Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for دسامبر 2009

بعد از پروژه ناموفق پاره کردن تصویر آیت الله خمینی و تجمع حداکثر ده هزار نفری مردم در تهران، چهارشنبه آخرین فرصت برای نظام است تا بتواند چهره ای مقتدر مردمی از خود نشان بدهد و پس از آن بتواند رهبران جنبش یا به قول خودشون سرانه فتنه رو دستگیر کنن.

اگر چهارشنبه باز هم جمعیت اندکی  در حمایت از نظام به به خیابون ها بیان، اخرین استراتژی های نظام هم برای خاموش کردن جنبش سبز به هدف نمی خوره.  من فکر نمی کنم چهارشنبه هیچ اتفاق خاصی بیفته، چهارشنبه هواداران اونا تجمع اندکی رو تشکیل میدن و اونا نمی تونن هیچ کار خاصی کنن.

Read Full Post »

حوالی ظهر 23 خرداد بود، تو ونک زیاد نبودیم، به سمت پایین حرکت کردیم، وقتی رسیدیم به پارک ساعی، رفتم رو یه بلندی، جمعیت رو که پشت سرم دیدم، ذوقی بی نهایت کردم، تا جایی که چشم کار می کرد، آدم بود. به یک کیلومتری مطهری که رسیدیم، دیدیم که 500 متر جلوتر از جمعیت یه مینی بوس جاده رو بست، کلی سرباز پیاده شدن و آماده پذیرایی از ماها شدن، من و دوستام تو صف دوم یا سوم جمعیت چند ده هزار نفری بودیم. یهو یکی بلند الله اکبر گفت و با سرعت تمام به سمتش دوید. ما هم مثل اون، با شوق می دویدیم. سربازها از ترس سریع سوار مینی بوس شدن و فرار رو بر قرار ترجیح دادن.
صد متر جلوتر، یهو حس کردیم که از وسط جمعیت مردم دارن فرار می کنن، ما هم که جلو بودیم، زودی خودمون رو به نزدیک ترین کوچه رسوندیم و تازه جرأت کردیم که پشت سرمون رو نگاه کنیم. دو نفر، نیروی نظامی با لباس ترسناک سیاه – اولین بار بود می دیدمشون، بعداً فهمیدم که این ها همون گاردی ها هستن- وسط جمعیت باتوم هاشون رو روی هوا می چرخوندن. ملت بعد از چند دقیقه جرأت پیدا کردن و بعد از اینکه چند نفر کتک خوردن، باتوم ها رو از دستشون گرفتن و اونا رو زدن و موتورهاشون رو آتیش زدن. دومین پیروزی، رو به افتخار هم با یا حسین، میرحسین به هم تبریک گفتیم.
اون پیچ ولی عصر  سر مطهری روکه طی کردیم، دیدیم کلی گارد منتظر ما هستن. ما شعار می دادیم، نمی ترسیدیم، به جلو می رفتیم. – ما قبل از انتخابات  هم کلی تو خیابون های تهران شعار می دادیم، فکر کنم اغلب فکر می کردیم که برخورد ها در حد حداکثر یه ضربه باتوم خواهد بود.- یهو صدای تیر اومد. گازی تو هوا پخش میشد و همه فرار می کردن و داد می زدن اشک آور زدن! اون همه جمعیت – شاید بالغ بر سی هزار نفر- در کمتر از چند دقیقه متفرق شد. تو کوچه پس کوچه ها می گشتیم، هر جایی که چند نفر خودی می دیدیم، جمع می شدیم شعار می دادیم. یهو از یه سوراخی، از پشت، جلو، بغل گاردی ها حمله می کردن، ما هم سعی می کردیم راهی برای فرار پیدا کنیم.
تا شب اتوبوس ها و موتورهای آتیش گرفته زیاد دیدیم. بقیه رو نمی دونم، اما من  ترسیده بودم، اما نه به این حد که بی خیال اعتراض بشم. یادم نیست ساعت چند بود، اما بقیه رو گم کرده بودم، تلفنی میدون ولی عصر قرار گذاشتیم. کنار میدون، سر کریم خان نشسته بودم و منتظر دوستانم بودم. قبل از رسیدن اونا چند نفری جمع شدن، شعار می دادن، منم بهشون پیوستم. احساس کردم که چند نفر آدم معمولی بهمون نزدیک شدن. یهو وقتی رسیدن به ما، از داخل آستین هاشون یا نمی دونم کدوم گوری، چوب -چماق- در آوردن و شروع به زدن بچه ها کردن. من به سمت کریم خان در رفتم. اون جلوتر نشستم. از اون ور دیدم 20 یا 30 موتور با سرعت دارن میرن به سمت میدون ولی عصر، چوبی رو روی هوا می چرخونن، و حیدر حیدر میگن. به بچه ها زنگ زدم، گفتم بچه ها بی خیال گاردی ها، مواظب لباس شخصی ها باشین، دست اینا بیفتین، به قصد کشت می زنن.

دلم هوس کرد که خاطرات روز اول رو بعد از 6 ماه بنویسم. هنوز همه لحظاتش جلوی چشممه. اون روز، مردم اگه کتک خوردن، کم نزدن، مثل سی خرداد. اما عاشورا خیلی عجیب بود. عاشورا، جنبش سبز خشمگین تر از روزهای قبل بود، راستش می ترسم که این خشونت به نتایج منفی ختم بشه. راستش می ترسم از این که میرحسین و خاتمی و همه سیاسیون رو دستگیر کنن، بعدش ببینیم که تانک و نفربر بیارن تو خیابون ها و حکومت نظامی اعلام کنن و تا خوابوندن سر و صدا ها خشن ترین برخورد ها رو کنن. لباس شخصی و سپاهیان طرفداران آیت الله خامنه ای، افراد ایدئولوژیک بسیار خطرناکی هستن، واقعاً ازشون بعید نیست واسه حفظ ارزش ها و باورهاشون چند ده هزار نفر رو هم تو یه روز بکشن. فضا خیلی مبهمه، امیدوارم، امیدوارم، امیدوارم روزهای بدی رو شاهد نباشیم.

Read Full Post »

حال اين پرسش مهم مطرح است كه ريشه‌هاي اين قضايا در كجاست؟ متاسفانه آقاي هاشمي رفسنجاني پس از ارسال نامه‌اي تعجب آور به مقام معظم رهبري و سپس سكوت معنا دار در برابر ناآرامي‌هاي پس از انتخابات دهم سرانجام در خطبه‌هاي نماز جمعه مورخ 26 تير 88 بر خلاف جايگاه خود و به جاي حمايت از سخنان رهبري و فصل‌الخطاب دانستن آن به جانبداري از قانون‌شكنان و فتنه‌انگيزان پرداخت كه مورد انتقاد دلسوزان نظام و روحانيت قرار گرفت و سرانجام با موضع‌گيري شديد اعضاي مجلس خبرگان رهبري مجبور به بيان مواضع دوپهلويي شد، اما در سخنراني 14 آذر 88 مشهد به تكرار همان ادعاها پرداخت و آتش تهيه اغتشاشات 16 آذر را فراهم ساخت. لكن با هشياري دانشجويان غيرتمند اين دسيسه نيز ناكام ماند.
در اين بيانيه تاكيد شده است: مقام معظم رهبري در ديدار با خيل عظيم روحانيون حوزه به تاريخ 22 آذر جناح سلم براي خاطيان گسترده و تكرار فرمودند: «اعتقاد به جذب حداكثري و دفع حداقلي است، اما بعضي خودشان اصرار دارند در اينكه از انظام فاصله بگيرند». شگفت آنكه آقاي هاشمي رفسنجاني به جاي استقبال از اين سخنان وحدت آفرين در ديدار با اندكي از همفكران خود به تاريخ 25 آذر 88 مطالب گذشته خود را تكرار كرد كه به راستي اين بيانات به چه معنا است و چرا ايشان آرامش براي اين كشور نمي‌پسندند. آيا بدون پشتوانه حمايتي وي افراد تاريخ مصرف گذشته‌اي چون خاتمي، كروبي، موسوي و يوسف صانعي مي‌توانند علمدار فتنه‌گري باشند و هتاكان و حرمت شكنان به ادامه اغتشاش و آشوب تشويق گردند؟

نوشته بالا، قسمتی از بیانیه تجمع امروز در قم بر ضد تجمع دیروز در قم هستش. خامنه ای سیاهی لشگرهاش رو بر علیه هاشمی به خیابون ها می فرسته و هاشمی مثل همیشه از پشت پرده بازی می کنه. من نمی دونم چقدر از رفتارهای میرحسین یا خاتمی تحت تأثیر هاشمی صورت می گیره؛ اما میشه اینقد فهمید که هاشمی به طور مستقیم با مردم در خیابون ها در ارتباط نیست، بر عکس خامنه ای که ارتباط مستقیمش با عوامل این تجمعات حس میشه.

شطرنج هر روز پیچیده تر میشه…

Read Full Post »

من هنوز هر چی به عکس ها و فیلم ها نگاه می کنم فکر نمی کنم جمعیتی بیش از دویست یا سیصد هزار نفر اومده باشن. که البته این تعداد هم به نظرم خوش بینانه هست. نکته ای که فکر کنم باید دوستان در نظر بگیرند عرض خیابون های قم هست که فکر کنم بیست متر بود، مثل خیابون ولی عصر و چند برابر کم تر از خیابون آزادی. با تخمین بسیار خوش بینانه ای همون تعداد که گفتم بودن. این که چرا کم بودن، چرا مردم زیادی نیومده بودن، دلایل زیادی میشه آورد. ولی بهرحال یادمون نره که این تجمع تو شهرستان برگزار میشد و اون هم قم.

یادتون نره که چند صد هزار نفر تو قم، تو قم، توجه کنید تو قم بر ضد مهم ترین اصل نظام جمهوری اسلامی شعار دادن و من هنوز باور نمی کنم. حس بی نظیری بود.

Read Full Post »

1- رهبر مذهبی مخالفان جمهوری اسلامی به شکلی به خاک سپرده شد، که من فکر می کنم 30 آذر 88 نقطه عطفی در مبارزات جنبش سبز بود. امروز در قم، در پایتخت مذهبی نظام جمهوری اسلامی ایران، تندترین شعارها علیه نفر اول این نظام داده شد. نکته بسیار عجیب این بود که طیف افرادی که در تشییع جنازه شرکت داشتند، شاید کم تر از بیست درصد افراد، آدم هایی شبیه ما بودند، بقیه افرادی به شدت مذهبی و مقید بودند که فقط و فقط هم شعارهایی علیه نفر اول نظام می دادند.

2- قم و مردمانش هرگز این روز تاریخی را از یاد نخواهند برد که چند صد هزار نفر در جلوی مدرسه حجتیه تند ترین شعارها را علیه مصباح می دادند.

3- واقعاً در حدود 80% افرادی که تجمع امروز شرکت داشتند، برای اولین بار بود که در تجمع این چنینی شرکت می کردند.  خیلی ها شعار های رایج در تجمعات تهران  را بلد نبودند. در هر گوشه از تجمع، افرادی که از تهران آمده بودند، لیدر شعاری می شدند. نکته جالب دیگر این بود که نوع شعار ها امروز مایه های مذهبی بیشتری نسبت به تجمعات تهران داشت و همچنین شعار علیه صدا و سیما و بیست و سی بسیار بیشتر از تجمعات قبلی بود و این نشان می داد که مردم شهرستان بیشتر از تهران رسانه ملی را نگاه می کنند، در نتیجه نسبت به آن حساس تر بودند.

4- جمعیت در حد انتظار من نبود. فکر می کردم بیش از یک میلیون نفر شرکت کنند ولی بعید می بینم بیش از دویست یا سیصد هزار نفر در تجمع امروز شرکت کرده باشند.

Read Full Post »

انا لله و انا الیه راجعون
منتظری مرجع عالیقدر و مظلوم امت اسلامی از این دنیا فانی پرواز و آن را برای اهلش باقی گذاشت.

Read Full Post »