Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘موسیقی’ Category

سنتور بدون پرویز شد!

22مشکاتیان سال پیش، پرویز مشکاتیان فقط 32 ساله بود که آخرین آلبوم مشترکش با استاد شجریان روانه بازار شد. مشکاتیان دیگه با استاد کار نکرد ولی همون دستان، بیداد، نوا و آستان جانان و سرعشق کافی بودن تا برای همیشه پرویز مشکاتیان در خاطره ها ثبت بشه. مشکاتیان فقط نوازنده بی نظیر سنتور نبود، سه تار رو نیز به استادی می نواخت . آلبوم سر عشق با سه تار مشکاتیان و شعر سعدی یکی از پرشور ترین آلبوم های استاده.

حسرت کنسرت مشترک اساتید موسیقی ایرانی که همیشه فقط شایعه اون وجود داشت، واسه همیشه برای ما می مونه. روحش شاد…

Read Full Post »

به دلیل بیانیه خسرو آواز ایران، این نوشته حذف گردید.

Read Full Post »

00136-keyhan-kalhorشب؛ سکوت؛ کویر علاوه بر این که یه بار دیگه از چیره دستی استاد در فن آواز حکایت داره، نوید ظهور یه نوازنده و آهنگساز جدید به موسیقی سنتی ایران رو میده که بعدها به یه چهره بین المللی تبدیل میشه. کیهان کلهر بی شک یکی از نوادر موسیقی ایرانیه. همکاری های مشترکی که به همراه علیزاده و استاد شجریان داشتن؛ از حافظه موسیقایی و تاریخی ایران زمین پاک نمیشه. کلهر در 46 سالگی به چنان جایگاه بین المللی دست پیدا کرده که دو بار نامزد جایزه گرمی میشه و حتی با «یو یو ما» بزرگ ترین ویولن سلیست دنیا کار مشترک بیرون میده.

کلهر که حتی یک اظهار نظر درباره حوادث قبل و بعد از انتخابات نکرده، به دلایلی که هیچ وقت اعلام نمیشه بعد از یه شب بازداشت، آزاد میشه. من فکر نمی کنم که هیچ اشتباهی در بازداشت این استاد موسیقی رخ داده باشه بلکه یه پیام خیلی ساده و شفاف به استاد شجریان داده میشه که در صورت بازگشت به ایران روانه زندون خواهد شد. اونا نمی خوان استاد شجریان رو بازداشت کنن؛ چون بازداشت یه چهره کاملاً شناخته شده در ایران و دنیا هزینه های سنگینی داره و از طرفی دیگه نمی تونن جواب حامیان تندروشون رو بدن که چرا هیچ عکس العمل قاطهی به شجریان که  این همه دهن کجی  به سیستم حاکم می کنه، نشون داده نمیشه. به ترین حالت ممکن برای اونا اینه که استاد شجریان خودش دیگه به ایران نیاد تا اونا به خاطر بازداشت یا عدم بازداشت استاد هزینه ای نپردازن.

Read Full Post »

زبان آتش

تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبار ناهنجار
تفنگ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبان دل، دلی لبریز مهر تو،
تو ای با دوستی دشمن!

زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن ـ شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید17738_650

برادر گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار،
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید.

تو از آیین انسانی چه می دانی؟
اگر جان را  خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه، غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی ؟

گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست،
ولی حق را ـ برادر جان ـ به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست!
اگر این بار شد  وجدان خواب آلوده ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار . . . !!

زبان آتش، تصنیف  بی نظیر استاد شجریان درباره جریانات اخیر رو با شعری از فریدون مشیری از اینجا دانلود کنید و بشنوید. راز مانایی استاد، بی شک از مردمان بودن اوست. استاد این آهنگ رو در روزهای آینده در کنسرت های دور اروپا خواهد خوند، ولی احتمال این که مجوز بگیره خیلی ضعیفه.

Read Full Post »

Golbang 2 -Dolat-e-Eshgh

dolat-e-eshgh گلبانگ 2، دولت عشق دو روی متفاوت دارد. در هر روی یک آواز و یک تصنیف شنیده می شود. روی الف حکایت عاشقی و سوختگی باباطاهر است، ولی روی ب داستان از فرزانگی حضرت حافظ دارد. روی الف در ماهور اجرا می شود و سه تار استاد احمد عبادی در آن تکنوازی می کند، اما روی ب در مایه دشتی است و کمانچه علی اصغر خان بهاری حکایتی دیگر نقل می کند.
گلبانگ که در دو نوار بصورت 1 و 2 در سال 1357 منتشر شده، حاصل همکاری استاد محمد رضا شجریان با 4 نوازنده‌ی بزرگ موسیقی ایرانی می باشد. فرامرز پایور و هوشنگ ظریف و احمد عبادی و علی اصغر بهاری.
سه تار استاد احمد عبادی شروع کننده است، سه تار چنان سوزناک نواخته می شود که کاملا حس می شود که قرار است استاد آوازی برای عاشقان سوخته بخواند. حسن سلیقه استاد در انتخاب و چینش دو بیتی های باباطاهر در این آواز چشمگیر و گوشنواز است. همان دو بیتی اول آتش بر وجود می زند، استاد با تمام وجود دردهای باباطاهر، این عاشق عریان را با صدایش تصویر می کند و چنان رنگی به آن می زند که سخت است که بغض نکنی. باید عاشق بود تا بتوان حس من را درک کرد. این آواز از آن دسته آوازهایی هست که در هر شرایطی یک عاشق را می تواند از خود بی خود کند. آواز ماهور شجریان چنان قدرت و سوزی دارد که چشمان هر فردی را می تواند با نم اشکی آشنا کند. این آواز را باید زیر باران گوش کرد و با آن گریست تا آرام شد و گرنه شوری که این آواز ایجاد می کند، آرامت نمی گذارد. استاد آواز خوب زیاد خوانده ولی بعضی آواز ها فرق دارد. بعضی از آوازها است که باید سر تعظیم در برابر آن فرود آورد و هنر بی همتای استاد اعظم موسیقی ایران، استاد محمد رضا شجریان را ستود. شجریان با این آوازهاست که چنین دست نیافتنی شده است. این آواز ماهور بر شعر باباطاهر یکی از آن آوازهای بی نظیر است.
در تصنیفی که بعد از آواز می آید، دوباره از شعرهای باباطاهر استفاده شده است و حسین یوسف زمانی آن را ساخته است. و دیگر آن همه سوزناک نیست و البته کسی از تصنیف انتظار سوزناکی به مثابه آواز را ندارد. ولی دو بیتی هایی که انتخاب شده اند به وضوح عاشقانه هایی آرام تر می باشند و استاد با هنر بی همتایی سعی می کند که حس هایی را که در آواز برانگیخته به ساحل آرامش برساند.
روی ب با کمانچه آغاز می شود و احتمالا جنس کمانچه همه را به این اشتباه می اندازد که قرار است که آوازی عاشقانه و سوزناکی را بشنوند، ولی غزل حافظ همه حسی را ایجاد می کند جز عاشقانه. فکر shajarian-golbang2می کنم این امر که دو روی الف و ب در دو دستگاه متفاوت و در دو حس متفاوت ارایه شده،‌ در گوش شنونده حساس نقطه ضعفی بر گلبانگ 1 و 2 می باشد. در واقع این امر باعث شده تا نتوان روی الف و ب را پشت سر هم گوش کرد و احتمالا خود استاد نیز به این موضوع پی برده و بعد از آن هیچیک از آلبوم های استاد چنین ویژگی هایی را ندارد. این آواز به طور مستقل آوازی با ارزشهای بالاست ولی در ادامه روی الف سازی ناکوک است.
تصنیف دولت عشق که پایان بخش این آلبوم می باشد بر غزلی دیگر از حافظ ساخته شده که این بار البته عزل عاشقانه است. این تصنیف نیز از ساخته های استاد حسین یوسف زمانی است که عاشقانه ای آرام با تصنیف ارکستری آرامش لطیفی را برایتان به ارمغان می آورد.

تصانیف گلبانگ 2 مثل گلبانگ 1 بصورت ارکسترال اجرا شده و البته نقش حسین یوسف زمانی که عموم کارهایش ارکسترال بوده در این موضوع کاملا پررنگ است. اما بنظر می رسد که استاد شجریان خودش نیز در آن زمان ها کشش خاصی نسبت به این گونه کارها داشته است. شجریان قبل از انتشار مجموعه گلبانگ به سبب فعالیت در رادیو و اجرای کنسرت های مختلف به خصوص کنسرت حافظیه کاملا شناخته شده بود، و انتشار این مجموعه کم نظیر در واقع مهر تاییدی بود بر بی همتا بودن هنر متعالی استاد.

قسمت هایی از آواز بی نظیر ماهور را اینجا گوش کنید.

اولین نوشته از مروری بر کارهای استاد شجریان را اینجا بخوانید.

شعر آواز ها و تصانیف در ادامه مطلب آورده شده است.

(بیشتر…)

Read Full Post »

Golbang 1 – Bot-e-Chin

پیش نوشت: نوشتن از استاد سخته، قلم من در وصف هنر بی همتای استاد شجریان واقعا ناتوان است. با این حال نوشتن از همه کارهای استاد بهونه قشنگیه تا بعضی از کارهای استاد رو که کمتر گوش دادم، با تمرکز و دقت بیشتری گوش بدم. باز هم یادآور میشم که این نوشته ها هرگز از جنبه های فنی موسیقی به آثار استاد نگاه نمی کنه، تو این نوشته ها بیشتر بحث دل هست و کمتر بحث از آثار یا بسترهای اجتماعی فعالیت های استاد محمد رضا شجریان.

golbange 1اولین آلبومی که از استاد منتشر میشه، آلبوم گلبانگ در دو نوار هست، که این نوشته درباره گلبانگ 1 (بت چین) هست. گلبانگ در سال 1356 اجرا شد و چند ماه بعد از اون استاد شرکت دل آواز رو برای انتشار آلبوم هاش تاسیس کرد. چندماهی از تاسیس دل آواز نگذشته بود که در سال 1357 آلبوم گلبانگ منتشر شد. گلبانگ به تنهایی کافی بود که استاد شجریان ماندگار شود و علاقمندان موسیقی سنتی غرق لذتی جاودانه شوند. گلبانگ 1 (بت چین) شامل 2 قطعه آوازی و 3 تصنیف ماندگار هست. قطعات در بیات اصفهان و ماهور اجرا شدن که فریدون شهبازیان تنظیمشون کرده.
با بیات اصفهان شروع میشه و آواز استاد بر غزل حافظ دلبری می کنه و جواب آوازهایی که فرامرز پایور میده کاملا متناسب با فضای آواز هست. فرامرز پایور به دور از هر گونه آکروبات نوازی که تو کارهای مشکاتیان دیده میشه کاملا در خدمت آواز هستش و تحت همون فکر رایج که در موسیقی سنتی خواننده نفر اول هست، فقط سعی می کنه به استاد کمک کنه. یه نکته حاشیه ای که در این آواز وجود داره اینه که من چند نسخه مختلف از دیوان حافظ رو گشتم اما این بیت اولی که استاد می خونه «پیش ازینت بیش ازین غمخواری عشاق بود» در همه جا «پیش ازینت بیش ازین اندیشه عشاق بود» اومده و نمی دونم استاد به ضرورت آواز این تغییر رو داده یا شاید هم در بعضی نسخه ها اونجور باشه. این آواز دلنشین به یکی از مهمترین تصانیف موسیقی سنتی ختم میشه. هر چند تصنیف بت چین رو خواننده های بسیاری خوندن ولی بت چینی که استاد شجریان می خونه چیز دیگه ای. آهنگ و شعر بت چین از علی اکبر خان شیداست.
قسمت دوم نوار ماهوره و با تصنیف «عشق تو آتش جانا» شروع میشه. این تصنیف که با ارکستر اجرا شده، شعرش از ملک الشعرای بهار و آهنگش هم از علی اکبر خان شیدا هست (هر دو تا رو مشکوکم، بخصوص دومی یعنی آهنگساز رو). اما بعد از این تصنیف بداهه نوازی یکی از برترین تارنوازان موسیقی سنتی شروع میشه، با شروع آواز استاد بر غزل سعدی با جواب آوازهای درخور هوشنگ ظریف روبرو میشیم. هوشنگ ظریف چنان برتار زخمه می زنه که آدم رو از خود بی خود می کنه. اگر در آواز اول فرامرز پایور سعی می کرد فضا رو برای جولان استاد ایجاد کنه، تو این آواز هوشنگ ظریف مجال رو برای هنرنمایی خودش هم مناسب می بینه. اما آخرین تصنیف… تصنیف » ز من نگارم» که از ساخته های بی نظیر درویش خان هستش و مضمونی کاملا اجتماعی و سیاسی و عاشقانه داره. اما خوانش استاد از این تصنیف جوری هست که اونو به یه تصنیف عاشقانه تنزل میده. اینکه چرا استاد در اون سال از خوندن قسمت آخر تصنیف اجتناب می کنه بر ما پوشیده است. استادی که همیشه همراه با مردم در جنبش های سیاسی و اجتماعی بود ولی… پازل های زمانی رو که کنار هم می چینیم به این نکته پی می بریم که استاد دقیقا چند ماه بعد از اجرای گلبانگ ( نه انتشار آن) اولین حرکت سیاسیش رو انجام میده و از فعالیت های رادیویی کناره گیری می کنه. احتمالا استاد تا قبل از اون به شدت از فعالیت های سیاسی گریزان بوده و سعی می کرده با سیاست های محافظه کارانه همچنان فرصت ادامه کار رو داشته باشه. این تصنیف در سال 1356 به صورت نصفه اجرا میشه ولی استاد بعدها در آلبوم آهنگ وفا در سال 1378 اونو بطور کامل اجرا می کنه. خالی از لطف نیست که بدونیم این تصنیف رو درویش خان در بحبوبه نهضت مشروطه و احساسات وطنی اون دوران می سازه و اولین بار حسین طاهر زاده اونو اجرا می کنه.
تصنیف «زمن نگارم» گلبانگ 1 (بت چین) رو می تونین از اینجا دانلود کنین.
متن کامل اشعار رو می تونین در ادامه مطلب ببینین. (اشعار به همان صورت ناقصی که استاد خوانده آورده شده است)

 

قطعه آوازی در بیات اصفهان بهمراه سنتور فرامرز پایور

پيش از اينت بيش از اين غمخواری عشاق بود ××× مهرورزي تو با ما شهره آفاق بود
ياد باد آن صحبت شبها كه با نوشين لبان ××× بحث سر عشق و ذكر حلقه عشاق بود
از دم صبح ازل تا آخر شام ابد ××× دوستي و مهر بر يك عهد و يك ميثاق بود
سايه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد ××× ما به او محتاج بوديم او به ما مشتاق بود
حسن مهرويان مجلس گر چه دل مي‌برد و دين ××× بحث ما در لطف طبع و خوبي اخلاق بود
بر در شاهم گدايي نكته‌اي در كار كرد ×××‌ گفت بر هر خوان كه بنشستم خدا رزاق بود
رشته تسبيح اگر بگسست معذورم بدار××× دستم اندر دامن ساقي سيمين ساق بود
شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد ××× دفتر نسرين و گل را زينت اوراق بود
غزل 206 حافظ

ای مه من، ای بت چين ای صنم ×××لالـه رُخ، زهره جبیين ای صنم
تا به تـو دادم دل و دين ای صـنم ××× برهمه كس گشته یقين ای صنم
من زتو دوری نتوانم دیگر , جانم ××× وزتو صبوری نتوانم دیگر
( بيا حبيبم، بيا طبيبم)۲                      
هر كه تو را ديده ز خـود دل بريد ××× رفته ز خود، تا كه رُخت را بديد
تير غمت، چون به دلِ من رسيد ××× همچو بگفتم كه همه كس شنيد
من زتو دوری نتوانم ديگر , جانم ××× وزتو صبوری نتوانم ديگر
( بيا حبيبم، بيا طبيبم)۲
ای نفـسِ اُنـسِ تـو احيای من ××× چون تويی امروزه مسيحای من
حالت جمعی تو پريشان كنی ××× وای به حال دل شيدای من
من زتو دوری نتوانم ديگر , جانم ××× وزتو صبوری نتوانم ديگر
( بيا حبيبم، بيا طبيبم)2 

تصنیف «عشق تو آتش جانا»

عشق تو آتش جانا زد بر دل من بر×××  باد غم داد آخر آب و گل من
روی تو چون دیده‌ دل بهتر ز لیلی ××× روی تو چون دیده دل به طرز لیلی
شد بند زنجیر دام مجنون دل من ××× شد بند زنجیر دام مجنون دل من
وصل تو مشکل مشکل جان دادن آسان ××× یا رب کن آسان آسان این مشکل من

قطعه آوازی در ماهور بهمراه تار هوشنگ ظریف 

اگر تو فارغی از حال دوستان یارا ××× فراغت از تو میسر نمی‌شود ما را
تو را در آینه دیدن، جمال طلعت خویش ××× بیان کند که چه بوده‌است ناشکیبا را
بیا که وقت بهارست تا من و تو به هم ××× به دیگران بگذاریم باغ و صحرا را
به جای سرو بلند ایستاده بر لب جوی ××× چرا نظر نکنی یار سرو بالا را
که گفت بر رخ زیبا نظر خطا باشد ××× خطا بود که نبیند روی زیبا را
نگفتمت که به یغما دلت رود سعدی ×××چو دل به عشق دهی دلبران یغما را

تصنیف » زمن نگارم»

ز من نگارم خبر ندارد ××× به حال زارم نظر ندارد
خبرندارم من از دل خود ××× دل من از من خبر ندارد
کجا رود دل که دلبرش نیست ××× کجا پرد مرغ که پر ندارد
امان از این عشق، فغان از این عشق ××× که غیر خون جگر ندارد
همه سیاهی، همه تباهی ××× مگر شب ما سحر ندارد
بهار مضطر، منال دیگر××× که آه و زاری اثر ندارد

Read Full Post »

secret of love

نوشته من در مذمت فضولی عقل در وادی عشق سبب شد تا خانم دکتر  درباره عشق و عقل بنویسن. فکر می کنم نتونستم مفهمومی که تو ذهن دارم رو خوب بنویسم و یه سری ابهامات بوجود اومده، امیدوارم این نوشته بتونه ابهام زدایی کنه.

من آدم هفده یا هجده ساله نیستم که عشقم بر مبنای هیچ شکل گرفته باشه، بلکه  دقیقا برعکسه! زمانی به اوج عشق رسیدم که فکر می کنم شناخت خیلی خوبی از خودم و بانو داشتم. من هنوز هم بعد از چند سال بر این باورم که ما می تونیم بهترین مکمل های هم باشیم و می تونم چندین دلیل عقل پسند بیارم ولی همه اینها دلیل عاشقیه! شروع عاشقی هم مسلما در آدم های بالغ عاقلانه هست ولی خود عشق این جورنیست، جنسش فرق داره. عشق یه حسه که توصیف اون سخته. توصیف اون بر مبنای عقل به تعابیری ختم میشه که جز بازی با کلمات نیست. برای شناخت ذات عشق فقط باید اونو تجربه کرد.

بنظرم میشه آدمی در تصمیمات کلیدی زندگیش عاقلانه تصمیم بگیره ولی همون ها رو هم عاشقونه اجرا کنه. جان کلام اینکه سعی نکنین در توصیف عشق با کلمات بازی کنین، بلکه سعی کنین عاشق باشین.

پ.ن: بارها اینجا و همه جا گفتم که صدای استاد از خود بی خودم میکنه، ارادت من به استاد چنانه که بانو چند باری پرسید که صدای استاد رو بیشتر دوست داری یا صدای منو، حتی!! چند وقت پیشا یکی از دوستان عیلمی(دقیقا با همین املاء) به شوخی ازم خواسته بود که یه مروری بر کارهای استاد شجریان بنویسم. به سرم زده که چیزکی در این باب بنویسم ولی این چیزک مطمئنن خیلی طولانی خواهد شد. طرحی هم واسه این کار تو سرمه اینه که اول بیام به ترتیب همه البوم هایی که استاد منتشر کرده رو چند خطی راجع بهش بنویسم، بعد هم بیام درباره روند معنایی این آلبوم ها و روند همکاری استاد با گروه های مختلف و فرق این گروه ها با هم چند خطی بنگارم. اما خب، مسلمن در تمامی این نوشته ها شما نکته ای فنی در باب موسیقی نخواهید دید و تمرکز بر احساس و معانی سیاسی و اجتماعی  فعالیت استاد خواهد بود. تاکید می کنم که نوشته ها، نوشته های دلی خواهد بود و نه چیز دیگه ای و مسلما هیچ ادعایی در مورد موسیقی من ندارم.
تا چند روز دیگه اولین نوشته که بررسی اولین البوم منتشر شده استاد یعنی گلبانگ 1 هست رو خواهم نوشت.

Read Full Post »

Older Posts »