Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘فیلم’ Category

این روز ها علاوه بر موضوع انتخابات، چپ و راست حرف از اخراجی های 2 هستش. مسعود ده نمکی فیلمی ساخته که رکوردها رو در هم شکسته. من نمی دونم اخراجی های 2 فیلم خوبی هست یا نه. من فیلمی که ده نمکی بسازه رو نمی بینم. اینقدر خاطرات نوشته ها و رفتارهای ده نمکی تازه و زنده هست که باعث بشه اخراجی های2 رو هم مثل اخراجی های 1 نبینم. اما…

یه عده روشنفکرنما هستن که  جز غر زدن به زمین و زمان کار دیگه ای ندارن. اخراجی های 2 بعلت گیشه فوق العاده اش قابل تحسینه. حالا اگه واقعا فیلم ضعیفی؛ به ده نمکی خرده نباید گرفت. انتقاد مهم تر و بزرگ تر به بزرگان سینما وارده که چرا نتونستن فیلمی بسازن که این همه فروش کنه و این آقا در اولین تجربه های سینمایی خودش تونسته!

چرا کسی نتونسته یه تیم به این خوبی از بازیگرای طنز جمع کنه؟ چرا در زمان خاتمی کسی نتونسته حمایت مسئولین دولتی رو جلب کنه تا فیلمی اینچنین بسازه؟

به این صورت خرده گرفتن به کسی که تونسته میلیون ها ایرانی رو به سینما بکشونه و فروش فیلمش چندین برابر فیلم دوم باشه، کاری احمقانه بیش نیست.

پ.ن: بعد از عید این دومین باره که دلم می خواد این روشنفکرها بساطشون رو جمع کنن، کم تر حرف بزنن، در همه کاری خودشون رو کارشناس ندونن، اینقدر چرندیات نبافن…

Read Full Post »

hatami kia فرقی نمی کنه که افکار سیاسی و مذهبیش رو قبول داشته باشی یا نه، حاتمی کیا مدتهاست که خودش رو بعنوان یه کارگردان مولف به سینمای ایران ثابت کرده. بدون شک و بی اغراق او بزرگترین کارگردان نسل بعد از انقلابه. در وصف او همین بس که دو فیلم «آژانس شیشه ای» و «از کرخه تا راین» موثرترین فیلم های سی ساله اخیر سینمای ایران بودن.

«دعوت» شروع عصر جدیدی از زندگی حرفه ای حاتمی کیاست. دعوت داستان 5 تا زنه که ناخواسته حامله شدن و رفتار اونا رو در برابر مساله «سقط جنین»  نشون میده. شاید اون پیوستگی که انتظار می رفت بین اپیزود های مختلف برقرار باشه نیست و داستان یه جورایی از هم گسیخته هست. فیلم پرستاره دعوت می تونست خیلی بهتر از این باشه اگه حاتمی کیا کمی بیشتر حواسش به جزییات می بود. 2 اپیزود اول فیلم پر از ضعف های محتوایی و فرمی هست. بازی ستاره هایی چون شریفی نیا و افشار و فروتن در این دو اپیزود یا معمولی و یا ضعیف است و از کارگردانی چون حاتمی کیا که استاد بازی گرفتن از بازیگرا هست دور از انتظار. البته باید منصف بود و به مدت حضور کم هر بازیگر در فیلم و نبود وقت برای شخصیت پردازی در فیلم های اپیزودیک اشاره کرد.
اما اوج فیلم اپیزود سومه که هم شاهد بازی فوق العاده گوهر خیر اندیش هستیم و هم دیالوگ های خاص حاتمی کیا که این بار به نظر با شیطنت کودک درونش هم مواجه بوده!!!

بی انصافیه که بگیم دعوت حاتمی کیا برای فکر کردن درباره سقط جنین نافرجام بوده و بر عکس من فکر می کنم که «دعوت» حاتمی کیا بیش از همه فیلم هایش دیده بشه و بر خیلی ها تاثیر بذاره. جسارت حاتمی کیا برای بیان مستقیم این مساله و تابو شکنی او ستودنیه و یادمون نره که «دعوت» فقط شروعی برای دوران جدید حاتمی کیاست و باید بهش فرصت داد تا بتونه خودش رو در این عرصه جدید پیدا کنه.

Read Full Post »

silk; ordinary movie

silk poster شرق همیشه برای غرب جذاب و رمانتیک و پرمعنا بوده، سفر به شرق همیشه از رویاهای ماجراجویان غربی بوده اما این افراد معمولاً ناکام می موندن و هیچ گاه به شرق نمی رسیدن یا وقتی که می رسیدن اونچه رو  می دیدن که هیچ انتظارش رو نداشتن. این عده می خواستند شرق رو با همه عجایبش کشف کنن. یه عده دیگه هم واسه تجارت به شرق مسافرت می کردن. انسان هایی که واسه تجارت راه پرخطری رو از کشورشون تا ژاپن طی می کنن. گاهی شرق چنان براشون جذاب بود که هیچ گاه به وطنشون  بر نمی گشتن و اونجا می موندن. این جذابیت ممکن بود با دیدن زیبارویی یا با دیدن مناظر طبیعی یا مردم و آثار تاریخی اون منطقه، پدید بیاد.
مانند «ریشار» فرانسوی که در تاریخ عکاسی ایران اولین عکاس ایران هستش. او واسه عکس گرفتن به ایران میاد و تو دربار فتحعلی شاه زندگی میکنه. دل به زیبا رویان ایرانی می بنده و در دربار با دختری ایرانی ازدواج می کنه و پس از اون اسم «میرزا رضا ریشار» عکاس رو واسه خودش برگزید. اینا همه حاکی از دل بستن به شرق است.

فیلم ابریشم بر همین اساس وبا اقتباس از شاهکار باریکو داستان نویس مشهور ایتالیایی ساخته شده است. باریکو داستان ابریشم رو بر اساس زندگی واقعی فیلیپ کارلسن قاچاقچی فرانسوی کرم ابریشم نوشته که همسری در زادگاه و محبوبی در انتهای دنیا داشته. تا اینکه همسرش به او شک می کن و ارباب محبوبه نیز به اون!

ابریشم داستان فوق العاده ای داره، کارگردانش هم کارگردان ویلون قرمز، ژیرار هستش که با ویلون قرمز اسم و رسمی پیدا کرد، همه اینا دست به دست هم میده تا آدم انتظار یه شاهکار رو داشته باشه.اما ابریشم ضرباهنگی بیش از حد کند داره و در خیلی از جاها مایوس کننده، بی انرژی و کش دار و کسل کننده هستش!ابریشم می تونست خیلی خیلی بهتر از این ها باشه! اما فکر کنم به یه بار دیدن حتما می ارزه! از سکانس نامه و برخورد عاشقانه محبوبه وقتی هروی داره حمام می کنه نمیشه بی تفاوت گذشت!

Read Full Post »

یانگومیانگوم هم بالاخره تموم شد. نمی دونم شما فیلم رو می دیدین یا نه، من که تقریبا همه قسمت ها رو دیدم. جواهری در قصر فقط داستان آشپز شدن یه دختر، یا پزشک شدن او نبود. داستان همیشگی آدمهای موفق تاریخ بوده، آدم هایی که هیچ وقت ناامید نمیشن و پشتکار فارغ العاده‌شون اونا رو در راه رسیدن به موفقیت کمک می کنه.
یانگوم تو ایران خیلی زود زرد شد، کاش نمی شد تا جماعت روشنفکر خجالت نکشه که این فیلم رو ببینه، تا این جماعت یاد بگیرن تا کوچکترین موضوعی پیش میاد، میدون رو خالی نکنن. کاش لی یانگ ایی اینقدر خوشگل نبود تا جواهری در قصر زرد نمیشد!
شرق دور بعد از جنگ دوم جهانی شروع کرده به ساختن چنین سریال هایی تا فرهنگ مردم رو عوض کنه؛ و شاید حالا بطور کامل می فهمیم که اونا موفق شدن.فرق ما و اونا در همین چیزاست، همینه که ما هی در جا می زنیم و اونا روز به روز پیشرفت می کنن، چون اونا از بچگی یاد می گیرن که در این دنیای مادی شکست وجود نداره، ناامیدی معنا نداره؛ اما ما تا یه شکست می خوریم به جایی این که بفهمیم مشکل کجا بوده، میگیم خوب خدا نخواست، مثل اینکه خدا نمی خواد ما پیشرفت کنیم.
جواهری در قصر جدا از تاثیرات فرهنگی عمیقی که بر مردم کره داشته؛ از لحاظ ساختاری و فیلم نامه کاملا موفق بوده و تونسته در هر جایی که به نمایش دراومده، مخاطبان زیاد جلب کنه. من تا حالا امتیاز 9.2 رو برای هیچ فیلمی در IMDB ندیده بودم!

پ.ن: لینک های بلاگرولینک رو چطور باید به اینجا اضافه کنم؟ قالب رو چطور باید تغییراتی توش بدم؟

پست بعد نوشت OR پ.ب.ن: می دونم دوست نداری ازت بنویسم، ولی نمیشه. نمیشه از تو ننوشت، از کسی که همه زندگیم تحت تاثیر اونه! نمیشه! باز باید از عشق بگم؛ باید از دیوونگی بگم؛ از حال خوشی که دارم، از سرخوشی مستانه‌ام، از لرزش دست و دلم….. قاصدک میگه لحظه دیدار نزدیک است!

Read Full Post »

8 میلیمتر

بالاخره اولین فیلم تو اتاق اکران شد! 8 میلیمتر(2) فیلم متوسطی بود. در ابتدا بنظر می رسه که فیلم باید عاشقانه باشه، ولی در نهایت معلوم میشه که مرد فقط می خواسته دختره رو تیغ بزنه! فیلم پر از صحنه های سکسی و غیر اخلاقیه که یه جاهایش واقعا بی مورد بوده و شاید فقط به خاطر گیشه بوده. انگیزه دیوید شاید در همین به جمله معلوم باشه که به تیش میگه «ثروتمندان هر کاری دلشون بخواد میکنن چون میتونن اما اگه همون کارو بقیه بکنن دلیلش اینه که اونا مجبورن»
اما حواشی فیلم شاید از خود فیلم جالب تر باشه، فیلم با یه صحنه سکس در دادگاه شروع میشه، مشهدی 2 همین جا بلند میشه؛ زیر لب یه چیزی میگه و میره، مشهدی 1 هم نیم ساعت بیشتر دووم نمیاره، بلند میشه و میگه من باید برم حموم، ما هم با خنده بدرقه اش می کنیم، من و همدانی مجبور میشیم 2 تایی فیلم رو نگاه کنیم؛ بعد فیلم همدانی از غافلگیری که در فیلم وجود داشت ذوق زده میشه نیم ساعت از فیلم تعریف می کنه، ولی من فکر می کنم فیلمی کاملا متوسط محسوب میشده. 2تا مشهدی آخر فیلم میگن چرا زن ها تو این فیلم لخت شدن؟ چرا صحنه های سکسی رو نشون داد؟ البته بعدا فهمیدم که این اولین فیلم بدون سانسوری بود که می دیدن!
پ.ب.ن: برای دوست خوبم: تصور اینکه یه رابطه ای بخواد منو محدود کنه برای منم سخته؛ من دوست دارم رابطه هایی که دارم در جهت تعالی باشه و نه محدودیت افکار و رفتار، ولی فکر می کنم سر این دو راهی که قرار گرفتی باید وزن عشقت رو بسنجی!…

Read Full Post »

سعادت ابدي

دلم يه فيلم رمانتيك با صحنه هاي سكسي زياد مي خواد، دلم يه فيلم يا سكس هاي عاشقونه مي خواد! با معرفي چند تا فيلم سعادت ابدي رو براي خودتون بيمه كنيد!

Read Full Post »

تهران رو نسبت به شهرستان ها همیشه ترجیح میدهن و همه امکانات و وسایل رفاهی رو فقط برای تهرانی ها فراهم کردن. هر سال هم 100 تا سمینار می ذارن تا درباره تمرکززدایی بحث کنند و مشکلات مختلف شهرستان ها رو نسبت به تهران بررسی کنن. اما یه مشکلی هست که هنوز اصلا مطرح نشده که حالا بیان براش سمینار بزارن. مشکلی که کم از مشکلات دیگه نیست و برای خیلی ها هم معضل بزرگیه.
مشکل اینه که سینماهای اینجا فیلم هایی رو اکران می کنن که 2 ماه قبل در تهران رو پرده بود. حالا اگه یه کسی مثل من 24 ساعته توی نت باشه و وبگردی و وبلاگ گردی کنه جریان فیلم رو قبل از اینکه به اینجا برسه از سیر تا پیازش و می دونه. پنج شنبه با چند تا از دوسنان رفتیم سینما که روز سوم رو ببینیم. نمی دونم قبلا کجا خونده بودم که این فیلم یه فیلم نمادین هست که واقعا بود. سمیره در این فیلم فقط یه زن نبود، یا فقط یه خواهر برای رضا نبود که جونش رو به خطر بندازه! سمیره قسمتی از ایران بود که همه کسانی که برای ایران می جنگیدن برای نجاتش جونشون رو کف دست گرفتن. فواد هم سمیره رو می خواست همونطور که خرمشهر رو می خواست. برای او هم سمیره نه فقط یه عشق که حقش می دونست(همونطور که از خرمشهر بعنوان یه حق تاریخی نام می بره).
بازی حامد بهداد مثل همیشه چشمگیر بود. علاوه بر لهجه و طرز راه رفتن از میمیک صورتش هم مثل همیشه خوب استفاده کرد. من چیز خاصی در بازی پوریا پورسرخ ندیدم هر چند که از دفعات قبل بهتر شده بود. البته من مدل موی پورسرخ رو هم درک نمی کنم. این مدل مو مطمئنا در اون زمان وجود خارجی نداشت. لطیفی در روز سوم باران کوثری رو بهمون سرنوشتی دچار کرد که حاتمی کیا در به نام پدر گلشیفته فراهانی رو! باران و گلشیفته یکی از ویژگی های بازیگریشون جنب و جوش و شیطنت هست. اینا هنوز به اون حدی نرسیدن که فقط با حرکات صورت و استفاده از لهجه و نوع بیان بتونن به خوبی بازی کنن. اما بازی برزو ارجمند که در نقد هایی که خونده بودم بهش اشاره نشده بود دد حالیکه بنظرم یه کار فوق العاده رو ارایه داد. اگه میون عربها زندگی کرده باشین کاملا حس می کنین که برزو چه کار بزرگی کرده و بخوبی تونسته از انجام این نقش بر بیاد.
اگه شما هم مثل من بچه شهرستانی هستین و هنوز روز سوم اکران میشه، برین ببینین، فیلم بدی نیست. هر چند من هنوز فقط از فیلم های جنگی حاتمی کیا خوشم میاد.

Read Full Post »

Older Posts »