعث شده که بسیاری در قرن 21 این پرسش را طرح کنند که آیا بازارهای جهانی باید برای نوع بشر ارزش قائل شود؟
تا سال 2075 روسیه، اروپای مرکزی و آسیای مرکزی در پرتو انواع خط مشیهای قبیله ای و نژادی تجزیه می شوند.
ناتو به تقویت برخی همکاریهای نظامی در اروپا غربی ادامه می دهد اما کمتر خشونت داخلی طرف شرقی را متوقف خواهد ساخت. بواقع ناتو بیشتر به تثبیت اوضاع داخلی اعضای اصلی اروپایی می ورزد.
صندوق بین المللی پول و اقتصادهای سرمایه داری لیبرال پیرو آن، یک پول رایج بین المللی واحد را ایجاد کرده که از سوی صندوق کنترل می شود. عبور از پول ملی به پول رایج جهانی، بی نهایت مخرب و جنجالی است. پول های ضعیف، تا حد زیادی ارزش بازاریشان را در این مرحله گذار از دست داده که رکود در جنوب را عمیقتر می سازد.
بیشتر مردم در شمال بواسطه تکنولوژی و جابجایی سرمایه به حاشیه رانده شده اند. در حالیکه فقر در شمال، همچون جنوب تهدید کننده حیات نیست، اما بعنوان یک منبع مهم خشونت باقی می ماند.
با کاهش ذخایر نفت، شرکت های چند ملیتی قدرمتند جدید، شرکت هایی هستند که انرژی خورشیدی را صورت موثری مهار کردند.
حقوق اقتصادی جز حق مالکیت خود، نمی تواند به وسیله بازارها و دولت ها حفظ شود. شرکت ها اگر که آنها باید حداقل دستمزد را پرداخت کنند، از کار اتحادیه‌ای استفاده کنند، یا بیمه بهداشتی را ارائه دهند نمی توانند رقابتی باقی بمانند.

برداشت فمنیستی

فمنیست های لیبرال، در وضعیت زنان در قرن 21 بهبودهایی را مشاهده می کنند. تا زنان بیشتری در چرخه‌های تصمیم گیری های ملی و بین المللی مشارکت دارند.
در نتیجه نرخهای فقر در میان زنان در حال فروکش کردن هستند و حقوق بشر معطوف به زنان مورد رعایت و احترام قرار می گیرد.
در سال 2075 زنان که هنوز باید در خانه کار کنند، در عین حال باید در اقتصاد جهانی نیز کارایی داشته باشند. اما هنوز درآمد آنها کمتر از مردان است. دستمزدهای زنان 85٪ دستمزد مردان در کشورهای توسعه یافته است و این نرخ در جهان توسعه یافته کمتر است.
حقوق اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی زنان تقریبا وجود ندارد. به رغم مطالعات و گامهای برداشته شده از سوی جنبش زنان در قرن 20، حقوق زنان در قرن 21 از لحاظ کمی و کیفی دچار برخی موانع و مشکلات بوده است.
بازار دستمزدها را تعیین می کند و به هر دلیلی، حقوق زنان کمتر از حقوق مردان است. با این حال جهانی شدن بازارها زنان را از نقش های سنتیشان رها ساخته، به لحاظ اقتصادی آنها را تقویت کرده و به آنها اجازه می دهد که زندگی‌هایشان را کنترل کنند.

بزودی نوشت: فکر کنم بیشتر هم سن و سال های من که شجریان باز هم هستند، کارهایی رو که استاد با علیزاده داشته رو بر لطفی و مشکاتیان ترجیح بدن، احساسات من با تار علیزاده خو گرفته…

Read Full Post »

 اگه قسمت اول رو نخوندین، از اینجا بخونین.

برداشت لیبرالی:
کارآمدی و سودمندی نیروی نظامی را در رسیدن به اهداف کاهش می دهد.
دولت ها فرا ملی شده اند که در پرتو آن به صورت جداناشدنی با اقتصاد جهانی و جامعه مدنی جهانی پیوند دارد.
ناتو در قرن 21 به ستون دفاعی اتحادیه اروپایی تبدیل شده و تحت نظارت سازمان ملل متحد نقش مهمی را ایفا می کند.
همه دولت های دموکراتیک به منظور ایجاد پول رایج جهانی واحد تحت کنترل صندوق بین المللی پول، مبتنی بر مذاکرات و مصالحه با یکدیگر کار می کنند. اسکناس تنها در موزه ها وجود دارد. پول الکترونیکی است و نقل و انتقالات مستقیم هستند. ایجاد یک جامعه جهانی غیر پولی به معنای این است که دیگر پول دارای هیچ اهمیت ملی نیست، حتی به عنوان سمبل.
سازمان های غیر دولتی به ایفای نقش مهم و حیاتی در تبیین و کنترل مسائل زیست محیطی بین المللی ادامه می دهند. آنها در مشتاق نگه داشتن ارکان دولت ها، صنایع و شرکت های چند ملیتی به حمایت های زیست محیطی ادامه خواهند داد.
حقوق بشر شالوده نظام حقوقی جامعه جهانی را شکل می دهد. حقوق محلی، ایالتی، ملی و همه اعلامیه جهانی حقوق بشر را مورد شناسایی قرار داده و اجرا می کنند. حقوق مدنی و سیاسی به گونه ای خاص از سوی سازمان ملل متحد تضمین می شوند.
جهان در سال 2075 از بی عدالتی های جدی و شدید فاصله دارد. کیفیت زندگی برای هر کسی روی کره زمین بهتر از آن است که در نسل های قبلی وجود داشت. حاکمیت قانون یک هنجار نهادینه شده است. بعد از قرن ها جنگ نظام بین الملل نهایتا به نظم باثبات و صلح آمیز نایل آمده است. ادامه دارد…

پ.ن1: چه خوب میشد که همه خواسته های آدم به این زودی برآورده می شد.

               از پله های ابر
               پایین
               می آید
               بی ذوقی نکن
               چتر سیاه!
                                 محمد علی بهمنی

پ.ن2: این ترم یه درسی داریم به اسم «تصمیم گیری برای مدیران» که کتابش Quantitative analysis هست. شبیه درس تحقیق در عملیات که دانشجویان مهندسی صنایع می خونن. اما تو دانشکده مدیریت و اقتصاد شریف نحوه ارایه درس ها کاملا متفاوت با بقیه دانشکده های شریف و دیگر دانشگاه های ایرانه. اینجا درس ها بصورت case study ارایه میشه. مثلا تو همین درس یه مطالعه موردی داشتیم روی سیستم اتوبوس رانی شهر تهران که کاملا کاربردی بود. اما مطالعه موردی این دفعه کاملا متفاوته! تحلیل روانشناختی تصمیمات مدیران (کسانی که تحقیق در عملیات رو پاس کرده باشن می تونن بفهمن که چقدر عجیبه) بهر حال قرار شده من و دوستم رهبران سیاسی رو از لحاظ روانشانسی بررسی کنیم و با PowerPoint ارایه بدیم. برای این مطالعه موردی کتاب «مقدمه ای بر روانشناسی سیاسی» از مارتا کاتم، بث دیتز-اولر، النا مسترز، توماس پرستون رو گرفتم که بخونم. حالا جالب اینجاست که خوندن این کتاب و ارایه دادن این موضوع کلا 1 نمره داره!
اگه کسی مقاله ای راجع به روانشناسی سیاسی داره، بد نیست به این دانشجویان اکتیو کمکی کنه!

بزودی نوشت: ادامه اداره حکومت جهان در سال 2075 و برداشت مارکسیستی از آن!

Read Full Post »

جهان در سال 2075 چگونه اداره خواهد شد؟؟ شاید باید به این مساله از دید افراد مختلفی پرداخت، مطمئنا نظر واقع گرایان با لیبرالیست ها و مارکسیست ها یکسان نخواهد بود. خلاصه ای از فصل یازدهم این کتاب رو در چند بخش براتون می نویسم!
perspectives on governance in the twenty first century
برداشت واقع گرایانه:
واقع گراها، هم در روابط بین الملل و هم در ماهیت اداره امور بین المللی، تداوم و استمرار را پیش بینی می کنند. دولتها، کنش گران اصلی و مهمترین کنش گر در روابط بین المللی باقی می مانند و سازمانهای بین المللی تابعی از قدرتهای مسلط روز هستند.
یک رهبری جهانی جدید، احتمالا چین، ممکن است سازمان بین المللی را ایجاد نماید که نقش مسلطش را نهادینه سازد و به موضع رهبری خود مشروعیت بخشد.
دولتهایی که خواهان صلح هستند همیشه باید آماده جنگ باشند. سلاح های هسته ای ممکت است نوع خاص از توازن قدرت را ایجاد کند که مانع جنگ بین قدرتهای بزرگ قدیمی شود، اما تضمینی نیست.
ترتیبات امنیت منطقه ای نظیر ناتو، احتمالا بهتر نخواهند شد. در فقدان یک جنگ بزرگ یا تهدید برنامه ریزی شده، ناتو احتمالا منحل خواهد شد یا رو به زوال و افول خواهد بود.
سازمان تجارت جهانی
WTO که بر اصول تجارت آزاد مبتنی است، تنها مادامی که قدرتهای بزرگ از تجارت آزاد سود می برند، موثر خواهند بود. دولت ها هر گونه تصمیم WTO را که علیه منافع ملی مهم آنها باشد، نادیده خواهند گرفت و آنها مانع تجارت آزاد خواهند شد اگر که ثروت ملی اصلی آنها کم کم از دست برود. ژاپن و چین قدرت های اقتصادی مسلط در قرن 21 خواهند شد.اقتصاد جهانی ممکن نیست بر اصول لیبرال مبتنی باشد، اقتصاد جهانی می تواند به بلوک های منطقه ای تقسیم شود که شدیدا رقابتی و خصومت آمیز هستند.
دولت ها با شهروندانشان در مورد پیامدهای کاهش لایه اوزون آمادگی و آموزش خواهند داد. انسان ها باید الگوی زندگیشان را تطبیق داده که شامل گذراندن بیشتر در خیابان ها خواهد شد. در حالی که خارج از منزل، لباس های گرم بپوشند، عینک آفتابی بزنند، از کرم ضد آفتاب استفاده کنند، پیراهن های آستین بلند بپوشند و تنفس های طولانی بکشند.
دولت ها استراتژی های انرژی جایگزین را با شدت دنبال کرده، نه به دلیل گرم شدن زمین، بلکه به این دلیل که مخازن جهانی محدود و غیر قابل تجدید هستند.در قرن 21، پیشبرد و حمایت از حقوق بشر تا حد زیادی داوطلبانه خواهد بود و از اولیت های عالی و برتر دولت ها نخواهد بود. تعریف و اجرای حقوق بشر از سوی دولتهای قدرتمند تعیین خواهد شد و به منظور فریب و کنترل بر دولت های ضعیف مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

بقیه اش رو در پست های بعدی می تونید بخونید.

Read Full Post »

Older Posts »