Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for مه 2008

MUSIQUE DU MONDE

saze no

خوش خرامان می‌روی ای جان جان بی من مرو
ای حیات دوستان در بوستان بی من مرو

این جهان با تو خوش است و آن جهان با تو خوش است
این جهان بی من مباش و آن جهان بی من مرو

ای عیان بی من مدان و ای زبان بی من مخوان
ای نظر بی من مبین و ای روان بی من مرو

ساز نو
حسین علیزاده : تار – تنبور – سه تار
افسانه رسایی : آواز
مجید خلج : تمبک – دف

Read Full Post »

bahmanagha

آق بهمن در پاسخ به ایمیل من، از نقد وبلاگش استقبال می کنه و ازم می خواد که نقد تا اونجا که میشه کوبنده و شدید باشه. پاسخ آق بهمن را به مریم میگم، مریم در جواب میگه کسی می تونه از آق بهمن نقد شدید کنه، که تفکرات اصولگرایی داشته باشه، نه سی فون اصلاح طلب!
به ناچار خودم این بار سنگین رو قبول می کنم و سعی می کنم چیزی پیدا کنم که بتونم نقد سنگینی از آق بهمن کنم که دیگه از این چیزها نخواد!
اما آق بهمن بیش از اندازه به من شبیه، خیلی از اعتقادات سیاسی و اجتماعی و حتی مذهبی که داره، بارسلونای بزرگ و حتی نوشته هاش درباره دانشگاه شریف یه حس هایی رو بهم منتقل می کنه که لذت بخشه! 2250 تا پست رو بسرعت باد خوندم و فقط، تاکید می کنم فقط یک پست، پیدا کردم که باهاش مخالف بودم!!! پستی که در مورد علی لاریجانی نوشته بود، و از او بیش از اندازه بد گفته بود، در حالیکه من لاریجانی جدید (از سال 84 به بعد)  رو یکی از مثبت ترین و موثر ترین افراد سیاسی می دونم و فکر می کنم این حق رو باید به آدم ها داد که عوض بشن! مگه حجاریان و دوستانش که سفارت آمریکا رو گرفتن و در طول دوران جنگ از تندرو ترین ها بودن، امروز پرچم اصلاحات رو بدست ندارن؟؟ من فکر می کنم باید به لاریجانی هم این فرصت رو داد.
یه نکته دیگه پستی است که در مورد فیدل در وبلاگش میذاره، نوشته ای که در شهروند هم قبلا چاپ شده!!! من هنوز چنین دفاعی از فیدل البته نه از جنبه دیکتاتور بودنش، بکله از جنبه سوسیالیست بودنش رو نمی فهمم! در این پست به وضوح از اقتصاد سوسیالیستی دفاع میشه!!! نمی خوام بحث اقتصادی کنم و چرایی بهتر بودن اقتصاد آزاد رو بر سوسیالیستی رو بیان کنم. راستش این نوشته هم از شهروند بعید بود و هم ازآق بهمن که بخواد اونو تو وبلاگش بازچاپ کنه!
نقد آق بهمن رو اینجا بخونین، قبل از آق بهمن الیزه هم نقد شده که اینجا می تونین اونو بخونین!

قسمت دوست داشتنی از وبلاگ آق بهمن:

دلم براي زمستون تنگ شده. يعني هميشه اين موقعا كه ميشه دلم زمستون مي‌خواد. اونم نه زمستوناي قلابي الآن. نمي‌دونم قديما شماها هم خونه‌تون مثل ما بود يا نه. اون موقعا زمستون واقعاً كانون گرم خانواده تشكيل مي‌شد. همه‌مون مجبور بوديم بشينيم دور بخاري. برقام كه مي‌رفت همه جمع مي‌شديم دور يه گردسوز و مي‌شستيم مشقامونو مي‌نوشتيم…. مي‌شستيم دور و بر خانجان و اون هم بهمون دعاي توسل ياد مي‌داد يا قصه فاطمه‌خانوم (سيندرلاي ايراني) رو تعريف مي‌كرد. شبا هم پاي اوشين و آيينه ‌عبرت خوابمون مي‌برد. يادش به‌خير. كاشكي هيچ وقت تهرون گازكشي نمي‌شد. كاشكي اكبر اين همه نيروگاه نساخته بود. كاشكي خانجان هنوز زنده بود.

پ.ن: از پیشنهاد همکاری شما در سی فون به شدت استقبال میشه، مخصوصا در بخش نقد وبلاگ.

Read Full Post »

«جمهوری اسلامی حکومتی است که به ارزش‌ها و نرم‌های رفتاری مردم توجه ویژه دارد. درستکاری و خدمت به مردم از نظر دینی برای مردم دارای اهمیت است و جمهوری اسلامی نیز خود را مقید به آن می‌داند. همواره هم به دنبال ترویج و تقویت آن‌ها بوده است. ولی چیزی که شاید در تمام این سال‌ها فراموش شده این است که تمام حوزه‌های زندگی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دارای یک رابطهء تنگاتنگ با یکدیگر هستند و بر هم اثر می‌گذارند و از یکدیگر تاثیر هم می‌گیرند.
حوزه‌های ارزشی و فرهنگی کشور، متاثر از حوزهء اقتصادی است، زندگی اقتصادی از حوزهء سیاسی و اجتماعی اثر می‌پذیرد. جامعه یک پدیدهء چند بعدی و چند وجهی است که هر کدام از ابعادش بر دیگر بخش‌ها اثر می‌گذارد و نمی‌توان آن حوزه‌ها را از یکدیگر مستقل دانست. بنابراین تورم بالا و مستمر در طول سه‌دهه در حوزهء اقتصاد به مفهوم کاهش شدید قدرت خرید است. این افراد برای جبران کاهش قدرت خرید باید غیر از شغل و حرفهء اصلی خود دست به کارهایی بزنند. داشتن شغل دوم و سوم ابتدایی‌ترین روش جایگزینی است، اما نتیجهء این اقدام در حوزهء اقتصاد کاهش بهره‌وری و بازده کاری است.
در حوزهء اجتماعی گسترش رشوه‌خواری و در نهایت از بین رفتن و یا کمرنگ شدن قانون و غیرقانونی بودن را در پی دارد. تامین هزینه‌های زندگی هر سال بیش از گذشته سخت می‌شود. در واقع هزینهء زندگی باشرافت و سالم مرتب بالا می‌رود و همواره بر اثر تورم و کاهش قدرت خرید، آدم‌های بیش‌تری از قطار سلامت زندگی پیاده می‌شوند. این روند می‌تواند تا پیاده شدن همهء مسافرها پیش برود. این یعنی فاسد شدن تمام سلول‌های جامعه.
بنابراین تحت فشارهای اقتصادی نرم‌های ارزشی و رفتاری تنزل پیدا می‌کند. در این حالت یک نگرانی بزرگ بروز می‌کند. با سست شدن اخلاقیات اجتماعی ارکان ادارهء جامعه متزلزل خواهد شد. در این شرایط از حوزه اقتصادی وارد عرصهء اجتماعی و سپس وارد عرصهء‌سیاست می‌شویم. تصور کنید نیروهای انتظامی تحت فشارهای اقتصادی و کاهش شدید قدرت خریدشان در اجرای قانون کوتاهی کنند و یا برخی از موارد قانونی را اجرا کنند و یا این‌که قوهء قضاییه در شرایطی قرار بگیرد که به راحتی امکان پیگیری حقوق مردم در آن‌نباشد; وقتی در جامعه‌ای جریان احقاق حق خدشه‌دار شود، با وجود تمام صداقت و حسن‌نیت و ارزش‌های والایی که مدیران ارشد این دستگاه‌ها دارند، این اتفاقات موجب تزلزل در ارکان‌ادارهء کشور می‌شود.
البته باید توجه داشت که این آثار یک شبه ایجاد نمی‌شود بلکه به تدریج حاصل می‌شود، بنابراین نباید منتظر این باشیم که این اختلال‌های رفتاری روزی ایجاد زلزله کند، بلکه زلزله‌ای شروع شده که با تاخیر، میزان ریشتر آن نمایان خواهد شد.وقتی آموزش و پرورش در اثر تورم ضعیف و ناکارآمد شود و معلمان یک کشور بر اثر تورم و کاهش شدید قدرت خرید خود توان زندگی سالم را نداشته باشند، ناچار به ماندن در آن شغل هستند.
در این حالت چند اتفاق پی‌درپی و توامان روی می‌دهد; ابتدا فرزندان مملکت را محروم می‌کنیم از این‌که بتوانند زیر نظر معلمان با انگیزه و با دانش تربیت یابند. هم‌اکنون نسل جوان برای انتخاب شغل خود با توجه به دورنمایی که از لحاظ درآمد برای خود متصور است، کم‌تر به سراغ شغل معلمی می‌رود و تنها در شرایط اجبار و نبود یک فرصت مناسب‌تر است که این شغل را انتخاب می‌کند.
با این همه، تحقیقات نشان می‌دهد که کارایی بسیار پایینی در میان معلمان وجود دارد. معلم چند شغله قادر به ایجاد انگیزه در میان دانش‌آموزان نیست. وقتی این اتفاق به تدریج صورت می‌گیرد، نسلی که از این سیستم آموزشی بیرون می‌آید، خوب آموزش ندیده است. در این حالت این نیروی کار فاقد آموزش لازم قادر به ایجاد توان رقابتی در حوزه‌های مختلف اقتصادی نخواهد بود. نیروی کاری که خوب پرورش یافته، خوب آموزش دیده و ذهنیت آماده‌ای دارد، در ایجاد مزیت رقابتی بالاترین جایگاه را دارد.
هم‌اکنون بیش از ۹۰ درصد مدارس کشور دولتی هستند و کادر آموزشی آن به شدت از کاهش قدرت خرید خود رنج می‌برد. کیفیت این ۹۰ درصد، فارغ از زحماتی که در طول سه دههء اخیر صورت گرفته، بسیار نازل و ابتدایی است.
اما وقتی غول تورم مهارناپذیر پیش می‌رود، آنچنان پایه‌ها و ارکان نرم‌های رفتاری و ارزش جامعه را می‌خورد که هر چقدر هم تلاش صادقانه صورت بگیرد، چون ابزار آن فراهم نیست، امکان جلوگیری از این خوردگی و ضعف در ارکان‌کنترلی و ادارهء کشور هم وجود ندارد، بنابراین تورم بالا و مستمر در طول حداقل سه دهه سرانجام منجر به سیستم آموزشی با حداقل کیفیت و نیروهای جوانی با کم‌ترین سطح از نظر آموزش می‌شود.
این هم به نوبهء خود بر رفتار اجتماعی نسلی که از این سیستم آموزشی بیرون می‌آید، تاثیر می‌گذارد. در ادامه توان اقتصادی و تولیدی این نسل مختل می‌شود و سال‌ها پس از سال‌ها با انباشتی از نیروهای فاقد کیفیت آموزشی مواجه هستید که تغییر روش رفتاری و باورهای غلط ایجاد شده، در این نسل، گاه غیرممکن به نظر می‌رسد. این نتیجه شروع زلزله‌ای است که از سال‌ها پیش تورم بالا ایجاد کرده و هم‌اکنون آثار خرابی‌های ناشی از قدرت ریشتر بالای آن یکی‌یکی ظاهر می‌شود.»

قسمتی از صحبت های دکتر مشایخی، واقعا باید حرفهای ایشون رو با طلا نوشت! از الان خوشحالم که ترم بعد با ایشون واحد می گیرم.
بقیه صحبت های ایشون رو اینجا بخونید.

Read Full Post »

communication skills

Afshin_Ghotbi قطبی به خاطر دانشش محبوب نشده، ما قبلا هم تو این فوتبال آدم علمی کم نداشتیم! قطبی یه چیزهای دیگه داشت که حالا دخترا بجای چسبودن عکس نیک بخت عکس اونو به دیواره اتاقش می چسبونن!

باور کنید به خاطر جنتلمن بودن او هم نیست! مگه ما جنتلمن تو این فوتبال نداشتیم! ولی…

من فکر می کنم و مطمئنم مهارت های ارتباطی او باعث موفقیت او شده، باعث محبوبیت او شده!!!

اینکه شخصیت او در چندین کشور شکل گرفته و دارای یک فرهنگ انسانی بین المللی هست، اینکه برای تک تک حرف هایی که بر زبان می آورد فکر می کند بر خلاف اکثر ما ایرانیان و تقریبا همه اهالی فوتبال! اینکه direct  حرف زدن رو به  indirect حرف زدن ترجیح می دهد،‌اینکه او خواستن رو با امید و علم و تعهدش صرف می کند!

قطبی در فوتبال ایران نمی ماند، چون  این همه ناسازگاری و تفاوت ها را کسی نمی تونه تحمل کنه!

پ.ن:

اصل اول کری خوندن: هیچ وقت کم نیار!

پرسپولیس قهرمان شد که شد، حالا هر 10 سال یه بار لنگی ها هم باید قهرمان شن دیگه، جام حذفی هم واسه ماست!! چه حالی میده اسیا با سپاهان، پرسپولیس، و از همه مهمتر تیم همیشه قهرمان استقلال!

Read Full Post »

good goverance

نظریه پردازان حکمرانی خوب و بانک جهانی که مروج اصلی این نظریه محسوب می شوند، معمولا اعتقاد ندارند که نقطه آغاز و پایان حکمرانی، انتخاب آزاد یا دموکراسی است.
بدون تردید دموکراسی از اصلی ترین سیاست های بهبود حکمرانی است و ضعف مردم سالاری ضربه جدی به حکمرانی خوب وارد می شود، اما تفاوت های فراوان  میان موثر بودن این عامل و تک عاملی دیدن پروژه حکمرانی خوب است. نکته اصلی  این است که می توان در جوامع غیر مردم سالار نیز برای بهبود حکمرانی خوب باید سیاست های مختلفی را دنبال نمود تا حکمرانی بهبود یابد. اجازه دهید با استفاده از نمودار، مروری گذرا بر سیاست های بهبود حکمرانی داشته باشیم.

اگر به موضوع علاقمندید بقیه رو اینجا بخونین.

پ.ن1: سی فون باعث شده که بعد مدتها دوباره جدی بنویسم! به آرشیو وبلاگ که نگاه می کنم از آخرین نوشته های بلندِ جدیم ماه ها می گذره…

پ.ن2: بعضی از آدم ها عاشق میشن، بعضی از عاشق ها به معشوق‌شون میرسن، بعضی ها هم نه! ولی من فکر نمی کنم که نرسیدن به معشوق یعنی پایان عاشقی، بلکه مرحله جدیدی از عاشقی تازه شروع میشه، عاشقی با دل شکسته…
بیمار خنده های توام، بیشتر بخند    خورشید آرزوی منی، گرم تر بتاب
فاطیمای من! همچنان و همیشه عاشقانه دوستت می دارم…

Read Full Post »

sometimes

بعedgeضی وقت ها لحظاتی تو زندگی آدم پیش میاد که به مرحله ای می رسه که باید بپره تا به موفقیت برسه. ولی من ترسیدم، من نپریدم!

بعضی وقت ها لحظاتی تو زندگی آدم پیش میاد که به مرحله ای می رسه که باید ثابت قدم باشه و نلرزه تا به موفقیت برسه. ولی من ترسیدم، من لرزیدم!

پ.ن: راستی اگه بروز کردین ولینکتون تو سی فون نیست؛ خبرم کنین.

Read Full Post »