Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘شريف گردي’ Category

حکمرانان ایرانی به درستی فهمیدن که نقطه اهرمی و کلیدی مخالف پرور نظام، دانشگاه ها هستن. بعد از شناخت خطر، ابتدا خطر جاری یعنی تشکل های مستقل و غیر وابسته به نظام رو حذف یا بی اثر کردن. حالا هم که رهبر کشور به درستی اظهار کرده که رشته های علوم انسانی خطر بالقوه هستن. در واقع رشته های علوم انسانی مخصوصاً در دانشگاه هایی که حواشی کم تری دارن و بر علم و تحصیل و تدریس اون تمرکز بیش تری کرده ان، نیروهایی رو پرورش میدن که خیلی زود با نظام دچار مشکل بنیادی میشن. بهر حال اکثر اصول اداره کشور رو مخالف و در تضاد با اصول علم اقتصاد و مدیریت و علوم اجتماعی و سیاسی می بینن. اشارات رهبری سبب فضای امنیتی در اکثر دانشگاه های علوم انسانی خواهد شد. در خصوص دانشکده مدیریت و اقتصاد شریف هم چیزهایی شنیده میشه که خب در صورت مطمئن شدن؛ روزی این جا خواهم نوشت.

اما از این موضوع که بگذیریم، نکته ای دیگه ای روی داده که نشون از ترس از دانشگاه و دانشجو هست. قضیه اینه که در ترم جدید تحصیلی تو دانشگاه شریف، شیوه جدیدی برای اسکان دانشجویان خوابگاهی استفاده شده. دقیقاً وسط هر چند اتاق، یه اتاق هست که دانشجوهای بسیجی اسکان داده شدن. به نظر می رسه که این قضیه واسه دانشجوهای بسیجی هم کاملاً شفافه و اونا به این قصد اومدن بین بچه های دیگه که از منحرف شدن اونا جلوگیری کنن (به ادعای خودشون). ترم پیش روی دانشگاه ها، ترم سختی برای دولت خواهد بود و اونا سعی دارن با چنین شیوه هایی فضای دانشگاه ها رو کنترل کنن. باید چند ماه صبر کرد و دید آیا اونا می تونن موفق بشن!

Read Full Post »

خیلی خوبه که ماها مثل شعارهامون تحمل حرف مخالف رو داشته باشیم، عقاید مخالف رو بپذیریم و فکر نکنیم عقیده و باور درست تره و یا بهتره. رفتار و باور همه آدم ها را با منطق خودمون نسنجیم، شاید اصلاً اونا منطقشون جنس دیگه ای باشه و بر اساس اون منطق عقیده و رفتارشون درست باشه. اصلاً دموکراسی یعنی عقاید و باورهای متفاوتی در جامعه برای اداره جامعه وجود داره و خب اونی که اکثریته باید جامعه رو اداره کنه و البته باید حقوق اقلیت رو به رسمیت بشناسه. این اقلیت و اکثریت خیلی مهمه. هر فکر و باوری که تو جامعه مطرح میشه باید از لحاظ کیفی و کمی شفاف باشه. باید معلوم باشه چند نفر بر اون عقیده هستن و از چه عمق فکری برخوردارن.

خروجی های دانشکده ما یعنی دانشکده مدیریت و اقتصاد شریف که تونسته بعد از فقط 10 سال از تأسیسش پیشرو در آموزش اقتصاد و مدیریت بشه، یه سری مشخصه های خاصی دارن که تقریباً همه از اون خبر دارن. آدم هایی با کیفیت بالا، قدرت بالای تحلیلگری، معتقد به اصول اقتصاد آزاد و بر خلاف اکثر دانشجویان بقیه دانشکده های اقتصاد و مدیریت، آدم هایی هستن که اقتصاد و مدیریت رو به صورت علمی و با شیوه های جدید آموختن. توزیع فکری دانشجویان این دانشکده رو میشه از آمار رأی دهندگان به هر کدوم از نامزدهای انتخابات فهمید. رای دادن بیش از 95% دانشجوها به میرحسین و کروبی و رضایی؛ نشون از محبوبیت احمدی نژاد در بهترین دانشکده مدیریت و اقتصاد این کشور داره.

خیلی خوشحال کننده هست که همون اقلیت طرفدار دولت یه سایت اقتصادی بزنن و بخوان مسائل اقتصادی رو تحلیل کنن، مسلماً این آدم های با استعداد هم دیر یا زود با ما همراه خواهند شد؛ اما دور از انصافه که در تبلیغاتمون بگیم سایت اقتصادی دانشجویان دانشکده مدیریت و اقتصاد شریف، خیلی ناجوانمردیه. دوستان خوبم هر کسی ندونه ماها می دونیم که چقدر تفکر شما خطرناکه، پس لطفاً به این تفکر خطرناک برچسب ما رو نزنین. ما نه گول روزهای نخستین سایت رو برای تو غلتک افتادن می خوریم و نه گول مصاحبه با پرفسور مشایخی؛ ما شما و تفکر خطرناکتون رو می شناسیم و بهتون هشدار میدیم که از نام دانشکده استفاده ابزاری نکنین.

Read Full Post »

چهارشنبه قبل، تو دانشکده ای که همه جاشو واسه تعمیرات خراب کردن؛ تو اتاق سمینار با دکتر نشستیم سوال طراحی کنیم. وسط طراحی سوال ها و چونه زدن رو سوال ها بودیم که یکی دیگه از اساتید میاد تو و 10 دقیقه ای جلوی من با دکتر صحبت می کنه. هر دو به شدت ناراحت و عصبی هستن، سعی می کنن جوری حرف بزنن که من نفهمم که درباره چه کسی حرف می زنن، اما خب معلومه  که یکی از استادای دانشکده رو دستگیر کرده بودن. بعد از اینکه دوباره با دکتر تنها شدم، دکتر 10 دقیقه ای به یه نقطه خیره شده، بغض عجیبی کرده بود. دلم می خواست بپرسم که کی رو دستگیر کردن ولی ترسیدم یهو بغضش جلوی من بشکنه، یه بحث دیگه پیش کشیدم تا جو رو عوض کنم…
دکتر مثل همیشه منو با ماشین تا دم در خوابگاه میاره. اما تو ماشین دکتر حرف هایی می زنه. دکتر که می دونه وبلاگ می نویسم، به شدت توصیه می کنه ننویس، میگه فضا بیش از حد امنیتی شده، میگه آدم هایی رو این روزها دستگیر کردن، که تقریباً هیچ کاری نکردن، هیچ کاری! دکتر چند بار به صورت خیلی جدی توصیه می کنه که بزار زمان شرایط رو شفاف تر کنه، بزار قواعد بازی مشخص شه، دکتر تأکید می کنه که تو این شرایط خودت رو حفظ کن، یه کم دور شو از ماجرا، به جنبه های دیگه زندگی برس… میگه حتما فهمیدی که یکی از همکارا رو گرفتن، یه روز بهت میگم کی، ولی الان فقط مواظب خودت باش…
دکتر همه این حرف ها رو با درد، با رنج، با بغض میگه و آخرش میگه پسر حواست هست چه می کنی؟
نمی خواستم بنویسم، اما…
پ.ن: نیما تو وبلاگش ابتدا درباره این موضوع می نویسه و سبب میشه منم بنویسم، دوستان زیادی خواستن که ننویسیم، ما هم از وبلاگ ورش داشتیم. اما حالا فکر کنم مشکلی نداشته باشه که منتشر شه. بهرحال باید یه جایی اینا ثبت شه.

Read Full Post »

1-امروز دو تا آدم مهم اومدن دانشکده ما،اول  پروفسور شلینگ که جایزه نوبل اقتصاد گرفته؛ البته چون سر کلاس بودم، نتونستم سخنرانی اش رو برم ولی سر عکس گرفتن رسیدم و بهر حال عکس داشتن با یه نوبلیست بدک نیست، حالا عکسش بدستم برسه شاید بزارم اینجا! اما یه نفر دیگه هم اومد که حالا از نظر من مهمتر هم بود، دکتر حامد قدوسی (من نمی دونم چرا همه جا اسم ایشون رو با مهندس میارن)؛ یه نیم ساعتی گپ زدیم، بد نبود، یه ذره درباره اون نوشته ای که درباره تفاوت اقتصاد و MBA نوشته بود بحث کردیم، خیلی خوب بود! فکر نمی کردم که دایره المعارف اقتصادی وبلاگستان به این زودی با آدم صمیمی بشه. درباره بیهقی خوانی با مریم صحبت کردیم. درباره اینکه چقدر از این کارزیبای فرهنگی و البته عشقولانه خوشم اومده.  فقط یادم رفت بپرسم که پیژامه پوش شدی یا نه؟

گپ زدن با حامد قدوسی تا شروع ارائه مقاله ابتدایی اش برای تز دکتری ادامه داشت، سر ارائه نشستم ولی خوب نتونستم همه مطالب رو بفهمم، هر چند حامد سعی کرده بود به ساده ترین شکل ممکن بیان کنه! نکته جالب درباره حامد اینه که 3 ماه در میون ایرانه، بهر حال مثل اینکه مسیر وین تهران پاتوق حامد و مریم شده.

2- برای اون مدلسازی انتخابات واسه خیلی ها ایمیل زدم و کمک خواستم، البته خیلی ها رو نمی شناختم و فقط همین جور ایمیل می زدم، حالا خانم شهین دخت خوارزمی جواب دادن که بیا دفترم با هم صحبت کنیم! ولی من ایشون رو نمی شناسم، یه سرچ کردم مثل اینکه ایشون آدم بزرگی هستن، کسی اطلاعات دقیقتری از ایشون نداره؟

3- درباره آلودگی هوا فکر کردین؟ چرا هوای تهران آلوده هست؟ چه چیز هایی به ذهنتون می رسه که بشه از دست این آلودگی خلاص شد؟ خواهش می کنم هر چی که به ذهنتون می رسه هر چند خیلی ساده،  برام میل بزنید.

4-تو این چند روز فرصتی شد به آرشیوم نگاهی بندازم، یه نکته خیلی واضح این بوده که خیلی وقته به احمدی نژاد گیر ندادم، ولی خداییش خیلی وقته دلم می خواد رو صورت احمدی نژاد بالا بیارم. درباره این مصاحبه آخرش یه نقد طولانی نوشتم، اما دلم نمیاد که حرف های این آقا رو بیام مثل بچه آدم نقد کنم، همون، فقط دوست دارم رو صورتش بالا بیارم!

5- بطور میانگین تو این 45 روزکه اومدم به این وبلاگ جدید؛ 300 تا بازدید کننده هر روز داشتم؛ پیک بازدید کنندگانم تو این چهار سال و خورده ای همین بوده، چرا من هزار تا بازدید کننده ندارم؟ چی کار باید کنم تا بازدید کننده ام زیاد بشه؟ راستی شماها نمی خوای لینک هاتون رو درست کنین!

6-نظرتون چیه درباره روانشناسی سیاسی اینجا چند پست خیلی ساده و با مثال های عینی از روسای جمهور ایران و آمریکا بنویسم؟ نوشته های خسته کننده ای نمیشه؟

Read Full Post »

امروز مثل همیشه وقتی وارد دانشگاه شدم، اولین چیزی که جلب توجه می کرد (البته احتمالا بعد از این دوربین هایی که همه جای دانشگاه نصب کردن) روزنامه شریف بود. رفتم نزدیک تر تا تیتر ها رو بخونم، مهمترین تیترش حضور وزیر نفت در دانشگاه بود. دوشنبه همین هفته (3/10/86) قراره که نوذری بیاد دانشگاه. بهر حضور وزیر نفت برای منی که مهندس نفتم می تونه جالب باnaftشه. اما با خوندن توضیحات تیترش میشه گفت آتیش گرفتم! وزیر نفت برای حضور در جشن فارغ التحصیلی دانشجویان مهندسی نفت دانشکده مهندسی نفت و شیمی دانشگاه شریف به دانشگاه میاد و قراره سخنرانی هم بکنه! 

اهواز، اردیبهشت 85، جشن فارغ التحصیلی ورودی 81 مهندسی نفت دانشگاه صنعت نفت، روزی که برای من و هم ورودی هام احتمالا یکی از مهمترین روزهای تحصیل بوده و خواهد بود. از وزارت نفت فقط یه معاون درجه چندم اومده بود و وزیر نفت حتی پیامی هم نفرستاد. نمی دونم می دونین یا نه که دانشگاه نفت یکی از چند دانشگاهی هست که زیر نظر وزارت علوم نیست و مستقیما زیر نظر وزارت نفت و شرکت نفت فعالیت می کنه! در واقع وزارت نفت متولی بی چون و چرای دانشگاه صنعت نفت محسوب میشه. ولی چند سالی هست که رفتارهایی از سوی وزارت نفت انجام میشه که جای تعجب و سوال داره! این همه توجه به دانشکده مهندسی نفت و شیمی دانشگاه شریف که فقط و فقط یکی از اعضای هیات علمیش نفتی هست (البته همین آقا هم کارشناسی و کارشناسی ارشدش مهندسی شیمی هست) و از طرفی دیگه هنوز آمار رتبه قبولی های مهندسی نفت دانشگاه شریف قابل قیاس با دانشگاه صنعت نفت نیست، واقعا چه توجیهی می تونه داشته باشه؟ اگه حرمت امام زاده رو متولیش نگه نداره، چطور میشه به آینده این دانشگاه قدیمی امیدوار بود؟! و چرا رئیس دانشگاه نفت باید فارغ التحصیل شریف باشه؟ چرا باید مهندسی شیمی باشه؟ تبعیض هایی که وزارت نفت بین دانشگاه خودش با دیگر دانشگاه هایی که مهندسی نفت را به درخواست وزارت نفت ارایه می دهند، بیشتر شبیه باج دادنه تا رفتارهایی برای جذب نیروهای کارآمد برای صنعت نفت این کشور، از حیثیت انداختن دانشگاه نفت، دودش فقط و فقط به چشم وزارت نفت و صنعت نفت میره!

Read Full Post »

برای پروژه درسQA* (تصمیم گیری برای مدیران) باید یه مساله واقعی تعریف کنیم و سپس مدل ریاضی‌اش رو بنویسم و بعدش هم مدل رو حل کنیم. از اونجا که سرم واسه کارهای سیاسی درد می کنه اولش تصمیم گرفتم که انتخابات مجلس شورای اسلامی رو مدل کنم. اما در مشورت با نیما خان نامداری عزیز متوجه شدم که این مدلسازی با متغیر های انتزاعی زیادی سر و کار داره که احتمالا واسه من خیلی سخت خواهد بود که بتونم مدلش کنم. نیما یه پیشنهاد دیگه داشت. «پيشنهاد من اينه كه بياي بررسي كني كه آيا سهميه بندي بنزين باعث كاهش آلودگي هوا ميشه يا نه» پیشنهاد نیمای عزیز رو با استاد درس، آقای دکتر عیسایی در میون گذاشتم که خیلی استقبال کرد. دکتر عیسایی اولین سوالی که پرسید این بود که نیما رو از کجا می شناسی؟ منم گفتم کیه که وبلاگ بنویسه و نیما رو نشناسه. وقتی به دکتر گفتم چند سالی هست که می نویسم خیلی تحویلم گرفت!!! دکترهم مثل نیما گفت برای این مدلسازی نیاز به تکنیک system dynamics داری و من هنوز این درس رو پاس نکردم. قرار شد که ازآقای کیوان وکیلی دانشجوی سال سوم(میگن یکی از غول های MBA هست) کمک بگیرم. چند دقیقه ای باهاش حرف زدم که یه ذره ناامیدم کرد در اینکه بتونم این پروژه رو هم مدل کنم. قرار شد بعدن بیشتر بحرفیم!

اما اون انتخابات رو دلم می خواد واسه خودم و نه پروژه مدل کنم. فکر کنم با ساده سازی کردن و حذف بعضی متغیر ها بشه با روش AHP** مدل نچندان بدی درست کرد. برای این کار باید به ترتیب زیر عمل کنم:

1- تعیین متغیر هایی که برای رای دادن به یک گروه در انتخابات مورد لحاظ قرار می گیرد.مثل آزادی بیان؛ عملکرد اقتصادی؛ قانون گرایی یا چه می دونم حتی حفimageظ ارزش های انقلاب؛ عدالت ورزی و هر چه که مردم این کشور برای رای دادن به گروهی خاص در نظر می گیرن.

2-تعیین گروه های شرکت کننده در انتخابات که تقریبا معلومه، فکر کنم بشه در 5 گروه اونا رو از هم تمییز داد.

  • راست رادیکال شامل طرفدار های احمدی نژاد
  • راست میانه شامل طرفداران لاریجانی و قالیباف و افروغ و ..
  • میانه رو ها شامل کارگزاران
  • چپ میانه شامل طرفدار های کروبی و اعتماد ملی ها
  • چپ رادیکال شامل طرفدارهای خاتمی و مشارکتی های

نمی دونم این تقسیم بندی چقدر می تونه درست باشه؛ بهر حال امیدوارم با کمک شما کامل بشه.

3-وزن دادن به متغیر های تعیین شده و نسبت هر گروه با هر متغیر با کمک پرسشنامه ها!

4- بقیه اش هم کار خاصی نداره، محاسبات آسونی داره که حالا فکر نکنم نیاز به توضیح تو وبلاگ داشته باشه.

فکرکنم شما بخوبی می تونین در موارد 1و 2 مشاوره بدین! بنظر شما چه عوامل تاثیر گذاری برای مردم وجود داره برای رای دادن به گروه. ( البته مردم رو مردم ایران در نظر نگیرین، مردمی در نظر بگیرین که برای رای دادن به گروهی خاص کمی فکر می کنن) و همچنین این ترکیب گروه ها درسته یا نه؟ خواهش می کنم در کامنت هاتون حتما به این دو مورد اشاره کنین.

*:  Quantitative Analysis for Management
**:  Analytic Hierarchy Process

پ.ن1: وقتی خاتمی می گوید ابدا نامزد انتخابات ریاست جمهوری نمی شود، می ترسم. دلم می خواد این حرف فقط یه تاکتیک سیاسی باشه. شاید بشه به هر تصمیم و هر رفتار خاتمی در دوران ریاست جمهوری خرده‌ای گرفت اما اما او کجا و بقیه کجا! وااااااای اگر خاتمی نیاید…

پ.ن2: ذوق زدگی مسئولان جمهوری اسلامی از این گزارش واقعا جای تعجب داره، بعضی وقت ها فکر می کنم واقعا این دولت هیچ مشاوری که یه کوچولو هم بفهمه نداره!

پ.ن3: دیروز فهمیدم وبلاگ قبلی رو از فیلتر در آوردن، با اینکه نمی خوام دوباره برگردم، اما جا داره از مسئولین دلسوز و زحمتکشان صبور مخابرات یا همون عموفیلترچی های عزیز تشکر و قدردانی کنم!!!!

پ.ن4: میگه حضور شما باعث میشه نتونم تمرکز کنم، نتونم درس بخونم! این یعنی تا بعد امتحانات نه اجازه دارم پیامک بفرستم و نه تلفن بزنم! اهواز رفتن هم کنسل شد تا اسفند.‌ بهر حال حاکم ایشونن دیگه:
     اگر بر جای من غیری گزیند دوست، حاکم اوست
                            حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم

Read Full Post »

8 میلیمتر

بالاخره اولین فیلم تو اتاق اکران شد! 8 میلیمتر(2) فیلم متوسطی بود. در ابتدا بنظر می رسه که فیلم باید عاشقانه باشه، ولی در نهایت معلوم میشه که مرد فقط می خواسته دختره رو تیغ بزنه! فیلم پر از صحنه های سکسی و غیر اخلاقیه که یه جاهایش واقعا بی مورد بوده و شاید فقط به خاطر گیشه بوده. انگیزه دیوید شاید در همین به جمله معلوم باشه که به تیش میگه «ثروتمندان هر کاری دلشون بخواد میکنن چون میتونن اما اگه همون کارو بقیه بکنن دلیلش اینه که اونا مجبورن»
اما حواشی فیلم شاید از خود فیلم جالب تر باشه، فیلم با یه صحنه سکس در دادگاه شروع میشه، مشهدی 2 همین جا بلند میشه؛ زیر لب یه چیزی میگه و میره، مشهدی 1 هم نیم ساعت بیشتر دووم نمیاره، بلند میشه و میگه من باید برم حموم، ما هم با خنده بدرقه اش می کنیم، من و همدانی مجبور میشیم 2 تایی فیلم رو نگاه کنیم؛ بعد فیلم همدانی از غافلگیری که در فیلم وجود داشت ذوق زده میشه نیم ساعت از فیلم تعریف می کنه، ولی من فکر می کنم فیلمی کاملا متوسط محسوب میشده. 2تا مشهدی آخر فیلم میگن چرا زن ها تو این فیلم لخت شدن؟ چرا صحنه های سکسی رو نشون داد؟ البته بعدا فهمیدم که این اولین فیلم بدون سانسوری بود که می دیدن!
پ.ب.ن: برای دوست خوبم: تصور اینکه یه رابطه ای بخواد منو محدود کنه برای منم سخته؛ من دوست دارم رابطه هایی که دارم در جهت تعالی باشه و نه محدودیت افکار و رفتار، ولی فکر می کنم سر این دو راهی که قرار گرفتی باید وزن عشقت رو بسنجی!…

Read Full Post »

Older Posts »