Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for ژانویه 2008

دموکراسی به رای دادن خلاصه نمی شود، همانگونه که مدنیت، تنها با شهر نشینی تحقق نمی یابد. اگر با سواد شدن شرط لازم فرهیختگی است، رای دادن نیز تنها شرط لازم دموکراسی هست اما نه همه آن. اگر شهر نشینی کردن اجباری و زودهنگام روستاییانی که هنوز اقتضائات زندگی شهری را نمی دانند یا باور ندارند، تنها به بی هنجاری و در هم ریختگی و در نتیجه پرهزینه کردن زندگی آنان می انجامد؛ رأی دادن مردمی که هنوز آزادی اندیشه و بیان، رواداری، تکثر و تحزب را نه می شناسند و نه باور دارند چه حاصلی دارد جز بی ثباتی های پی در پی سیاسی و اقتصادی؟ در واقع دموکراسی یک پدیده ذهنی است نه فقط یک قاعده عینی. دموکراسی یک رفتار است و نه فقط یک ساختار. دموکراسی خلق و خو است نه فقط گفت و گو.

با این همه نمی توان نشست و دست روی دست نهاد تا جامعه ای رشد کند و قامتش برازنده دموکراسی شود. همانگونه که نمی توان صبر کرد تا بازیگران فوتبال نخست قواعد و اخلاق بازی را بیاموزند و سپس برای آنها میدان بازی مهیا کنیم. اخلاق بازی را نیز در بازی باید آموخت.

در دنیای جدید ورود جوامع به دموکراسی، همچون ورود افراد به مرحله بلوغ زیستی شان است. نه پوشاندن یا مبارزه با بلوغ ثمری دارد، که سرانجام رخ خواهد نمود و نقش خود را در زندگی فرد بازی خواهد کرد و نه پیش انداختن آن الزاما مفید خواهد بود، که می تواند به اختلالات رفتاری و تجارب ناخوشایند بینجامد و زندگی فرد را پر هزینه سازد. در دنیای جدید، دموکراسی نیز در وقت خویش رخ خواهد نمود. دولت های مخالف دموکراسی، عرض خود می برند و زحمت مردم می دارند. آنان تنها می توانند زمان تحقق و تکامل دموکراسی را طولانی کنند. اما تزریق مصنوعی و سریع دموکراسی نیز می تواند سیر تکامل تاریخی جوامع را پرهزینه سازد.

قسمت هایی از مقدمه کتاب «درک دموکراسی، رویکردی بر انتخاب عمومی (تحلیل اقتصادی نهاد های سیاسی)؛ نویسنده: جیمز پاتریک گانیک؛ مترجمان: محسن رنانی، محمد خضری»

Read Full Post »

بنشین! شطرنج!

chess

«بنشین!
شطرنج!»

ناگه زنم ، همبازی شطرنج وحشتناك
شطرنج بی پایان و پیروزی
زد زیر قهقاهی که پشتم را بهم لرزاند
گویا مراهم پاره ای خنداند
دیدم که شاهی در بساطش نیست
گفتی خواب می دیدم
او گفت :» این برجها را مات کن!»
خندید
«یعنی چه ؟»
من گفتم

اخوان ثالث، آنگاه پس از تندر

Read Full Post »

پروژه عبث

از امروز که امتحان ها تموم شد، می خواستم بطور جدی روی پروژه درس تصمیم گیری برای مدیران کار کنم، موضوع پروژه ام بررسی فرایند سیاسی انتخابات مجلس شورای اسلامی و سهم بندی احزاب مختلف در این انتخابات بود که امروز شنیدم همه رد صلاحیت شدن! نمی دونم چه باید کنم؟ خیلی دوست داشتم پروژه ام کاربردی باشه و نه فقط نظری، ولی دیگه انتخابات معنایی نداره! اصلا دوست ندارم بیام فرض کنم که حالا خوب انتخابات نصفه و نیمه رقابتی قراره برگزار بشه و المان های مختلف تاثیر گذار رو بررسی کنم و .. خیلی خیلی خیلی مسخره است، پروژه ای که فکر می کردم می تونم خیلی مانور روش بدم و چیز خوبی ازش در بیارم، خراب شد.

من هنوز رای میدم، من اگه همه اصلاح طلبان هم صلاحیتشون تایید می شد، خیلی بعید بود که به اونا رای بدم، بیشتر دوست دارم کارگزاران اجرایی بالا بیان تا اصلاح طلبان نظریه پرداز! من هنوز رای میدم چون فکر می کنم بی تفاوتی سیاسی خیلی احمقانه است، اگه کسی بخواد بی تفاوتی سیاسی رو در پیش بگیره، باید و باید در کنارش نافرمانی مدنی رو هم در پیش بگیره! نافرمانی مدنی هزینه داره و من دوست ندارم حالا حالاها در این جور موارد هزینه بدم، من مجبورم از مجلس و نهاد های دیگه سیاسی کشور تمکین کنم، بهرحال واسه منی که دیدگاههای اقتصادیم بر توسعه سیاسی می چربه، کارگزاران لیبرالیست بهترین گزینه است.

 

Read Full Post »

«در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند، اما بر حسینی که آزادنه زندگی کرد، می گریند.» از این جور نکته های متناقض تو زندگی خیلی زیاده،من فکر می کنم اگه واقعا چیزی تو عاشورا باشه که نیازه هر سال تکرار باشه،گریه کردن و عزاداری نیست. اصلا نمی فهمم چرا عزاداری؟ گیجم! از این دست حوادث تراژیک در طول تاریخ زیاده، تو همین 100 سال اخیر میشه حوادث غمبار بیشتری پیدا کرد که بیشتر نیاز به عزاداری داشته باشن. نمی دونم شاید عاشورا چیزهایی برای گفتن داشته باشه که نیاز باشه هر سال تکرار باشه ولی مطمئنم که اون عزاداری نیست.
یه نکته دیگه ای که تو این ماجرا برام همیشه سوال بوده، درباره امر به معروف و نهی از منکره، حالا امر به معروف و نهی از منکر چیز خوبی باشه، این معروف و منکر چیه؟ کی باید اونا را تعیین کنه؟ الان اگه باید این فرهنگ رواج پیدا کنه چه چیزهایی معروفه و چه چیزهایی منکر؟ حالا یه سری چیزها هستن که در همه طول تاریخ معروف بودن، مثل راستگویی، وفاداری، عشق، دوست داشتن، کمک به دیگران و … و یه سری منکر ها هم همه طول تاریخ ثابت بودن. اما یه سری چیز ها جدیده، الان اگه من بخوام معروفی رو به همه سفارش کنم، میگم وبلاگ بنویسین! جدی، الان بزرگترین معروفی که به ذهنم می رسه وبلاگ نویسیه. مسلما همه کسانی که به معنای واقعی وبلاگ نویسن و تاثیراتش رو تو زندگی خودشون مشاهده کردن حرف منو تصدیق می کنن. یا حتی همین حکومت کردن، بنظرم میاد که صحیح حکومت کردن جزو معروف های بسیار بزرگ باشه، در اینصورت بر همه ما واجبه که بریم گوش احمدی نژاد بکشیم که این چه وضعه حکومت کردنه، ریدی به ممکلت! و شما مسلمانان معتقد اگه چنین کاری نکنین یه امر واجب رو انجام ندادین و مستحق کیفر می باشین!

اخوان ثالث شعرهای معروف و شاهکارهاش اثرهای حماسی و اجتماعیه که شوری عظیم در آدم می انگیزونه. مسلما بزرگترین شاعر معاصر سراینده عشق فریدون مشیریه ولی اخوان هم چند تا شعر عاشقونه داره که نشون میده در این کار هم واقعا هنرمنده، هر وقت غزل اخوان رو می خونم، به خودم میگم که اخوان هم حتما یه فاطیما داشته، آن غزل ها که چشم تو می خواند،  هر گاه از سخن باز می ماند، افسون پاک منش پیش می راند، هر وقت به اینجا می رسم غزل های تو به یادم میاد، غزل های چشمان عاشقت، این ملودی های عاشقانه که نمی دونم چرا بعضی وقت ها حس می کنم درام میشه، فاطیما می ترسم از این گهگاه ملودی های درام چشمانت!

بهتره که ماکان علوی رو کم کم بی خیال شم، هر وقت که اسم خودم رو نمی نویسم یه جوری میشم، مدت ها با اسم واقعی وبلاگ می نوشتم اما فیلتر شدن چند باره موجب شد تا با ماکان علوی بنویسم؛ بهرحال گفتم که بگم از این به بعد با اسم اصلیم یعنی محمد جواد شکری می نویسم، آدرس ایمیل  و یاهو مسنجر رو هم عوضش کردم؛ راستی لطفا آدرس لینک ها رو ادیت کنین.

Read Full Post »

برف

برف می بارد همچنان و مردمی گازشان قطع است همچنان، هوا سرد است، سرد!!! سرما به حدی است که شوخی بردار نیست! جان مردم در خطر است.

Read Full Post »

 سید ممد خاتمی در در بحث روانشناسی سیاسی متغیر های زیادی در بررسی هر رهبر سیاسی مورد مطالعه قرار می گیره، البته عموما کاخ سفید و روسای جمهور آمریکا محل جولان دادن دانشمندان این حوزه بودن و اکثر قریب به اتفاق کارهایی که صورت گرفته و به صورت مکتوب در اومده در بررسی روسای جمهور آمریکاست. من سعی کردم احمدی نژاد و خاتمی رو در بعضی از این متغیرها با هم بررسی کنم:

1- سبک شناختی: رئیس جمهور چطوری در یک موقعیت سیاسی اطلاعات رو از محیط می گیره و اونا رو پردازش می کنه. نحوه شناخت رئیس جمهور به چه شکلیه؟ آیا رئیس جمهوربینش یا دستورالعملی کاملا تنظیم شده دارن که به اونا در تصمیم گیری کمک می کنه یا دلش می خواد قبل از تعریف مساله و جستجوی گزینه های تصمیم گیری، موقعیت و زمینه های سیاسی اونو چندباره بررسی کنه؟
بنظر می رسه که احمدی نژاد مثل روسای جمهور دسته اول یه دستورالعمل کاملا نتظیم شده داره که موقعیت های سیاسی مختلف رو بر اساس اون تحلیل می کنه، بهمین دلیل مشاورانی رو انتخاب کرده که صرفا ازش حمایت کنن. اما خاتمی فکر می کنم که به روسای جمهور نوع دوم نزدیک باشه، بهمین دلیل مشاورانی که انتخاب می کنه طیف وسیع تری رو شامل میشن (کارگزاران و کل جناح دوم خرداد که در برابر احمدی نژاد که فقط طیف کوچک خاصی در اردوگاه اصولگرایان رو بعنوان مشاور انتخاب می کنه) بنظر می رسه که خاتمی دوست داشته یا یه موقعیت رو از جنبه های بیشتری بررسی کنه.

2-احساس سودمندی: این متغیر بر می گرده به موضوعاتی که پرداختن به اونا برای رئیس جمهور راحت تر و یا جذاب تره که باعث میشه اون موضوع در اون دوره پررنگ تر بشه. راحتی از سابقه ممود امدی نژادکاری میاد، مثلا بوش قبل از ریاست جمهوری فقط در حوزه داخلی کار کرده، طبعا کار کردن در این حوزه براش راحت تره و جذابیت هم از اهمیت سیاسی و توجه مردم به موضوعی خاص بدست میاد، مثلا بوش موضوع تروریسم براش موضوع مهمی و وقت زیادی رو از دوران ریاست جمهوریش رو به این موضوع اختصاص میده چون این موضوع پس از حادثه 11 سپتامبر دارای اهمیت ویژه ای هستش که اونو جذاب می کنه.
خاتمی چون قبل از ریاست جمهوریش در حوزه فرهنگی کار کرده، کار کردن در این موضوع براش راحت تره و بیشتر روی اون زوم می کنه و از طرفی همیت حادثه 11 سپتامبر و جنگ های صلیبی که بوش مطرح می کنه به موضوعی جذاب برای خاتمی تبدیل میشه و سعی در کار کردن در اون حوزه (با تئوری گفتگوی تمدن ها و …) داره. اما احمدی نژاد چون قبل از ریاست جمهوریش در حوزه ها عمرانی کار کرده؛ با تمرکز بیشتری به این موضوع می پردازه و نمی دونم شاید این موضوع هسته ای هم خیلی برای احمدی نژاد جذاب شده که همیشه درباره اون نطق می کنه. موضوع دیگه ای که اینجا پیش میاد اینه که رئیس جمهور در حوزه ای که در اون سابقه ای نداره بسیار تحت تاثیر مشاوران خودشه. احمدی نژاد در حوزه فرهنگی تحت نفوذ مشاورانش هست و خاتمی در حوزه اقتصادی!

3-در گیر بودن رئیس جمهور در کار: رئیس جمهور چقدر در همه کارها می خواد تاثیر گذار باشه و یا در مقابل اجازه میده که کارها بر اساس مسیر های عادی نهادینه شده پیش بره؟ لیندن جانسون دوست داشته بر همه امور مسلط باشه، خودش شخصا با فرماندهان جنگی ویتنام صحبت می کنه و یا با سفیر امریکا در دومینیکن در بحران جمهور دومینیکن گفتگو می کنه. چنین رئیس جمهور هایی اگه خودشون در کار دخالت نکنن احساس نارضایتی از خودشون دارن.
احمدی نژاد دقیقا مثل لیندن جانسون دوست داره هر کاری که دولت انجام میده تحت نظر او باشه و او در جریان باشه. وقتی به یه استانی سفر می کنه اگه کاری در تهران پیش بیاد خودش چند ساعت بر می گرده تهران و سعی می کنه در جریان امور باشه و اگه در جریان نباشه احساس رضایت نداره. اما در مقابل خاتمی بنظرم میاد که بیشتر دوست داشت کارها در مسیر عادی خودش پیش بره و تصمیمات مهم و گلچین شده به دست او برسه.

4-سیاست ساز بودن: رئیس جمهور به چه میزانی دوست داره که سیاست سازی کنه و یا در مقابل دوست داره در برابر سیگنال هایی که از محیط می گیره فقط سیاست های واکنشی رو نشون بده! ریگان سیاست ساز بزرگی بوده، برای مثال برای آزادی گروگان های آمریکایی در لبنان میاد با ایران برای فروش سلاح به ایران مذاکره می کنه!!!
احمدی نژاد بنظر کاملا سیاست ساز هست. دوست داره پیشرو باشه و خودش همیشه  قدم اول رو برداره، در این دو سال میشه نمونه های زیادی در این مورد پیدا کرد. در مقابل خاتمی چنین ویژگی هایی نداشت.  بیشتر بر پاسخ به سیگنال های اطراف بسنده می کرد.

5-اعتماد به دیوان سالاری: میزان اعتماد رئیس جمهور به دیوان سالاری قوه مجریه چقدره؟ نیکسون با بی اعتمادی مطلق به دیوان سالاری، قدرت رو گرد کسانی متمرکز می کنه که می تونه به اونا اعتماد کنه.
احمدی نژاد مثل نیکسون دچار بی اعتمادی ذاتی به دیوان سالاری هستش و سعی می کنه چند نفر معدود که به اونا اعتماد داره رو  در پست های مختلف و کلیدی بذاره تا تصمیم گیری در اختیار خودش و مشاوران خاص خودش باشه. حتی وقتی پورمحمدی رو میذاره وزارت کشور، هاشمی ثمره رو میذاره معاونش تا قدرت همچنان دست افراد خاص رئیس جمهور باشه. اما خاتمی اعتماد بیشتری به دیوان سالاری داشته، درصد قابل توجهی از تصمیمات دوران خاتمی بر آمده از گروه های کاری قوه مجریه بوده که نشون از اعتماد خاتمی به قوه مجریه هست.

پ.ن1: بحث روانشناسی سیاسی خیلی مفصله ولی من وقت ندارم! فصل امتحانات اومده و فکر می کنم تا آخر دیماه دیگه منو اینجا نبینید! اگه خوشتون اومد از این بحث بگین تا بعد امتحانات ادامه‌اش بدم.

پ.ن2: برف می بارد، بالاخره اولین برف درست و حسابی شروع به باریدن کرده:

خوابگاه برفی طرشت 3

Read Full Post »