Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for دسامبر 2008

بس کنید!

gazaشرمتان باد! ای خداوندان قدرت!
بس کنید!
بس کنید از این همه ظلم و قساوت،
بس کنید!
ای نگهبانان آزادی!
نگهاداران صلح!
ای جهان را لطفتان را تا قعر دوزخ رهنمون!
سرب داغ است این که می بارید بر دلهای مردم،
سرب داغ!
موج خون است این که می رانید بر آن
کشتگی خودکامگی را
موج خون!
گر نه کورید و نه کر.
گر مسلسل هایتان یک لحظه ساکت می شوند؛
بشنوید و بنگرید:
بشنوید، این «وای» مادرهای جان آزرده است
کاندرین شب های وحشت سوگواری می کنند.
بشنوید این بانگ فرزندان مادر مرده است
کز ستم های شما هر گوشه زاری می کنند.
بنگرید این کشتزاران را، که مزدورانتان
روز و شب، با خون مردم، آبیاری می کنند!
بنگرید این خلق عالم را، که دندان بر جگر،
دم به دم بیدادتان را
بردباری می کنند.
دست ها از دست تان ای سنگ دلان، بر خداست
گر چه می دانم،
آنچه بیداری ندارد، خواب مرگ بی گناهان است و
وجدان شماست!
با تمام اشک هایم، باز، نومیدانه
خواهش می کنم
بس کنید!
بس کنید!
فکر مادرهای دلواپس کنید.
رحم بر این غنچه های نازک نورس کنید.
بس کنید!

Read Full Post »

تصمیم گیری

تصمیم گیری آدمی ترکیبی از دو جنس متفاوت هستش، احساس و تفکر! اما متخصصان و اندیشمندان حوزه تصمیم گیری اغلب در نظر نمی گیرن که ذهن آدمی از دو قسمت تشکیل شده. تلاش برای جداسازی این دو بخش و تصمیم گیری بر اساس منطق و تفکر مسملن در فضاهای مکانیکی و جاهایی که تصمیم ما برای آدما نیست می تونه مفید باشه ولی اغلب عموم متخصصان یادشون میره که این موضوع همیشه سودمند و مطلوب نیستش. علاوه بر اون، نحوه فکر کردن ما در مورد یک موضوع از احساس مون نسبت به موضوع تاثیر می پذیره، بنابراین ما نمی تونیم دو مفهوم احساس و تفکر را جداگونه مورد بررسی قرار بدیم. ما با فرض اینکه تفکر منطقی و مستدل از احساس مبری می باشد، خودمون را فریب میدیم. هر بار که ما فکر می کنیم، احساس و بینش بعنوان یک مربی فرایند تفکر پشت اون مخفی هستن. بخاطر اینکه اونا عواملی رو سبب میشن که ما با تکیه به اونا زندگی می کنیم. اون عوامل می تونه ارزش ها و باور های ما باشه. در تلاش برای سرکوب کردن احساس برای تصمیم بهینه، متخصصان تصمیم گیری و بهینه کنندگان فرایندها فهم واقعی از جهان اطراف شون رو از دست دادن. ما نمی تونیم با چاقوی جراحی،«تفکر منطقی»، این دو را از هم جدا کنیم. مهمترین چالش تصمیم گیری برای آدم ها و یا حتی برای مشاوره دادن به آدم ها اینه که بتونیم احساساتشون رو هم به طور صحیح در تصمیم گیری تاثیر بدیم. هر آدمی برای تصمیم گیری بین گزینه های مختلفی که در پیش رو داره قضاوت می کنه و قضاوت آدم ها ترکیبی از تفکر و احساسشونه. اما اینکه چطور بتونیم به قضاوت های آدمی جهت بدیم تا بهترین تصمیم رو بگیره؛ چالش بزرگیه.

پ.ن: این اولین نوشته در مورد تصمیم گیری هستش که به جز اینو که خودم نوشتم بقیه عموما ترجمه های پراکنده خواهد بود.

Read Full Post »

برو برو برو جفا کن

رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن
خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن
خیره کشی است ما را دارد دلی چو خارا

Read Full Post »

زنی باید باشد

زنی باید باشد که بشود به عشق دیدنش زودتر رفت خانه. زنی که بشود وقتی حواسش نیست موهایش را بو کشید آنقدری که روحت بوی تنش را بگیرد.زنی که همه دنیا را با شنیدن طنین خنده اش عوض نکنی. زنی که بشود وقتی خوابست خم شد روی صورتش،نگاهش کرد نگاهش کرد بعد ببینی که چطور دلت دارد با همین نگاه ها می لرزد،ببینی معصومیت خوابالود چهره اش بهشت خداست،ببینی همه جهانت پشت پلک بسته چشمانش سکنی گزیده،بدانی و همه جانت بلرزد از حسی که هیچ بشری نتوانسته تا بحال اسم رویش بگذارد…زنی باید باشد…(امیر)
زنی اگر نباشد، عشقی اگر نباشد، دقایق به چه امیدی از پس هم بیایند؟ زنی اگر نباشد، عشقی اگر نباشد، امیدی اگر نباشد، روز به چه امیدی شب شود؟ به امید در آغوش کشیدن کی؟ به امید نگاه کردن به کی؟ زنی اگر نباشد، لب به چه کار آید؟ بوسه به چه کار آید؟ زنی اگر نباشد، این تکرار درهمبار تمام نشدنی به چه کار آید؟ آخر این زندگی چیست؟

پ.ن: مرسی امیر نازنین…

Read Full Post »

هیچ نگو

اگه گفت از عشقت خسته است، هیچ نگو؛ هیچ اعتراض نکن. عاشق هیچ وقت به معشوق اعتراض نمی کنه. فقط برو و دیگه از عشق نگو! برای اینکه خستگیش مهمتر از عشقته!

Read Full Post »

ای نازنین

ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت
عاشق شو
عاشق شو
ارنه روزی
کار جهان سر آید

پ.ن: از یه طرف باید باهات ارتباط  برقرار کنم و از طرف دیگه نباید! حالا تو بگو مستر عبدی بهت ایمیل بزنم یا نه؟

Read Full Post »

خاتمی دیگه داره شورش رو در میاره، آقا یا بیا یا دست از این اداها بر دار! کسی که روزی پرچمدار توسعه سیاسی بود، با تردیدهاش داره تیشه به ریشه توسعه سیاسی می زنه! من واقعا می ترسم این مردک ترسو ولی دوست داشتنی بیاد  و رای بگیره، ایران یه عقبگرد بزرگ به قبل از 76 داشته باشه!

چند هفته پیش چند تا از دوستان برای دعوت خاتمی تو دانشگاه امضا جمع کردن، قراره که به همراه این دوستان هفته بعد بریم پیشش، خداییش اگه تا هفته بعد اعلام نکنه میاد یا نه، یه تیکه ای اونجا بهش میندازم!

پ.ن: جز چند تا وبلاگ، بقیه وبلاگ ها رو نه می خونم و نه نظر میدم! شرمنده

پ.ن2: راستی هیچ از خودت پرسیدی که من جز عاشق شدنت  چاره ای دیگه داشتم؟ 

Read Full Post »

Older Posts »