Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘وبلاگ’ Category

نمی دونم این هفتاد روز چی بر سرش گذشت، نمی دونم چه بلاهایی سرش اوردن، فقط می دونم بدون شک بعد از چند روز درباره زندان می نویسه. اما الان مهم  اینه که سمیه آزاد شد…

Read Full Post »

آدم می تونه استاد دانشگاه باشه، وبلاگ داشته باشه، وبلاگش هم خوندنی باشه.
آدم می تونه اقتصاد خونده باشه، وبلاگ داشته باشه، وبلاگش هم خوندنی باشه.
اما همین آدم هر کاری کنه، نمی تونه توی حداقل هشتاد درصد نوشته هاش حرفی از اقتصاد و مدل های اقتصادی و مطلوبیت و عرضه و تقاضا حرفی نزنه.

«وبلاگ نوشتن كار سختيست براي اينكه بايد هميشه به خودت يادآوري كني كه كار خيلي مهمي هم نيست . نبايد دچار توهم بشوي. صرف وبلاگ نوشتن نه نشانه فرزانگيست و نه باعث افتخار. خودت مي نويسي نه كسي ويرايش مي كند و نه محتاج اجازه كسي هستي. دگمه را فشار مي دهي و مطلب چاپ مي شود. همين!
با اينحال بين توهم و واقعيت تنها مرز باريكي وجود دارد و خيلي راحت مي شود دچار توهم شد. بعضي اوقات بعضي وبلاگها آدم را ياد نوجواناني مي اندازد كه در حال كشف خود هستند و در اين خود شيفتگي البته خود را برترين و بهترين مي دانند. صاحبنظرند بدون آنكه داراي پشتوانه علمي باشند؛ قضاوت مي كنند بدون آنكه شايسته داوري باشند. و البته وبلاگها نمونه اي از جامعه ما هستند.»

دکتر علی دادپی چند سالیه که وبلاگ می نویسه ولی از وقتی که از صد در صد اقتصاد نویسی به هشتاد درصد اقتصاد نویسی تغییر رویکرد داده؛ بیش تر از دو ماه نمی گذره. بشرطی که قول بدین مثل بچه ها نق نزنین و حوصله خوندن دو تا نوشته درست و درمون ولی با ادبیات وبلاگی رو داشته باشین، کمی هم به اقتصاد علاقه داشته باشین و البته از اسم بیش از حد اقتصادیش فرار نکنین؛ وبلاگ خوندنی این استاد عجیب دانشکده مون رو بهتون توصیه می کنم.

Read Full Post »

جوزف منو به بازی «رئیس جمهور آینده چه کارهایی نباید انجام دهد؟» که صادق شروع کرده؛ دعوت کرده تا بنویسم. راستش وقتی به این بازی فکر می کنم احمدی نژاد به خاطرم میاد و همه کارهایی که نباید می کرد ولی کرد. آدم پرتوقعی نیستم و از روسای جمهور و از حکومت جمهوری اسلامی انتظار خاص و زیادی ندارم. فقط دوست دارم کارهای زیر رو نکنه:

  • غیرخودی دانستن منتقدین و بی توجهی به نقدهای اونا
  • تنگ کردن حلقه مشاورین تا به سطح همفکران
  • ترس از تصمیم گیری

از حامد قدوسی، کیوان وکیلی، امیرحسین کامیار، نسیم، سحر طلوعی و محمدصادق الحسینی دعوت می کنم تا در این بازی شرکت کنن.

Read Full Post »

به نظرم طرفداران کروبی کلا منتقد هستن. این دوستان از نظام شاکی هستن. از ا.ن. شاکی هستن. از طرفدارای موسوی هم شاکی هستن. این دوستان چندان اعتقادی به مصلحت اندیشی ندارن و معتقدن که باید تغییرات اساسی به وجود آورد و کوتاه اومدن معنی نداره و باید با قدرت وارد شد. این دوستان فکر میکنن که نباید آرمان ها رو فدای مصلحت اندیشی کرد و نباید به بهای جمع کردن رای و تغییر از بدتر به بد، از روشنگری و آگاه سازی دیگران کوتاهی کرد. …

طرفداران موسوی مصلحت اندیش تر هستن. اغلب آروم ترن و فکر میکنن که بهتره به قول های کمتر یا حتی برنامه های ضعیف تر قانع شد ولی مطمئن تر حرکت کرد. این دوستان معتقدن که لازم نیست همه تغییرات در یک دوره اتفاق بیافته و یک سیاست نرم تر رو ترجیح میدن. این دوستان معتقدن که تندروی و تغییرات شدید به احتمال زیاد نتایج برعکسی رو به دنبال داره و با سرکوب روبرو میشه. …
درواقع الان فکر میکنم که یک دلیل اینکه دوستان حامی کروبی به شدت گوی سبقت رو در انتقاد از موسوی ربودن، نه فقط به خاطر اینه که موسوی در نظرسنجی ها جلوتره، بلکه بیشتر به خاطر نوع روحیه و نگاهشونه.

یکی از تحلیل های خیلی خوبی که درباره چرایی انتقادهای زیاد طرفداران کروبی از میرحسین خوندم؛ کاملش رو اینجا بخونین.

Read Full Post »

فریندفید

من نمي دونم اين همه آدم مهم و بزرگ يهو از کجا پيداشون شد که خلوت دوست داشتني چند تا وبلاگ نويس ساده رو خراب کردن. آدم هاي مهم و بزرگي با قيافه هاي هميشه حق به جانب که بهونه هاي کوچيک شادي ما رو خيلي راحت تر از اوني که فکرشو مي کرديم زير پا له کردن. مشکل اين آدم ها اينه که نمي تونن تشخيص بدن که هر آدمي در کنار کارهاي بزرگ و مهم به جايي براي گذراندن وقت و خوشگذروني نياز داره؛ فريندفيد جايي بود و هست براي اينکه کمي بيشتر بخنديم و کمي بيشتر بهم نزديک بشيم و نه چيز ديگه. به همون خدايي که قبولش دارين خواهش مي کنم،
شما به فریندفید نزدیک می شوید،
هيس!
اعتراض قدغن! جديت قدغن! حرف فلسفي قدغن!
شما به محل بازي چند آدميزادکوچولو نزديک مي شويد!

Read Full Post »

بنظر میاد زیاد داریم بدبینانه به مساله پرسشنامه اطلاعات اقتصادی خانواده نگاه می کنیم، این طرح هیچ سودی نداشته باشه می تونه فاز صفری باشه برای گردآوری اطلاعاتی که برای هر طرح و پروژه ملی دولت ها بهش نیاز دارن، بیایم یه ذره بهتر و مثبت تر نگاه کنیم، بخدا اینجوری خودمون هم بهتر می تونیم زندگی کنیم!!

شکی نیست که باید به موجودی به نام احمدی نژاد و رفتارها و حرفهاش با شک و تردید و بدبینی نگاه کرد، ولی خوب میشه یه جاهایی اینقدر خرده نگیریم و اجازه بدیم تا طرحی که حداقل کلیاتش مثبته به سرانجام برسه.

پ.ن:شهروند این هفته مقاله ای از نیما نامداری کار کرده، در حین خوندن این مقاله یادم اومد که چند روز پیش تر با دکتر عیسایی داشتیم می رفتیم جایی، تو راه یهو ازم پرسید «از نیما چه خبر؟» زیاد به مغزم فشار آوردم  ولی نفهمیدم منظورش کدوم نیماست. در جوابم گفت «نیما نامداری؟» من خنگ باز فکر کردم ولی بخاطر نیاوردم، که دکتر گفت «بی خیال!!» یهو یادم اومد همون سازمخالف خودمونه! خداییش فکر نمی کردم دکتر هنوز یادش مونده باشه که من نیما رو می شناسم، از مهر که درباره نیما صحبت کردیم تا حالا 10-11 ماه گذشته!!! به دکتر گفتم خبری ازش ندارم، چون وبلاگش تعطیله و ما ارتباطمون فقط وبلاگی بود. از اینجا بود که بحث رفت سر فمینست ها و تا برسیم به مقصد بحث های سیاسی اجتماعی من و دکتر ادامه داشت. راستی اگه وبلاگستان یهو تعطیل شه، چه بلایی سر این رابطه ها میاد؟

Read Full Post »

bahmanagha

آق بهمن در پاسخ به ایمیل من، از نقد وبلاگش استقبال می کنه و ازم می خواد که نقد تا اونجا که میشه کوبنده و شدید باشه. پاسخ آق بهمن را به مریم میگم، مریم در جواب میگه کسی می تونه از آق بهمن نقد شدید کنه، که تفکرات اصولگرایی داشته باشه، نه سی فون اصلاح طلب!
به ناچار خودم این بار سنگین رو قبول می کنم و سعی می کنم چیزی پیدا کنم که بتونم نقد سنگینی از آق بهمن کنم که دیگه از این چیزها نخواد!
اما آق بهمن بیش از اندازه به من شبیه، خیلی از اعتقادات سیاسی و اجتماعی و حتی مذهبی که داره، بارسلونای بزرگ و حتی نوشته هاش درباره دانشگاه شریف یه حس هایی رو بهم منتقل می کنه که لذت بخشه! 2250 تا پست رو بسرعت باد خوندم و فقط، تاکید می کنم فقط یک پست، پیدا کردم که باهاش مخالف بودم!!! پستی که در مورد علی لاریجانی نوشته بود، و از او بیش از اندازه بد گفته بود، در حالیکه من لاریجانی جدید (از سال 84 به بعد)  رو یکی از مثبت ترین و موثر ترین افراد سیاسی می دونم و فکر می کنم این حق رو باید به آدم ها داد که عوض بشن! مگه حجاریان و دوستانش که سفارت آمریکا رو گرفتن و در طول دوران جنگ از تندرو ترین ها بودن، امروز پرچم اصلاحات رو بدست ندارن؟؟ من فکر می کنم باید به لاریجانی هم این فرصت رو داد.
یه نکته دیگه پستی است که در مورد فیدل در وبلاگش میذاره، نوشته ای که در شهروند هم قبلا چاپ شده!!! من هنوز چنین دفاعی از فیدل البته نه از جنبه دیکتاتور بودنش، بکله از جنبه سوسیالیست بودنش رو نمی فهمم! در این پست به وضوح از اقتصاد سوسیالیستی دفاع میشه!!! نمی خوام بحث اقتصادی کنم و چرایی بهتر بودن اقتصاد آزاد رو بر سوسیالیستی رو بیان کنم. راستش این نوشته هم از شهروند بعید بود و هم ازآق بهمن که بخواد اونو تو وبلاگش بازچاپ کنه!
نقد آق بهمن رو اینجا بخونین، قبل از آق بهمن الیزه هم نقد شده که اینجا می تونین اونو بخونین!

قسمت دوست داشتنی از وبلاگ آق بهمن:

دلم براي زمستون تنگ شده. يعني هميشه اين موقعا كه ميشه دلم زمستون مي‌خواد. اونم نه زمستوناي قلابي الآن. نمي‌دونم قديما شماها هم خونه‌تون مثل ما بود يا نه. اون موقعا زمستون واقعاً كانون گرم خانواده تشكيل مي‌شد. همه‌مون مجبور بوديم بشينيم دور بخاري. برقام كه مي‌رفت همه جمع مي‌شديم دور يه گردسوز و مي‌شستيم مشقامونو مي‌نوشتيم…. مي‌شستيم دور و بر خانجان و اون هم بهمون دعاي توسل ياد مي‌داد يا قصه فاطمه‌خانوم (سيندرلاي ايراني) رو تعريف مي‌كرد. شبا هم پاي اوشين و آيينه ‌عبرت خوابمون مي‌برد. يادش به‌خير. كاشكي هيچ وقت تهرون گازكشي نمي‌شد. كاشكي اكبر اين همه نيروگاه نساخته بود. كاشكي خانجان هنوز زنده بود.

پ.ن: از پیشنهاد همکاری شما در سی فون به شدت استقبال میشه، مخصوصا در بخش نقد وبلاگ.

Read Full Post »

Older Posts »