Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘انتخابات ریاست جمهوری 88’ Category

1- در زمان جنگ، وقتی به سمت مواضع دشمن پیش رفتی، باید بدونی که هر چه جلوتر میری، خطر بیشتر میشه و ثبات جایگاه تو کم تر میشه. اگه اینقدر پیش بری که دشمن موجودیتش رو در خطر ببینه، باید کار رو تموم کنی و گرنه دشمن به رفتار انتحاری روی میاره و که همیشه باخت – باخت بوده.  در این حالت باید یه کم به عقب برگردی، به جایی که احساس کنی در اونجا ثبات لازم رو داری و دشمن نمی تونه امنیتت رو تهدید کنه و در ضمن به دشمنت هم اجازه میدی که فکر کنه، که احمقانه تصمیم نگیره و شاید بتونی وضعیت رو به حالت برنده – برنده تغییر بدی.

بعد از روز به خاک سپاری منتظری در قم و روز عاشورا در تهران، این چنین مواضع نظام مورد تهدید و حمله قرار گرفت، یا میرحسین می بایست با یک رفتار انقلابی سعی در به نتیجه نشوندن این جنبش می کرد (که با پتانسیل این روزهای جنبش امری غیرممکن و بسیار پرهزینه است) وگرنه نظام با اون نمایش روز چهارشنبه آماده یک رفتار انتحاری احمقانه برای حفظ خودشه. حرکتی که با دستگیری میر و کروبی شروع میشه ولی پایانش رو نه سران جنبش سبز می تونن پیش بینی کنن و نه رهبران حکومت. ولی بیانیه 17 میرحسین نشون از بلوغ رفتار سیاسی در نزد رهبران این جنبش داره و به خوبی به مواضعی منطقی 26 تیر هاشمی برگشتن. این عقب نشینی برای حفظ موجودیت جنبش سبز امری ضروری بود و حالا عقلای حکومت به اندازه کافی وقت دارن که به تصمیم منطقی بگیرن و بی گدار به آب نزنن. جنبش سبز از جایگاه ناامن کمی به سنگر قبلی برمی گرده تا در این سنگر نیرومند تر و عمیق تر شه و دوباره به جلو پیش بره.

2- قبل از نمازجمعه تاریخی هاشمی، گفته بودم که فرق هاشمی و خامنه ای اینه که هاشمی حس مادرانه نسبت به این نظام داره و پیشنهاد هایی که در اون نماز جمعه هم داشت کاملا نشون می داد که صرفاً حفظ ثبات نظام براش مهمه و ثبات نظام رو در رضایتِ حداقلی، حداکثر مردم می دونه. بیانیه امروز میرحسین هم نشون داد که میرحسین حس مادرانه ای نسبت مردم داره و پیشنهادات امروز بعد از کشتار فجیع مردم تو عاشورا نشون میده که به خاطر حفظ جون مردم حاضره عقب نشینی کنه.  (البته عقب نشینی کاملاً عاقلانه و سیاسی)

Read Full Post »

بعد از پروژه ناموفق پاره کردن تصویر آیت الله خمینی و تجمع حداکثر ده هزار نفری مردم در تهران، چهارشنبه آخرین فرصت برای نظام است تا بتواند چهره ای مقتدر مردمی از خود نشان بدهد و پس از آن بتواند رهبران جنبش یا به قول خودشون سرانه فتنه رو دستگیر کنن.

اگر چهارشنبه باز هم جمعیت اندکی  در حمایت از نظام به به خیابون ها بیان، اخرین استراتژی های نظام هم برای خاموش کردن جنبش سبز به هدف نمی خوره.  من فکر نمی کنم چهارشنبه هیچ اتفاق خاصی بیفته، چهارشنبه هواداران اونا تجمع اندکی رو تشکیل میدن و اونا نمی تونن هیچ کار خاصی کنن.

Read Full Post »

حوالی ظهر 23 خرداد بود، تو ونک زیاد نبودیم، به سمت پایین حرکت کردیم، وقتی رسیدیم به پارک ساعی، رفتم رو یه بلندی، جمعیت رو که پشت سرم دیدم، ذوقی بی نهایت کردم، تا جایی که چشم کار می کرد، آدم بود. به یک کیلومتری مطهری که رسیدیم، دیدیم که 500 متر جلوتر از جمعیت یه مینی بوس جاده رو بست، کلی سرباز پیاده شدن و آماده پذیرایی از ماها شدن، من و دوستام تو صف دوم یا سوم جمعیت چند ده هزار نفری بودیم. یهو یکی بلند الله اکبر گفت و با سرعت تمام به سمتش دوید. ما هم مثل اون، با شوق می دویدیم. سربازها از ترس سریع سوار مینی بوس شدن و فرار رو بر قرار ترجیح دادن.
صد متر جلوتر، یهو حس کردیم که از وسط جمعیت مردم دارن فرار می کنن، ما هم که جلو بودیم، زودی خودمون رو به نزدیک ترین کوچه رسوندیم و تازه جرأت کردیم که پشت سرمون رو نگاه کنیم. دو نفر، نیروی نظامی با لباس ترسناک سیاه – اولین بار بود می دیدمشون، بعداً فهمیدم که این ها همون گاردی ها هستن- وسط جمعیت باتوم هاشون رو روی هوا می چرخوندن. ملت بعد از چند دقیقه جرأت پیدا کردن و بعد از اینکه چند نفر کتک خوردن، باتوم ها رو از دستشون گرفتن و اونا رو زدن و موتورهاشون رو آتیش زدن. دومین پیروزی، رو به افتخار هم با یا حسین، میرحسین به هم تبریک گفتیم.
اون پیچ ولی عصر  سر مطهری روکه طی کردیم، دیدیم کلی گارد منتظر ما هستن. ما شعار می دادیم، نمی ترسیدیم، به جلو می رفتیم. – ما قبل از انتخابات  هم کلی تو خیابون های تهران شعار می دادیم، فکر کنم اغلب فکر می کردیم که برخورد ها در حد حداکثر یه ضربه باتوم خواهد بود.- یهو صدای تیر اومد. گازی تو هوا پخش میشد و همه فرار می کردن و داد می زدن اشک آور زدن! اون همه جمعیت – شاید بالغ بر سی هزار نفر- در کمتر از چند دقیقه متفرق شد. تو کوچه پس کوچه ها می گشتیم، هر جایی که چند نفر خودی می دیدیم، جمع می شدیم شعار می دادیم. یهو از یه سوراخی، از پشت، جلو، بغل گاردی ها حمله می کردن، ما هم سعی می کردیم راهی برای فرار پیدا کنیم.
تا شب اتوبوس ها و موتورهای آتیش گرفته زیاد دیدیم. بقیه رو نمی دونم، اما من  ترسیده بودم، اما نه به این حد که بی خیال اعتراض بشم. یادم نیست ساعت چند بود، اما بقیه رو گم کرده بودم، تلفنی میدون ولی عصر قرار گذاشتیم. کنار میدون، سر کریم خان نشسته بودم و منتظر دوستانم بودم. قبل از رسیدن اونا چند نفری جمع شدن، شعار می دادن، منم بهشون پیوستم. احساس کردم که چند نفر آدم معمولی بهمون نزدیک شدن. یهو وقتی رسیدن به ما، از داخل آستین هاشون یا نمی دونم کدوم گوری، چوب -چماق- در آوردن و شروع به زدن بچه ها کردن. من به سمت کریم خان در رفتم. اون جلوتر نشستم. از اون ور دیدم 20 یا 30 موتور با سرعت دارن میرن به سمت میدون ولی عصر، چوبی رو روی هوا می چرخونن، و حیدر حیدر میگن. به بچه ها زنگ زدم، گفتم بچه ها بی خیال گاردی ها، مواظب لباس شخصی ها باشین، دست اینا بیفتین، به قصد کشت می زنن.

دلم هوس کرد که خاطرات روز اول رو بعد از 6 ماه بنویسم. هنوز همه لحظاتش جلوی چشممه. اون روز، مردم اگه کتک خوردن، کم نزدن، مثل سی خرداد. اما عاشورا خیلی عجیب بود. عاشورا، جنبش سبز خشمگین تر از روزهای قبل بود، راستش می ترسم که این خشونت به نتایج منفی ختم بشه. راستش می ترسم از این که میرحسین و خاتمی و همه سیاسیون رو دستگیر کنن، بعدش ببینیم که تانک و نفربر بیارن تو خیابون ها و حکومت نظامی اعلام کنن و تا خوابوندن سر و صدا ها خشن ترین برخورد ها رو کنن. لباس شخصی و سپاهیان طرفداران آیت الله خامنه ای، افراد ایدئولوژیک بسیار خطرناکی هستن، واقعاً ازشون بعید نیست واسه حفظ ارزش ها و باورهاشون چند ده هزار نفر رو هم تو یه روز بکشن. فضا خیلی مبهمه، امیدوارم، امیدوارم، امیدوارم روزهای بدی رو شاهد نباشیم.

Read Full Post »

حال اين پرسش مهم مطرح است كه ريشه‌هاي اين قضايا در كجاست؟ متاسفانه آقاي هاشمي رفسنجاني پس از ارسال نامه‌اي تعجب آور به مقام معظم رهبري و سپس سكوت معنا دار در برابر ناآرامي‌هاي پس از انتخابات دهم سرانجام در خطبه‌هاي نماز جمعه مورخ 26 تير 88 بر خلاف جايگاه خود و به جاي حمايت از سخنان رهبري و فصل‌الخطاب دانستن آن به جانبداري از قانون‌شكنان و فتنه‌انگيزان پرداخت كه مورد انتقاد دلسوزان نظام و روحانيت قرار گرفت و سرانجام با موضع‌گيري شديد اعضاي مجلس خبرگان رهبري مجبور به بيان مواضع دوپهلويي شد، اما در سخنراني 14 آذر 88 مشهد به تكرار همان ادعاها پرداخت و آتش تهيه اغتشاشات 16 آذر را فراهم ساخت. لكن با هشياري دانشجويان غيرتمند اين دسيسه نيز ناكام ماند.
در اين بيانيه تاكيد شده است: مقام معظم رهبري در ديدار با خيل عظيم روحانيون حوزه به تاريخ 22 آذر جناح سلم براي خاطيان گسترده و تكرار فرمودند: «اعتقاد به جذب حداكثري و دفع حداقلي است، اما بعضي خودشان اصرار دارند در اينكه از انظام فاصله بگيرند». شگفت آنكه آقاي هاشمي رفسنجاني به جاي استقبال از اين سخنان وحدت آفرين در ديدار با اندكي از همفكران خود به تاريخ 25 آذر 88 مطالب گذشته خود را تكرار كرد كه به راستي اين بيانات به چه معنا است و چرا ايشان آرامش براي اين كشور نمي‌پسندند. آيا بدون پشتوانه حمايتي وي افراد تاريخ مصرف گذشته‌اي چون خاتمي، كروبي، موسوي و يوسف صانعي مي‌توانند علمدار فتنه‌گري باشند و هتاكان و حرمت شكنان به ادامه اغتشاش و آشوب تشويق گردند؟

نوشته بالا، قسمتی از بیانیه تجمع امروز در قم بر ضد تجمع دیروز در قم هستش. خامنه ای سیاهی لشگرهاش رو بر علیه هاشمی به خیابون ها می فرسته و هاشمی مثل همیشه از پشت پرده بازی می کنه. من نمی دونم چقدر از رفتارهای میرحسین یا خاتمی تحت تأثیر هاشمی صورت می گیره؛ اما میشه اینقد فهمید که هاشمی به طور مستقیم با مردم در خیابون ها در ارتباط نیست، بر عکس خامنه ای که ارتباط مستقیمش با عوامل این تجمعات حس میشه.

شطرنج هر روز پیچیده تر میشه…

Read Full Post »

من هنوز هر چی به عکس ها و فیلم ها نگاه می کنم فکر نمی کنم جمعیتی بیش از دویست یا سیصد هزار نفر اومده باشن. که البته این تعداد هم به نظرم خوش بینانه هست. نکته ای که فکر کنم باید دوستان در نظر بگیرند عرض خیابون های قم هست که فکر کنم بیست متر بود، مثل خیابون ولی عصر و چند برابر کم تر از خیابون آزادی. با تخمین بسیار خوش بینانه ای همون تعداد که گفتم بودن. این که چرا کم بودن، چرا مردم زیادی نیومده بودن، دلایل زیادی میشه آورد. ولی بهرحال یادمون نره که این تجمع تو شهرستان برگزار میشد و اون هم قم.

یادتون نره که چند صد هزار نفر تو قم، تو قم، توجه کنید تو قم بر ضد مهم ترین اصل نظام جمهوری اسلامی شعار دادن و من هنوز باور نمی کنم. حس بی نظیری بود.

Read Full Post »

1- رهبر مذهبی مخالفان جمهوری اسلامی به شکلی به خاک سپرده شد، که من فکر می کنم 30 آذر 88 نقطه عطفی در مبارزات جنبش سبز بود. امروز در قم، در پایتخت مذهبی نظام جمهوری اسلامی ایران، تندترین شعارها علیه نفر اول این نظام داده شد. نکته بسیار عجیب این بود که طیف افرادی که در تشییع جنازه شرکت داشتند، شاید کم تر از بیست درصد افراد، آدم هایی شبیه ما بودند، بقیه افرادی به شدت مذهبی و مقید بودند که فقط و فقط هم شعارهایی علیه نفر اول نظام می دادند.

2- قم و مردمانش هرگز این روز تاریخی را از یاد نخواهند برد که چند صد هزار نفر در جلوی مدرسه حجتیه تند ترین شعارها را علیه مصباح می دادند.

3- واقعاً در حدود 80% افرادی که تجمع امروز شرکت داشتند، برای اولین بار بود که در تجمع این چنینی شرکت می کردند.  خیلی ها شعار های رایج در تجمعات تهران  را بلد نبودند. در هر گوشه از تجمع، افرادی که از تهران آمده بودند، لیدر شعاری می شدند. نکته جالب دیگر این بود که نوع شعار ها امروز مایه های مذهبی بیشتری نسبت به تجمعات تهران داشت و همچنین شعار علیه صدا و سیما و بیست و سی بسیار بیشتر از تجمعات قبلی بود و این نشان می داد که مردم شهرستان بیشتر از تهران رسانه ملی را نگاه می کنند، در نتیجه نسبت به آن حساس تر بودند.

4- جمعیت در حد انتظار من نبود. فکر می کردم بیش از یک میلیون نفر شرکت کنند ولی بعید می بینم بیش از دویست یا سیصد هزار نفر در تجمع امروز شرکت کرده باشند.

Read Full Post »

یکی دو روز مونده به انتخابات شایعات شنود تلفن همه جا پیچیده بود. بعد از انتخابات و درگیری های چند روز اول، این شایعات دیگه همه گیر شده بود تا اینکه بالاخره روز اول تیرماه شرکت نوکیا فروش ابزار شنود به ایران رو رسمن اعلام می کنه تا هم فروش نوکیا در کشور به شدت پایین بیاد، هم ترس استفاده از تلفن بیشتر بشه.
چند روز بعد از دور اول آزادی دوستانِ دربند، بچه ها دونه دونه از نحوه بازجویی ها نوشتن. یه چیزی که میون اون نوشته ها خیلی به چشم می اومد، پرینت پیامک های شش ماه گذشته بچه ها بود که به عنوان ابزاری برای بازجویی و تحت فشارهای روحی قرار دادن استفاده می شد. بعد از اون ماجرا خبرهایی درز پیدا کرد که مخابرات با نصب سیستم های جدیدی که عمدتاً از نوکیا خریداری کرده، سرورهایی نصب کرده که قابلیت ذخیره پیامک های شش ماه گذشته همه کاربران همراه اول و ایرانسل و تالیا رو داره و هر وقت که نیاز بشه میشه برای هر فردی، براحتی اون اطلاعات رو بازیابی کرد.
خریده شدن سهام هشت میلیارد دلاری مخابرات توسط سپاه، فضای اختناق رو تو کشور زیاد کرد. از بین رفتن حیطه خصوصی افراد مهم ترین موضوع بحث تو اون روزها بود.
از همه اینا که بگذریم، تازگی ها متوجه موضوعی شدم که نمی دونم چند وقته رو سرور مخابرات نصب شده،  علاوه بر اینکه میشه پیامک های شش ماه گذشته هر فردی رو بازیابی کرد و پرینت گرفت، مخابرات توانایی پردازش هر پیامکی که از هر فردی فرستاده میشه رو داره. فکر کنم کلماتی خاص هستن که با نوشتن اونا، ابزارهای مخابرات عکس العمل نشون میده. الان شما اگه بنویسین «احمدی نژاد» (فقط به همین صورت) پیامکتون به هیچ عنوان به مقصد نمی رسه. بقیه کلماتی که برای سیستم تعریف شده رو نمی دونم. این موضوع خیلی شبیه یه سیستم شنود تلفن ها در آمریکا هست که چند سال پیش خیلی تو امریکا سر و صدا کرد. اون سیستم شنود به کلماتی مثل الله، بوش و … حساس بود.

اینکه مخابرات چه کارهای دیگه ای با این ابزارهای جدید می تونه انجام بده رو نمی دونم ولی هر روز شعاع دایره زندگی خصوصی تو ایران تنگ تر میشه. هوا بس ناجوانمردانه سرد است.

پ.ن: دوستان اطلاع دادن که نوشتن احمدی نژاد به فینگلیش هم باعث میشه که پیامک ها ارسال نشه!

Read Full Post »

Older Posts »