Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘آزادی’ Category

به دلیل بیانیه خسرو آواز ایران، این نوشته حذف گردید.

Read Full Post »

سؤال؟

کارمندی رو تصور کنین که برای کوچک ترین کاری از ارباب رجوع رشوه می گیره. سوال من اینه که این کارمند می دونه رشوه گرفتن کار بدیه ولی اونو تکرار می کنه؟ یا میاد رشوه گرفتن خودش رو توجیه می کنه. بر اساس توجیه اون کارمند، رشوه کمک می کنه اون به حقی که نرسیده، برسه و پس رشوه می تونه بد هم نباشه و در نتیجه کارمند این رفتار رو تکرار می کنه.
مردی رو تصور کنین که دور از چشم همسرش با زنی دیگه رابطه عاطفی و جنسی داره. سوال من اینه که آیا اون فرد با آگاهی از بد بودن کارش، به این رابطه ادامه میده؟ یا میاد این رابطه رو توجیه می کنه. بر اساس توجیه این مرد، این رابطه به این دلیل بوجود اومده که زن نتونسته اونو از لحاظ روحی یا جسمی ارضاء کنه و مجبور شده به خاطر نیازش، تن به این رابطه بده و در واقع مرد قربانی رابطه ناخواسته ای شده.
کاری ندارم که این توجیه چقدر قابل قبوله. من حرفم اینه که این توجیه برای خود فرد قانع کننده است. من سوالم اینه که آیا فردی وجود داره که چنین توجیهی هم نداشته باشه و براحتی با علم به ناپسند بودن کارش اونو تکرار کنه؟
پیش اومده که همه ما با دونستن بد بودن کاری، اونو انجام بدیم. اما بحث من اینجا یه رفتاری هست که فرد برای مدت طولانی اونو تکرار می کنه. نظر من اینه که آدم بد (Bad Man) وجود نداره. یعنی آدمی نیست که کار بدی رو با آگاهی از بد بودنش به تکرار انجام بده. بنظرم هر فردی رفتارش بر اساس مطلوبیات ذهنیش کاملاً منطقیه و حتی علاوه بر منطقی بودن، بر اساس اصول اخلاقی که بهش معتقده کاملاً توجیه پذیره. (بحث اصولی اخلاقی مشترک، موضوع دیگه ایه)
دوست دارم نظر شما رو بعد از چند دقیقه فکر کردن راجع به این موضوع بدونم.

Read Full Post »

حتی مدل های اقتصادی هم این روزا به خوبی نشون میدن که آدمی که یه نفر رو کشته، نباید اعدام بشه. همه عقل های سلیم و آدم های دوراندیش و مصلح هم به خوبی این مسأله رو درک می کنن و می فهمن که اعدام به ذات کار درستی نیست…

دل آرا دختریه که چند سال پیش با دوست پسرش رفته خونه پیرزنی که اونو بکشه؛ این کار اون جز قتل با نیت قبلی و نقشه از پیش طراحی شده نبوده…

این که اعدام واسه اون شاید درست نباشه یه بحث کاملاً حقوقیه که در جای خودش باید بهش پرداخته بشه ولی حمایت از این دختر قاتل با ابزارهایی چون نقاش بودن اون توسط گروه های دفاع از حقوق بشر و فمینیست ها جز زیر سؤال بردن هدف این گروه ها هیچ نقش دیگه ای نداره! سؤالی در ذهن من بوجود اومده که عملکرد این گروه ها رو در جاهای دیگه به شدت زیر سوال می بره، آیا هدف این گروه ها فقط مخالفت با جمهوری اسلامیه، اون هم با هر روشی که بتونن؟

معصوم نشون دادن یه قاتل با حربه نقاش بودن اون؛ هیچ تعبیری نداره جز این که هر چیزی می تونه دستاویزی باشه برای مخالفت! پیرزن با شونزده ضربه چاقو کشته شده؛ اونوقت این خانم چون نقاشه معصومه؟؟؟؟

Read Full Post »

حق؟

«جمله ای می گویند که بعضی خیال می کنند که خیلی هم حرف درستی است؛ می گویند: حق گرفتنی است، نه دادنی. در حالیکه حق هم گرفتنی است و هم دادنی. اصلا این جمله که حق را فقط باید گرفت و کسی به تو نمی دهد، ضمنا تشویق به این است که تو حق را باید بگیری نه اینکه حق را باید بدهی؛ صاحب حق باید بیاید، اگر توانست به زور از تو بگیرد، اگر نتوانست که نتوانست.»
آزادی معنوی، مرتضی مطهری، صفحه 41

Read Full Post »

آزادي

در یک نظام اجتماعی آزادی چگونه تعریف می شود. قبل از ارائه تعریف باید بپذیریم که در نظام اجتماعی دو نوع آزادی وجود دارد.
1- آزادی عقاید و افکار 2- آزادی اعمال
مسلما در عقاید و افکار حدی نیست. هر انسانی بی نهایت آزاد است و مسلما فقط بی نهایت آزادی او هست که باعث پیشرفت بشریت میشود. اما در اعمال محدودیت هایی هست و باید باشد.جان استوارت میل آزادی اعمال در نظام اجتماعی را اینگونه تعریف می کند که » فرد آزاد است هر کاری که دلش می خواهد انجام دهد به شرطی که به دیگران صدمه ای نرساند»
شرطی که میل برای آزادی گذاشته، جای بحث بسیاری دارد. «به شرطی که به دیگران صدمه نرساند» چه وقت می توانیم بگوییم عملی به دیگران صدمه می رساند یا نه؟ باید از چند جنبه به این مساله نگاه کرد:
1- اگر کسی مستقیما باعث ضرر مالی، جسمی، عاطفی در دیگری شود پایش را از آزادی فراتر گذاشته است. اما باید قبل از رخ دادن این عمل به این نتیجه رسید. در واقع وقتی برای عملی صدمه ای قطعی یا احتمال صدمه ای قطعی مطرح باشد، آن عمل خارج از محدوده آزادی محسوب می شود.
2- این که گاهی ما با صدمه رساندن به خود، باعث صدمه دیگران می شویم. مثلا با تلف کردن اموال خود، به کسانی که مستقیم و یا حتی غیر مستقیم از آن سود می بردند؛ صدمه رساندیم و این عمل ما خارج از محدوده آزادی محسوب می شود.
3- عمل نکردن به تکالیفمان در برابر افراد باعث صدمه رساندن به آنها می شود و این نیز خارج از محدوده آزادی به شما می رود. بطور مثال یک پدر در برابر فرزندان خود مسئول است و نمی تواند در برابر آنها بی خیال باشد.
4- شخص آزاد نیست آزادی خودش را بفروشد. بطور مثال برده کسی دیگر شود. در واقع آزادی تا جایی وجود دارد که فرد کاری که دلش می خواهد انجام دهد و نه آنکه دیگری دلش می خواهد.5- در شرایط خیلی ایده آل شخص حتی آزاد نیست تا از تمام پتانیسل خودش در شغلش استفاده نکند و در واقع مجبور است که با تمام پتانسیل کار کند. که اگر نکند به آیندگانی که می توانستند از سود عمل او استفاده کنند، زیان رسانده و این مغایر با آزادی است.
می بینید آزادی چقدر محدود است. در واقع خیلی از کارهایی که ما خواهان انجام آن هستیم و از نبود آزادی برای آن معترض؛ در تعریف آزادی جایی ندارد. مثلا خوردن مشروب. که اگر در حین انجام وظیفه و خدمت باشد که باعث ضرر و زیان به آن کار می شود خارج از محدوده آزادی است (یادمان باشد که حتی اگر فقط برای خودمان کار می کنیم هم در اصل قضیه تفاوتی ایجاد نمی کند). اما اگر در حین تفریح باشد. اگر این تفریح به دیگران صدمه برساند که مشخص است خارج از آزادی است. اما اگر با خوردن مشروب باعث آزار و اذیت کسی نشویم، آنوقت چی؟ باز هم مغایر با آزادی است چون باعث می شود دقایقی و یا حتی لحظاتی نتوانیم از عقل خودمان بطور کامل استفاده کنیم که باعث ضرر به خودمان می شود. این مغایر با آزادی است.
پس بطور خیلی خلاصه آزادی یعنی انجام هر کاری که دلمان می خواهد با شروطی که:
1- باعث صدمه دیگران نشود.
2- باعث صدمه خودمان نشود.
3-وظایف مان را در برابر افرادی که نسبت به ما حقی دارند، انجام دهیم.

Read Full Post »