Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for نوامبر 2007

چند وقتی هست که خیلی آرامش دارم، البته دنیای دور و برم فرق چندانی نکرده، این آرامشم بیشتر درونیه تا بیرونی. از درون احساس لذت می کنم، نمی دونم چطور باید این حس خوب رو بیان کنم. نمیشه گفت عاشق شدن دلیل این آرامشه، که اصلا ایندو با هم در تضادن، عشق یعنی شوریدگی و از خود بی خود بودن در حالیکه من کاملا باخودم! ولی ولی ولی نمی تونم دلیلی برای این  آرامش جز تو بیابم. نه نمی تونم، جز تو کسی نمی تونست چنین کاری با من کنه.

نمی دونم این اتفاق جدید، این حس تازه رو چه باید بنامم! حالا تو اگه دلت می خواد بگو که فقط یک love سال و نیم از عاشقیت می گذره ولی من که بیشتر از 3 سال عاشقتم! نه این حس تازه رو نمیشه عشق نامید. همچنان فاصله فیزیکیمون از هم هزار کیلومتره؛ همچنان زمان های با هم بودنمون اینقدر کمه که میشه دقایقش رو شمرد، همچنان حرف های دل من به اندازه یه وبلاگ حق داره گفته بشه؛ همچنان دلنوشته هایمون به اندازه یه SMS هست؛ همچنان تنها صداست که هم باید چشم باشد؛ هم لب، هم گونه، هم … هیچ هیچی عوض نشده ولی همه چیز رنگ دیگری گرفته و من نمی دونم چرا!

فاطیما، فاطیما، فاطیما!

چه خوش باشد که دلدارم تو باشی
ندیم و مونس و یارم تو باشی

نمی دانم تو این حس تازه رو داری یا نه، ولی احساس می کنم که توهم احساس می کنی. بنظرم میاد که علاوه بر اینکه خودمون بزرگتر شدیم، عشقمون هم بزرگتر شده؛ رشد یافته و داره به بلوغ می رسه. حالا همدیگه رو بهتر و بیشتر می بینیم، درک می کنیم، حس می کنیم، می شنویم، با اینکه فاصلمون هنوز از شمال تا جنوبه؛ از طراوت بارون تا گرمای عشق! خیلی وقته که دیگه فریاد دردناکم نیست؛ مدتیه حتی وقتی میگی پایان راه نزدیکه آرامش دارم حالا شاید چشم هام خیس هم بشه! می دونی دیگه می دونم اگه دلم در غم عشق می شکنه از نازکیه خودشه و گرنه تو که دل شکن نیستی. حس می کنم دیگه فقط یه معشوق زمینی نیستی واسه این آدم زمینی.
و حرف دل همیشگی ام:
اگر بر جای من غیری گزیند دوست، حاکم اوست
حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم

مرسی فاطیمای من برای ثانیه های عاشقی که می دونم ومی دونی که تکرار ناپذیره!

بزودی نوشت: رشد فزاینده جراحی زیبایی بر روند کاری سازمان ها بخصوص در غرب تاثیر زیادی گذاشته و …

Read Full Post »

پرنده ها

استاد شجریان و استاد کلهر

موسیقی برای من یعنی استاد محمد رضا شجریان، مقام شجریان در موسیقی و آواز ایرانی فقط با مقام حافظ در ادبیات ایران زمین قابل  مقایسه است. نوشتن درباره استاد شجریان برای کسی که با تک تک اهنگ های استاد عشق بازی می کنه، کار سختیه، خیلی سخت! برای گوش دادن به استاد نیازی به بهونه غمگین بودن یا شاد بودن ندارم، در همه حال و در همه جا صدای جاودانه استاد برایم لذت بخشه.  هرگز نمی تونم که از بین تقریبا 50 آلبوم استاد فقط چندتا را برای گوش دادن انتخاب کنم. اما، اما، اما…. به تناسب سنم بعضی از کارهای استاد برایم صحبت از خاطره های زیادی دارد. بهرحال آلبوم هایی که بعد یک سال انتظار گوش میدم با بقیه البوم های قدیمی و گذشته اش فرق داره. شاید شاید شاید شب سکوت کویر؛ سروچمان؛ پیام نسیم؛ همایون؛نوا؛ آستان جانان و… مرا از خود بیخود کنند ولی گوش دادن به زمستان؛ بی تو به سر نمی شود؛ فریاد؛سازخاموش؛ سرود مهر حال و هوای دیگری دارد. خاطره های دیگری دارد. اینجا دیگر فقط این صدا نیست که آدم را می بره؛ خیلی چیزهای دیگه هستن که روی آدم تاثیرات زیادی دارن. من اصلا قصدم نوشتن درباره استاد شجریان نیست ولی صحبت از استاد صحبت از احوالات و عشق بازیها و اشک ریختن ها و مستی هایی هست که حیفم اومد چند خطی عرض ادب نکنم. می خواستم بنویسم که در همه این کارهایی که علاوه بر اون موسیقی دلنشین خاطرات هستن که آدم رو از خود بی خود می کنند، رد پای پررنگی از استاد حسین علیزاده دیده میشه. نبوغ این مرد به کمک صدای همیشه ماندگار اومده که کارهای بدیعی چون زمستان است خلق کنه.
میل به نوآوری و در جانزدن بزرگترین خصوصیت  علیزاده است. من صدای تار او را بیشتر از صدای تار
لطفی می پسندم. تارعلیزاده زاستاد سین علیزادهخمه هایی بر وجودم می زنه که قابل وصف نیست. طبع موسیقایی من با تار علیزاده و کمانچه کلهر پرورده شده، هم خوانی استاد شجریان با همایون و ترکیبهای زیبای این 2 صدا جز با هنر آهنگسازی علیزاده ممکن نبود.
همه این ها را گفتم تا شما را شریک کنم در یک لذت بردن از یک آهنگ دلنشین از ساخته های استاد حسین علیزداه.

سه تار : حسين عليزاده
آواز : هما نيکنام
تنبک،دايره،دف : مجيد خلج

پرنده ها
4mb , 12 min
حتما گوش می کنید، به آرامش خواهی رسید؛ با هر سلیقه موسیقایی که باشید.

بزودی نوشت: فاطیما، فاطیما، فاطیما!…

Read Full Post »

چه زود دیر می شود!

23 سال تموم شد…
چه خوبه آدم با کسی که دوسش داره تو یه روز متولد شده باشن! امروز تولد دکتر علی شریعتی هم هست!

Read Full Post »

فصل یازدهم این کتاب درباره چگونگی اداره جهان در سال 2075 و نحوه چیدمان قدرت در جهان در اواخر قرن 21 از یک نویسنده آمریکایی (کلی کیت پیز) برای من جالب و خوندنی بود. برداشت های مختلفی از اداره جهان در سال 2075 وجود دارد اما شاید همه در این نکته مشترک بودند که سازمان های بین المللی نقش موثرتر و کلیدی تری دارند.

Perspectives on governance in the Twenty-First century برداشت واقع گرایانه و برداشت لیبرالیستی را قبلا نوشته بودم.

برداشت مارکسیستی:

انسانها در مقایسه با نسل های گذشته از وضعیت مناسبتری برخوردار نیستند. بسیاری از جمعیت جهان از انقلاب تکنولوژی بهره مند نشده و از منابع آسمانی جدید کمتر بهره می برند.
سرعت، پیچیدگی و بی ثباتی بازار جهانی باعث شده که بسیاری در قرن 21 این پرسش را طرح کنند که آیا بازارهای جهانی باید برای نوع بشر ارزش قائل شود؟
تا سال 2075 روسیه، اروپای مرکزی و آسیای مرکزی در پرتو انواع خط مشیهای قبیله ای و نژادی تجزیه می شوند.
ناتو به تقویت برخی همکاریهای نظامی در اروپا غربی ادامه می دهد اما کمتر خشونت داخلی طرف شرقی را متوقف خواهد ساخت. بواقع ناتو بیشتر به تثبیت اوضاع داخلی اعضای اصلی اروپایی می ورزد.
صندوق بین المللی پول و اقتصادهای سرمایه داری لیبرال پیرو آن، یک پول رایج بین المللی واحد را ایجاد کرده که از سوی صندوق کنترل می شود. عبور از پول ملی به پول رایج جهانی، بی نهایت مخرب و جنجالی است. پول های ضعیف، تا حد زیادی ارزش بازاریشان را در این مرحله گذار از دست داده که رکود در جنوب را عمیقتر می سازد.
بیشتر مردم در شمال بواسطه تکنولوژی و جابجایی سرمایه به حاشیه رانده شده اند. در حالیکه فقر در شمال، همچون جنوب تهدید کننده حیات نیست، اما بعنوان یک منبع مهم خشونت باقی می ماند.
با کاهش ذخایر نفت، شرکت های چند ملیتی قدرمتند جدید، شرکت هایی هستند که انرژی خورشیدی را صورت موثری مهار کردند.
حقوق اقتصادی جز حق مالکیت خود، نمی تواند به وسیله بازارها و دولت ها حفظ شود. شرکت ها اگر که آنها باید حداقل دستمزد را پرداخت کنند، از کار اتحادیه‌ای استفاده کنند، یا بیمه بهداشتی را ارائه دهند نمی توانند رقابتی باقی بمانند.

برداشت فمنیستی

فمنیست های لیبرال، در وضعیت زنان در قرن 21 بهبودهایی را مشاهده می کنند. تا زنان بیشتری در چرخه‌های تصمیم گیری های ملی و بین المللی مشارکت دارند.
در نتیجه نرخهای فقر در میان زنان در حال فروکش کردن هستند و حقوق بشر معطوف به زنان مورد رعایت و احترام قرار می گیرد.
در سال 2075 زنان که هنوز باید در خانه کار کنند، در عین حال باید در اقتصاد جهانی نیز کارایی داشته باشند. اما هنوز درآمد آنها کمتر از مردان است. دستمزدهای زنان 85٪ دستمزد مردان در کشورهای توسعه یافته است و این نرخ در جهان توسعه یافته کمتر است.
حقوق اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی زنان تقریبا وجود ندارد. به رغم مطالعات و گامهای برداشته شده از سوی جنبش زنان در قرن 20، حقوق زنان در قرن 21 از لحاظ کمی و کیفی دچار برخی موانع و مشکلات بوده است.
بازار دستمزدها را تعیین می کند و به هر دلیلی، حقوق زنان کمتر از حقوق مردان است. با این حال جهانی شدن بازارها زنان را از نقش های سنتیشان رها ساخته، به لحاظ اقتصادی آنها را تقویت کرده و به آنها اجازه می دهد که زندگی‌هایشان را کنترل کنند.

بزودی نوشت: فکر کنم بیشتر هم سن و سال های من که شجریان باز هم هستند، کارهایی رو که استاد با علیزاده داشته رو بر لطفی و مشکاتیان ترجیح بدن، احساسات من با تار علیزاده خو گرفته…

Read Full Post »

 اگه قسمت اول رو نخوندین، از اینجا بخونین.

برداشت لیبرالی:
کارآمدی و سودمندی نیروی نظامی را در رسیدن به اهداف کاهش می دهد.
دولت ها فرا ملی شده اند که در پرتو آن به صورت جداناشدنی با اقتصاد جهانی و جامعه مدنی جهانی پیوند دارد.
ناتو در قرن 21 به ستون دفاعی اتحادیه اروپایی تبدیل شده و تحت نظارت سازمان ملل متحد نقش مهمی را ایفا می کند.
همه دولت های دموکراتیک به منظور ایجاد پول رایج جهانی واحد تحت کنترل صندوق بین المللی پول، مبتنی بر مذاکرات و مصالحه با یکدیگر کار می کنند. اسکناس تنها در موزه ها وجود دارد. پول الکترونیکی است و نقل و انتقالات مستقیم هستند. ایجاد یک جامعه جهانی غیر پولی به معنای این است که دیگر پول دارای هیچ اهمیت ملی نیست، حتی به عنوان سمبل.
سازمان های غیر دولتی به ایفای نقش مهم و حیاتی در تبیین و کنترل مسائل زیست محیطی بین المللی ادامه می دهند. آنها در مشتاق نگه داشتن ارکان دولت ها، صنایع و شرکت های چند ملیتی به حمایت های زیست محیطی ادامه خواهند داد.
حقوق بشر شالوده نظام حقوقی جامعه جهانی را شکل می دهد. حقوق محلی، ایالتی، ملی و همه اعلامیه جهانی حقوق بشر را مورد شناسایی قرار داده و اجرا می کنند. حقوق مدنی و سیاسی به گونه ای خاص از سوی سازمان ملل متحد تضمین می شوند.
جهان در سال 2075 از بی عدالتی های جدی و شدید فاصله دارد. کیفیت زندگی برای هر کسی روی کره زمین بهتر از آن است که در نسل های قبلی وجود داشت. حاکمیت قانون یک هنجار نهادینه شده است. بعد از قرن ها جنگ نظام بین الملل نهایتا به نظم باثبات و صلح آمیز نایل آمده است. ادامه دارد…

پ.ن1: چه خوب میشد که همه خواسته های آدم به این زودی برآورده می شد.

               از پله های ابر
               پایین
               می آید
               بی ذوقی نکن
               چتر سیاه!
                                 محمد علی بهمنی

پ.ن2: این ترم یه درسی داریم به اسم «تصمیم گیری برای مدیران» که کتابش Quantitative analysis هست. شبیه درس تحقیق در عملیات که دانشجویان مهندسی صنایع می خونن. اما تو دانشکده مدیریت و اقتصاد شریف نحوه ارایه درس ها کاملا متفاوت با بقیه دانشکده های شریف و دیگر دانشگاه های ایرانه. اینجا درس ها بصورت case study ارایه میشه. مثلا تو همین درس یه مطالعه موردی داشتیم روی سیستم اتوبوس رانی شهر تهران که کاملا کاربردی بود. اما مطالعه موردی این دفعه کاملا متفاوته! تحلیل روانشناختی تصمیمات مدیران (کسانی که تحقیق در عملیات رو پاس کرده باشن می تونن بفهمن که چقدر عجیبه) بهر حال قرار شده من و دوستم رهبران سیاسی رو از لحاظ روانشانسی بررسی کنیم و با PowerPoint ارایه بدیم. برای این مطالعه موردی کتاب «مقدمه ای بر روانشناسی سیاسی» از مارتا کاتم، بث دیتز-اولر، النا مسترز، توماس پرستون رو گرفتم که بخونم. حالا جالب اینجاست که خوندن این کتاب و ارایه دادن این موضوع کلا 1 نمره داره!
اگه کسی مقاله ای راجع به روانشناسی سیاسی داره، بد نیست به این دانشجویان اکتیو کمکی کنه!

بزودی نوشت: ادامه اداره حکومت جهان در سال 2075 و برداشت مارکسیستی از آن!

Read Full Post »

پاییز ناقص

هوا سرد شده؛ سوز داره غروب ها! برگ ها زرد شدن، ولی پاییز تهران یه چیزی کم داره!
کسی نمی دونه کی قراره بارون بیاد!

RainyMoringLeaf

بزودی نوشت: همون ادامه مطلب قبل دیگه!

Read Full Post »

جهان در سال 2075 چگونه اداره خواهد شد؟؟ شاید باید به این مساله از دید افراد مختلفی پرداخت، مطمئنا نظر واقع گرایان با لیبرالیست ها و مارکسیست ها یکسان نخواهد بود. خلاصه ای از فصل یازدهم این کتاب رو در چند بخش براتون می نویسم!
perspectives on governance in the twenty first century
برداشت واقع گرایانه:
واقع گراها، هم در روابط بین الملل و هم در ماهیت اداره امور بین المللی، تداوم و استمرار را پیش بینی می کنند. دولتها، کنش گران اصلی و مهمترین کنش گر در روابط بین المللی باقی می مانند و سازمانهای بین المللی تابعی از قدرتهای مسلط روز هستند.
یک رهبری جهانی جدید، احتمالا چین، ممکن است سازمان بین المللی را ایجاد نماید که نقش مسلطش را نهادینه سازد و به موضع رهبری خود مشروعیت بخشد.
دولتهایی که خواهان صلح هستند همیشه باید آماده جنگ باشند. سلاح های هسته ای ممکت است نوع خاص از توازن قدرت را ایجاد کند که مانع جنگ بین قدرتهای بزرگ قدیمی شود، اما تضمینی نیست.
ترتیبات امنیت منطقه ای نظیر ناتو، احتمالا بهتر نخواهند شد. در فقدان یک جنگ بزرگ یا تهدید برنامه ریزی شده، ناتو احتمالا منحل خواهد شد یا رو به زوال و افول خواهد بود.
سازمان تجارت جهانی
WTO که بر اصول تجارت آزاد مبتنی است، تنها مادامی که قدرتهای بزرگ از تجارت آزاد سود می برند، موثر خواهند بود. دولت ها هر گونه تصمیم WTO را که علیه منافع ملی مهم آنها باشد، نادیده خواهند گرفت و آنها مانع تجارت آزاد خواهند شد اگر که ثروت ملی اصلی آنها کم کم از دست برود. ژاپن و چین قدرت های اقتصادی مسلط در قرن 21 خواهند شد.اقتصاد جهانی ممکن نیست بر اصول لیبرال مبتنی باشد، اقتصاد جهانی می تواند به بلوک های منطقه ای تقسیم شود که شدیدا رقابتی و خصومت آمیز هستند.
دولت ها با شهروندانشان در مورد پیامدهای کاهش لایه اوزون آمادگی و آموزش خواهند داد. انسان ها باید الگوی زندگیشان را تطبیق داده که شامل گذراندن بیشتر در خیابان ها خواهد شد. در حالی که خارج از منزل، لباس های گرم بپوشند، عینک آفتابی بزنند، از کرم ضد آفتاب استفاده کنند، پیراهن های آستین بلند بپوشند و تنفس های طولانی بکشند.
دولت ها استراتژی های انرژی جایگزین را با شدت دنبال کرده، نه به دلیل گرم شدن زمین، بلکه به این دلیل که مخازن جهانی محدود و غیر قابل تجدید هستند.در قرن 21، پیشبرد و حمایت از حقوق بشر تا حد زیادی داوطلبانه خواهد بود و از اولیت های عالی و برتر دولت ها نخواهد بود. تعریف و اجرای حقوق بشر از سوی دولتهای قدرتمند تعیین خواهد شد و به منظور فریب و کنترل بر دولت های ضعیف مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

بقیه اش رو در پست های بعدی می تونید بخونید.

Read Full Post »

Older Posts »