Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for ژوئن 2009

چند نکته بر تحلیل هایی که در زمینه وخامت اوضاع اقتصادی ایران در سال های آینده، این روزها تو وبلاگستان می خونیم:

1- عموم این تحلیل ها بر این فرض استوار هستن که سیاست های اقتصادی دولت در چهار سال آینده به مثابه چهار سال اولش خواهد بود و با توجه به روند رو به وخامت اقتصاد، تا 4 سال آینده بسیاری از طرفداران عادی احمدی نژاد که شامل طبقات ضعیف تر اقتصادی میشن هم به صف ناراضیان دولت می پیوندند. نکته ای که دوستان بنظرم اشتباه کردن همون فرض اولیه هستش که قرار نیست دولت در چهار سال آتی با همون سیاست های چهار سال قبل رفتار کنه. نکته فراموش شده متغیر یادگیریه که این دولت مثل هر سیستم دیگه ای می تونه یاد بگیره و از تجارب چهار سال قبل استفاده کنه. مثل همه اقتصاد دانان و دولت های دیگه که خطاهای بسیار زیادشون رو در طول زمان تصحیح کردن؛ چنین امری برای این دولت هم غیر ممکن نیست.

2- بعضی تحلیل ها به این نکته می پردازن که مدیران اجرایی قدرتمند تکنوکراتی  مثل نعمت زاده و ترکان و … که در چهار سال اول با این دولت همکاری کردن، در چهار سال دوم همکاریشون رو قطع می کنن. باز هم مثل مورد قبل ما فراموش کردیم که این دولت چهار سال قبل مجموعه ای مدیران درجه 3 بود و نه حالا! خنگ ترین آدم ها هم بعد از 4 سال تجربه در بالاترین مناصب دولتی می تونن از مدیر درجه 3 به مدیر درجه 2 تبدیل بشن. فقدان مدیران اجرایی تکنوکرات مطمئنن بر دولت تأثیرات منفی خواهد داشت ولی نه اون قدری که ما فکر می کنیم.

3- نکته ای که من تقریباً تو هیچ تحلیلی ندیدم این بود که رادیکالیسم اقتصادی در این دولت به دلایل مختلف کم خواهد شد. مثل چهار سال اول خاتمی و چهار سال دوم خاتمی! مثل  رفتار همه تصمیم سازان اقتصادی در طول زمان!

4- یه نکته دیگه غافل مونده اینه که اگه احمدی نژاد بتونه طرح یارانه ها رو اجرا کنه، یکی از بزرگ ترین معضلات اقتصادی این کشور و یکی از دلایل اصلی تورم و کسری بودجه رو می تونه تا حدودی حل کنه. باید توجه داشت که این معضل اقتصادی خودش منبع و منشا خیلی از معضلات فرهنگی و اجتماعی کشوره و حل شدنش یه گام محسوس رو به جلو خواهد بود!

5-یه نکته منفی که مورد توجه قرار نگرفت اینه که دولت در چهار سال اول بودجه عمرانی فراوونی داشته که این خود به خود باعث انبساط بودجه اجرایی در چهار سال آتی خواهد بود، که می تونه اثرات تورمی در نتیجه کسری بودجه احتمالی داشته باشه.

6-نکته مهمی که می تونه باعث وخامت اقتصادی در چهار سال آتی بشه، نه ادامه سیاست های گذشته، بلکه کم شدن بهره وری سازمان های دولتی خواهد بود. این کم شدن به این خاطر اتفاق می افته که کارشناسان و نیروی نخبه این سازمان ها یا ناراضین یا از سازمان های دولتی به شرکت های خصوصی میرن.

پ.ن: انگ احمدی نژادی بودن، نخورده بودیم که این روزها دوستان زیادی چنین لطفی رو شامل حالم کردن، مرسی!

Read Full Post »

1- هیس! هیس! حرف نزنین، من می خوام واسه دومین بار در این هفته اعتراف کنم:

من اعتراف می کنم بعد بیست و پنج سال جهل و گمراهی به جمهوری اسلامی ایمان آوردم. من اعتراف می کنم به درایت رهبر و دولتمردان سیاسی ایران ایمان آوردم. من اعتراف می کنم که حکمرانان جمهوری اسلامی، نه یه پله که چندین پله از من و شما جلوترن. قبول ندارین؟ خداییش کدوم یکی از شماها 3 سال پیش می تونست پیش بینی کنه که آمریکا و انگلیس می خوان تو این کشور انقلاب مخملین راه بندازن؟ ما احمق ها حتی بعد از دیدن اعترافات کیان تاجبخش و هاله اسفندیاری و رامین جهانبگلو فکر می کردیم که جمهوری اسلامی داره به بهونه انقلاب مخملین، مخالفینش رو سرکوب می کنه. ما حتی بعد از این که مچ بندهای سبز رو به دست بستیم، قسم حضرت ابوالفضل میرحسین رو قبول کردیم که می گفت من برای نجات این انقلاب اومدم. بهرحال ما که درایت مسئولین جمهوری اسلامی رو نداشتیم؛ ما که نمی تونستیم مثل اونا شرایط رو تحلیل کنیم. نه خداییش، به حرکت استراتژیک نزدیکی بیش از حد با روسیه توجه کردین. دیدین چطوری مشاوران روسی نظام جمهوری اسلامی رو از دست انقلاب رنگی میرحسین نجات داد. من اعتراف می کنم تا قبل از اعترافات این جوون خطاکار، امیرحسین مهدوی، فکر می کردم فقط به قصد توجیه سرکوب و حذف مخالفینه که هی میگن انقلاب مخملین. من حتی گاهی فکرای بدی بسرم میزد که الان حتی نمی تونم فکرش رو بکنم.

2- دیدی آقای جمهوری اسلامی که ماها چقدر خریم؟ که ماها چقدر زود حرف های امیرحسین رو قبول کردیم؟ به خدا، قول میدیم که اعترافات بقیه بچه ها رو هم زودی قبول کنیم. زود به زود خر شیم. فقط تو رو خدا هر چی زودتر سمیه توحید لو ، سعید نور محمدی ، شهاب طباطبایی و بقیه بچه ها رو آزاد کن.

3- یعنی فهمیدن واژه «مصلحت» اینقد سخته که بعضی ها این چنین در فهمش عاجزن. دوست عزیز، شما که بزدلانه پشت نوشته های وبلاگت با اسم مستعار مخفی شدی، توی اون مزخرفات و مهملاتی که می نویسی، اینچنین آدم های شجاع این مملکت رو به خیانت محکوم نکن. کاش بفهمین که امیرحسین مهدوی نه به خاطر خودش، بلکه به خاطر این مردم، اولین وظیفه اش حفظ جانشه. این سناریوی سخیف جمهوری اسلامی اینقد تکراری و نخ نما شده، که جز شما بزدلای احمق کسی باورش نکنه.

4-امیرحسین؛ پسر! سرت رو بالا بگیر! کمی استراحت کن، ما بعد از استراحت همچنان بهت نیاز داریم.

Read Full Post »

هر چند رهبری به صراحت میاد میگه که بدعت ها رو نمی پذیره و زیر بار اون نمیره، اما هیئت ویژه ای که شورای نگهبان پیشنهاد می کنه، نشون میده رهبری تحت فشاره و فهمیده که باید امتیاز بده. بنظر من این اولین پیروزی حاصل شده این جنبشه. بنظرم میرحسین نباید به سادگی مسئله هیئت ویژه رو بپذیره. حالا که رقیب داره امتیاز میده، باید  سیاستمدارانه امتیاز بیش تر گرفت. بنظرم این امتیازات می تونه موارد زیر رو شامل بشه:

  • چونه زنی بر سر تعویض اعضای هیئت که قبلن به نفع احمدی نژاد در رسانه ها موضع گیری کردن
  • درخواست تطبیق اطلاعات صندوق ها با اسناد سازمان ثبت و بررسی و پیگیری شماره ملی ها برای مشخص شدن عدد سازی ها!

برام جالبه که اکثر دوستان میگن که میرحسین نباید این هیئت ویژه رو بپذیره و باید صرفا رو همون ابطال انتخابات تأکید کنه. این دوستان و استدلال هاشون رو درک می کنم و معنای خون هایی که ریخته شده رو می فهمم. اما عرصه سیاست؛ عرصه احساسات و عرصه ایده آل گرایی نیست. سیاست، عرصه ای است برای منطق و مصلحت و عملگرایی! این جریان به بن رسیده باید راهکار برون رفتی داشته باشه؛ هیئت ویژه می تونه یه فرصت طلایی برای اثبات عدد سازی و تقلب های گسترده باشه و گام بعدی می تونه درخواست ابطال انتخابات باشه.
من همچنان میرحسین رو به خاطر رفتارهای یه ماه اخیرش مورد ستایش قرار میدم، ولی منتظر حرکتی جدید جز بیانیه دادن و تکرار حرف های پیشین هستم. میرحسین جان؛ این گوی و این میدون…

Read Full Post »

پانزده میلیون روستایی واجد شرایط رای دادن و ده میلیون شهری واجد شرایط رای دادن با وضع بد اقتصادی، که با تقریب خیلی خوبی میشه گفت که نود درصدشون از یه رسانه بیش تر استفاده نمی کنن؛ اون هم رسانه ملی! دوباره با تقریب خیلی خوبی میشه  گفت که اکثر غالب این آدم ها مذهبی و میانگین تحصیلاتشون خیلی پایین تر از بقیه آدم هاست. حالا چنین آدم هایی 4 ساله تموم رسانه ای رو نگاه می کنن که پشت سر هم از موفقیت های دولت نهم میگه. از خوبی های مردی به نام احمدی نژاد میگه.
اصلا هم این آدم ها، احمق نیستن. خیلی هاشون واسه اولین بار دیدن که یه رئیس جمهور اومده شهرشون و مشکلات شهر رو از نزدیک دیده، دو تا سالن ورزشی و دو تا کارگاه صنعتی اونجا ساخته و چند نفری رو مشغول به کار کرده.  اونا گرونی رو می فهمن ولی گرونی تو همه دولت های قبلی هم بوده، اما این دولت فقط به اونا سهام عدالت داده، وام چند میلیونی داده، مسکن مهر داده، حقوق ها رو بیش تر از دولت های قبل بالا برده و …
چرا این آدم ها به احمدی نژاد رای ندن؟؟؟
پست شکاف رو اینجور شروع کردم که بیایم فرض کنیم که نتیجه انتخابات همینه که این آقایون میگن و هیچ تقلبی صورت نگرفته، اما حالا دوست دارم یه پله جلوتر برم. من کم کم دارم مطمئن میشم که تقلب صورت گرفته در انتخابات به اون حد نبوده که صندلی ریاست جمهوری رو از میرحسین به احمدی نژاد سپرده باشه. مطمئنن تقلب در سطح وسیعی صورت گرفته ولی برای مقاصد سیاسی بعد از انتخابات و بالابردن قدرت چانه زنی و مانور دولت دهم!

خون های زیادی ریخته شده، نظام هزینه سنگینی برای این تقلب داده و مهم ترینش بی آبرویی و بی اعتباری در قشر متوسط شهریه. من امیدوارم میرحسین موسوی گام بعدی رو در راستای کم کردن شعله مبارزات و ایفای نقش رهبر اپوزویسون داخلی بردارده و این مبارزات فرسایشی و پرهزینه برای مردم رو تموم کنه.
دوستان باور کنید، که ایران همین چهار سال پیش رو، و انتخابات همین انتخابات پشت سر گذاشته شده نیست. بیایم اگه واقعا به آینده ایران و نهادینه شدن دموکراسی تو ایران فکر می کنیم، نوع مبارزات رو عوض کنیم. برای رشد ذهنی اون بیست و پنج میلیونی که اشاره شد؛ تلاش کنیم.
پ.ن1: دوستان متعددی این تلاش رو شروع کردن که پیشرو اونا تو وبلاگستان بهاره آورینه. شاید به قول بهاره؛ فقط اندکی «وجود» می‌خواهد، وجود برای اعتراف به اشتباه، حالا چه اشتباه محاسبه و پیش‌بینی، چه اشتباه استراتژی و عمل؛ بر سر تخمین و پیش‌بینی نتیجه‌ی انتخابات
پ.ن2: این نوشته ما کمتریم رو هم از دست ندین.

Read Full Post »

اندیشمندی* درباره قضاوت در مورد آدم ها بخصوص آدم های سیاسی گفته: «نباید وضعیت فعلی آدم ها رو با هم سنجید، باید سرعت تغییرات این آدم ها رو با هم مقایسه کرد.»
اگه بخوام این حرف پرمغز رو خیلی ساده بگم این میشه که اگه دو نفر از صد، یکی بهش میدیم شصت؛ و دومی بهش میدیم شصت و پنج. اما اونی که شصته؛ ده سال پیش چهل بوده و پنج سال قبل پنجاه. اما اینی که شصت و پنجه؛ ده سال قبل شصت بوده. حالا کدوم آدم بهتریه، بدون شک اونی که الان شصته، چون مسلمن چهار سال بعد اون بالاتر از اون یکی خواهد بود. این امر خیلی خیلی مهمه و اکثر ماها دچار اشتباه میشیم و تغییرات آدم ها رو حساب نمی کنیم و خیلی ها رو برحسب قضاوت ده سال قبلشون، هنوز مورد قضاوت قرار میدیم.
بارزترین آدمی که میشه در این مورد مثال زد، بنظرم هاشمیه. تغییرات هاشمی از سی سال قبل تا به حال کاملاً به چشم میاد. ولی خیلی ها اینو نمی خوان بپذیرن. تا میگی هاشمی، میان مساله قتل های زنجیره ای یا مسائل قبل تر از اونو میگن. من نمیگم هاشمی  از اول یه سیاستمدار خوب بوده ولی چندین ساله که یه سیاستمدار عالی برای ما مردمانه. البته شاید دلیلش این باشه که منافعش در این چند سال در تضاد با منافع کسانی قرار گرفته که ما ها هم قبولش نداریم ولی در هر صورت اون داره برای ما کار می کنه.
یه مثال خوب دیگه همین کروبیه که مردم تغییرش رو بر عکس هاشمی کاملاً پذیرفتن. الان دیگه کسی کروبی رو با شعار های پوپولیستی 50 هزار تومانیش نمی شناسه؛ بلکه کروبی رو کسی می شناسه که میاد برای اولین بار تو رسانه ملی بحث حجاب اجباری رو مطرح می کنه و نظارت استصوابی رو زیر سوال میبره.
دلیل اصلی نوشتن در این موضوع لاریجانی و رضایی بودن. فکر می کنم داریم با بی انصافی بهشون نگاه می کنم، بنظرم باید تغییرات رو تو اینا هم دید. لاریجانی زمانی که رئیس صدا و سیما بود با لاریجانی الان کاملا متفاوته. در واقع از زمان شورای امنیت ملی داره تو این مسیر میره ولی خیلی زوده که ازش انتظارات فوق العاده داشته باشیم.
اما سردار، تا دیروز همه بهش امید داشتیم ولی تا نامه انصراف رو داد بهش میگیم بزدل، اتفاقا من به این آدم میگم شجاع. رضایی شجاعانه تغییرات زیادی کرد، اگه قرار بود رضایی امروز بتونه جلوی رهبری هم بایسته که من و تو به رضایی رای میدادم. بپذیریم که اون تا حالا تغییرات مثبت زیادی داشته؛ تونسته خودش رو از یه فرمانده سپاه بعنوان یه متخصص اقتصادی تغییر بده و بهش وقت بدیم. سردار تازه 55 سالشه و میشه بعدا روش بیش تر حساب کرد.

*: دکتر علینقی مشایخی

Read Full Post »

1- یادمه اون روز که خاتمی اعلام کاندیداتوری کرد؛ همه جشن گرفتیم که رئیس جمهور محبوب ما اومده، که خاتمی تنها کسی که می تونه احمدی نژاد رو شکست بده و برای اولین بار تو ایران نزاره یه رئیس جمهور برای بار دوم انتخاب بشه. اما دکتر مشایخی ناراحت شد و گفت که خاتمی از پسش بر نمیاد و نامزد نشدنش برای مردم بهتر از نامزد شدنشه.
یادمه اون روز که میرحسین اعلام کاندیداتوری کرد، ما همه ناراحت شدیم که مبادا خاتمی عزیز ما بر اساس همان عهد یا من میایم یا میرحسین، کناره گیری کنه. بحث ها و گفتگوها زیاد بود. ما می گفتیم میرحسین افکار اقتصادیش بدرد نمی خوره ولی دکتر مشایخی مصرانه می گفت که کاش خاتمی کناره گیری کنه و میرحسین نامزد اصلاحات بمونه.
دلایلی که دکتر مشایخی برای میرحسین می آورد، عمدتا مدیریتی و اقتصادی بود و جانانه ازش دفاع می کرد. فکر می کنم من و دوستام تازه به عمق حرف های دکتر مشایخی رسیده باشیم.

2- من از این بذر تنفری که بین مردم کاشته شده می ترسم. می ترسم بعد از فروکش کردن این جریانات؛ ترکش هاش تا مدت ها ایران و ایرانی رو اذیت کنه. از این که خیلی از دوستای تحصیلکرده من می خوان که سر به تن بسیجی ها نباشه، می ترسم. من مطمئنم که اونا هیچ کاری نمی کنن ولی اینقدر آدم افراطی هستن که منو نگران کنن. تاریخ هم این نگرانی رو اثبات می کنه که چه در ایران و چه در بقیه جاها، بعد از یه سرکوب شدید و سرخوردگی ملی، گروه های تروری بوجود میان که بخوان مبارزه مسلحانه بکنن. اما واقعا راهش این نیست. تنها راهی که باید در قبال این بسیجی ها کرد اینه که باهاشون معاشرت کرد. باهاشون نشست و برخاست کرد، بهشون یاد داد. مشکل این آدم ها اینه که همیشه بین خودشون هستن، تو دانشگاه؛ تو مسجد؛ توی محله جز با همفکراشون ارتباط برقرار نمی کنن؛ در نتیجه افکار همدیگه رو تقویت می کنن تا به این حد نگران کننده ای می رسه که می بینیم. حتی تو خوابگاه های دانشجویی این آدم ها بشدت از بقیه گریزان هستن و فقط با هم اتاق می گیرن. اگه اونا نمیان تو جمع ما، ما باید بریم تو جمع اونا. باید سعی کنیم بهشون خیلی چیزها یاد بدیم.
دکتر مشایخی قبل از تأسیس دانشکده مدیریت و اقتصاد شریف؛ موسسه غیر انتفاعی نیاوران رو تأسیس می کنه که با کنکور و مصاحبه دانشجوی ارشد تو رشته های سیستم های اقتصادی و اجتماعی می گرفت. به دلایل مختلف تو مصاحبه ها سعی می کردن دانشجویانی رو بپذیرن که بسیجی و با افکار سوسیالیستی باشه. (تقریبا اکثر 3 یا 4 دوره بچه های این موسسه اینجور بودن). نکته جالب و حیرت انگیز اینه که تقریبا همشون بعد از دو سال مذهبی و لیبرالیست میشن! یه بار دیگه توجه کنین بسیجیِ سوسیالیست تبدیل به مذهبیِ لیبرالیست میشه.

پ.ن: چقدر این روزها نیازمند آغوش ات هستم، ای جان!

Read Full Post »

بیایم فرض کنیم که نتیجه انتخابات همینه که این آقایون میگن و هیچ تقلبی صورت نگرفته. بوضوح مشاهده میشه که نه تنها انتخابات دو قطبی بوده؛ بلکه جامعه به شدت دو قطبی شده و بنظر می رسه رهبری و دولتمردان تمایل دارن که این شکاف عمیق و عمیق تر بشه. جامعه حال حاضر ایران به 2 دسته کاملاً مجزا 15 میلیونی و 25 میلیونی تقسیم شده. این شکاف موجود در جامعه خیلی حرف ها داره:

باید خوشحال باشیم؛ ما اصلاً کم نیستیم، ما در بدبینانه ترین شکل ممکن 15 میلیون نفریم که اگرچه خودمون شامل گروه های مختلفی میشیم اما ویژگی های مشترک زیادی داریم.

  • به رسانه ملی اعتماد نداریم؛ این امر خودش نشون دهنده اینه که احتمالاً از رسانه های دیگه ای چون اینترنت و ماهواره و روزنامه استفاده می کنیم.
  • رهبر رسمی کشور صرفا برای ما یه پست سیاسی و حکومتیه و نه بیشتر!
  • مخالف با وضع موجود و رادیکالیسم هستیم.

باید نگران هوش سیاسی کسانی باشیم که دلشون میخاد این شکاف رو بزرگ و بزرگ تر کنن. اونا چه بخوان و چه نخوان، موتور محرک این کشور و هر کشوری طبقه متوسط شهریه؛ یعنی ما 15 میلیون نفر. البته هر حکومتی تمایل داره که عامه مردم (25 میلیون نفر) رو راضی نگه داره ولی همه کشورها می دونن که موتور محرکه کارآفرینی و تولید و چرخه تولید طبقه متوسط شهرین و تا این طبقه شروع به کار نکنن؛ عامه مردم هیچ نقشی نمی تونن در عرصه اقتصادی کشور داشته باشن. من واقعاً دوست دارم ببینم این دولتمردان می خوان با این طبقه سرخورده ولی ضروری برای رشد چه کنن؟ چطور می خوان اونا بهره وری اونا رو در حد میانگین سال های قبل ثابت نگه دارن؟ این نکته از یادتون نره که دوره 4 سال اول احمدی نژاد با اینکه طبقه متوسط ناراضی بود ولی بهرحال احمدی نژاد رو رئیس جمهور قانونی کشور می دونست ولی حالا با این بی آبرویی دولت و نظام، احمدی نژاد چه می خواد بکنه؟

پ.ن1: وقتی رهبری تو سخنرانی نماز جمعه اختلاف های قدیمی ولی پنهونش رو با هاشمی عیان می کنه، بنظر من می تونه عکس العملی باشه در برابر رفتار هاشمی در این روزها و گرنه در خفا موندن این اختلافات برای رهبری هم می تونست سود داشته باشه. نمی دونم واقعا میشه به این شایعاتی که درباره حرکت های اخیر هاشمی گفته میشه اعتماد کرد یا نه، ولی اگه هاشمی بتونه این کار رو کنه، بشخصه قاب عکس هاشمی رو تا آخر عمر به دیوار اتاقم می زنم.

پ.ن2: قبلا هم گفتم اعتراض خوبه و اگه هیچ نتیجه ای نداشته باشه؛ منفعتش اینه که هزینه تقلب اینقد بالا میره که جرات نکنن همیشه اونو تکرار کنن. اما در کنار اعتراض، تفکر در مورد اینکه حالا برای آینده چه باید کرد، لازم و ضروریه. بهاره آروین به همراه گروهی درباره شرایط موجود و رفتارهای آینده ما در حال فکر کردن و نوشتن هستن.

پ.ن3: ندا، ندا، ندا…

Read Full Post »

Older Posts »