Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for ژوئیه 2006

بورس نفت

مدتها پیش صحبت از بورس نفت زیاد بود، اما مدتی است که دیگر خبری از آن نیست. اما این مقاله را همان وقت ها نوشتم.
تشکیل بورس نفت ایران در تهران و استفاده از یورو بجای دلار نکات قابل توجه زیادی را در بر دارد:
۱-مهمترین دلیل این کار را نه در عرصه های اقتصادی بلکه در عرصه های سیاسی جستجو کرد. بدون شک این کار برای مقابله با آمریکا و تاثیر آن را بر منطقه می باشد. بهر حال نباید از یاد برد سیستم سیاست خارجه ایران، سیستمی دشمن محور می باشد و هر عملی در سیاست خارجه را باید عملی یا عکس العملی در راستی مقابله با آمریکا دانست.
۲- اقتصاد آمریکا با اینکه یک چهارم اقتصاد کل جهان را در بر دارد ولی همواره در این چند سال ثبات لازمه نداشته که باعث کم و زیاد شدن قیمت دلار می شود. این بالا و پایین رفتن دلار در کشورهای که ارز اصلی در آن دلار است تاثیرات فراوانی داشته است. بورس نفت بر پایه دلار می تواند وابستگی اقتصاد مریض ایران بر دلاری که نوسانات زیادی دارد را کاهش دهد.
۳- از آنجاییکه تا کنون بورس مهمی در منطقه فعالیت نکرده است، بورس نفت تهران می تواند بعنوان پیش قراول در تجارت نفت و قیمت گذاری در منطقه و حتی جهان تبدیل شود.
۴- این امر بر روابط ایران با دیگر کشورهای تولید کننده نفت تاثیر مثبت داشته و به آن عمق بیشتر میبخشد.
۵-مطمئنا از یکه تازی دلار در عرصه های جهانی کاسته خواهد شد و عاملی می شود تا جهان تک قطبی کم رنگ تر می شود.
اما چند نگرانی در این مساله وجود دارد:
۱- ترس از عدم همراهی کشورهای عربی بعلت وابستگی زیاد به امریکا
۲-ترس از عدم حمایت کشورهای مصرف کننده و صنعتی جهان از این بورس
که هر دوی این ها فقط در سایه دیپلماسی قوی از بین خواهد رفت ولی سیر حرکتی سیاست خارجی ایران چنین امیدی را به ما نمی دهد.

Read Full Post »

داستان یک زندگی

اولین بار، او را در تلویزیون دیدم. فردی جالبی بنظرم آمد. بعدها اسمش را بیشتر هم شنیدم ولی آن روزها اهل روزنامه خواندن نبودم و هرگز مقاله ای از او در روزنامه ای نخواندم. بعد ها بود که شنیدم به زندان رفته. سال اول دانشگاه بود که کتاب مهمش را خواندم. مهمترین نکته ای که در کتابش خواندم در متن اصلی نبود، در مقدمه کتاب نوشته بود این کتاب بر اساس قطعات پازلی نوشته شده که به دلیل نبودن چند قطعه از آن، بوسیله تصورات ذهنی خودم پازل را پر کردم. با وجود اینکه با همه تصورات ذهنی اش مشکل داشتم ولی شجاعتش را تحسین می کردم. با اینکه در اکثر روزنامه ها و صدا و سیمای جمهوری اسلامی او وجود نداشت ولی هر روز در اینترنت اخباری از اعتصاب های او در زندان و یا حرف هایش بود. بعدها مانیفست هایش را نیز خواندم و با اینکه نظریه جدیدی در آن ندیدم ولی برایم جالب بود. هر روز شناخت من از او کامل تر می شذ ولی او هر روز رادیکال تر می شد. نظریاتش کم کم تبدیل به رویا و خیال پردازی شده بود و انگار آنها را فقط برای نوشتن می نوشت. از آزادی اش خوشحال شدم و آن را به فال نیک گرفتم تا شاید حضوری دوباره در اجتماع او را به زندگی در واقعیات برگرداند. حیف…
امروز او سوخته است و بیشتر بخاطر تندرویهای بیش از حدش. این روزها هر وقت که خبری از او می شنوم سال ها قبل را به یاد می آورم که با توپ لاستیکی توی کوچه بازی می کردیم. وقتی که توپ پنچر می شد با هر پاسی که به هم می دادیم کم باد تر می شد و او اکنون همان توپ پنچری است که اصلاح طلبان و اپوزیسیون و جدیدا آمریکایی ها به هم پاس می دهند.
از سپاه شروع کرد و به کتابی رسید که من چاپ بیست و یکمش را خواندم و …..
پایانی تلخ برای مردی که می خواست قهرمان باشد، حیف که نمی دانست مردم قهرمان نمی خواستند و نمی خواهند.
Good night!!! Mr.Ganji

Read Full Post »

حسادت و غیرت

نمی دانم چرا برای یک عکس العمل واحد 2 اسم مختلف می گذارند.عکس العمل در برابر توجه یار به دیگری، اگر از سوی زن باشد می گویند زن حسود است و اگر از سوی مرد باشد می گویند مرد غیرت دارد. حسادت بد است و مذموم شمرده می شود و غیرت برای یک مرد امری لازم و حتمی است. این فرهنگ ایرانی است و ایرانیان از زن و مرد به آن معتقدند و اینکه بعضی ها می گویند چون این فرهنگ و عموما هر فرهنگی را مردان نوشته اند اینطور شده است که حق زنان در آن به خوبی بیان نشده است نمی تواند من را توجیه کند که چرا فرهنگ ایرانی اینچنین است. در طبیعت زنان ایرانی نهاده شده است که مرد باید با غیرت باشد و پذیرفته اند که اگر خودشان این عمل را انجام دهند نشان از حسودی آنها است. زندگی بهتر که آمال همه بشریت است در شرایطی قابل دسترسی است که اصل برابری رعایت شود و برای رسیدن به آن باید فرهنگ ایرانی اصلاح شود. این امر در سایه مبارزه با حکومت بدست نخواهد آمد. فقط و فقط باید در میان توده مردم حرکت کرد و آگاهی لازمه را به آنها داد. تا این نیاز برای تغییر فرهنگ عمومی نشود همه کارها به شکست ختم می شود.

Read Full Post »

وزیر خارجه فرانسه اعلام می کند که اگر جنگ به همین منوال پیش برود، لبنانی باقی نخواهد ماند. این همه کشت و کشتار و خونریزی فقط به این خاطر است که حزب الله توانسته است خطوط قرمز را بشکند و اقتدار پوشالی اسراییل را در هم بشکند.
2 سال قبل را خوب یادم است. امریکا صدام را شکست داده بود. و این اصلاح طلبان و روزنامه نگاران احمق اعلام کردند که آمریکا بخاطر حقوق بشر و دموکراسی صدام را شکست داده و چقدر آنها نفهم بوده و متاسفانه هنوز هستند که نمی خواهند بپذیرند که آمریکا فقط و فقط به این خاطر که صدام سرکشی کرده است به عراق حمله کرد. و گرنه در کدام کشور عربی دموکراسی برقرار است که آمریکا با آنها روابطی خوب دارد. آمریکا هرگز حاضر نیست دلاری برای دموکراسی خرج کند که هیچ سودی هم برای او ندارد چرا که دموکراسی یعنی حکومت اکثریت و اکثریت افکار عمومی جهان از آقا پالاسری به نام آمریکا بدشان می آید. آمریکا فقط اقتدار می خواهد و کسی نباید آن را خدشه دار سازد. و گرنه تا جایی که در توان دارد با ان مقابله می کند. همه کشورهای اسلامی (حالا بجز ایران) عقیم شده اند. عجیب است وزیر خارجه فرانسه می گوید لبنانی باقی نخواهد ماند و مصر و ترکیه و اردن و… حتی سفرای خود را از اسراییل احضار نکرده اند؛ انگار چیزی روی نداده است. شک نکنید آنها عقیم اند. آمریکا در هر صورتی از اسراییل حمایت می کند و حزب الله همچنان تک و تنها دفاع می کند. تنها کورسوی امید همین است که بتوانند آنقدر دفاع کنند که کشورهای عربی بخودشان بیایند. آنگاه دوران جدیدی شروع خواهد شد.
این روزها مردم اسراییل طعم نا امنی را برای اولین بار می چشند، طعمی که برای فلسطینی ها و لبنانی ها قدمتی 50 ساله دارد. ویرانی های حیفا و عکا قابل قیاس با ویرانی های لبنان نیست. اما مقاومت تنها راه ممکن است برای مردمی که صبرشان تمام شده است.

Read Full Post »

در بحث تضاد در اندیشه ها بیان کردم که اختلاف و تضاد در اندیشه ها عامل زندگی است. در اینجا می خواهم این بحث را تکمیل کنم:
در موارد زیر اتفاق می افتد که کسی می خواهد نظری را بیان کند ولی دیگر اعضای جامعه به عکس مایل نیستند بگذارند این نظر بیان شده و شنیده می شود ولی به نفع جامعه است که بگذارند آن کس نظرش را بیان کند.
اگر همه افراد بشر به استثنای یک نفر عقیده واحدی در موضوع خاص داشته باشند، تلاش آنها برای ساکت کردن آن یک نفر همانقدر ناموجه است که تلاش آن یک فرد در ساکت کردن بقیه جامعه، اگر قدرتش را می داشت.
قضیه:»بیان هر عقیده ای مجاز است، هر قدر هم که مورد اعتراض جامعه باشد و هر قدر مخالف با عقاید جمله باشد.»
اثبات قضیه: برای اثبات این قضیه ۳ حالت مختلف پیش می آید:
۱-عقیده آن یک نفر درست باشد و جامعه بر خطا:این حالت با اینکه نسبت به دو حالت دیگر کمتر اتفاق می افتد ولی حالتی فرضی یا خیالی نیست و می توان در تاریخ نمونه های زیادی از آن را دید. سقراط ، گالیله، اکثر پیامبران و ….اعتقاد به نظری که هنوز رد نشده است برای افراد جامعه خوب است ولی هر نظری تا در برابر نظر مخالف خود قرار نگیرد و در برابر آن سنجش و ارزیابی نشود، درستی آن به تایید نمی رسد و فقط فرض بر صحت آن است. ما هرگز توانایی فهم آن را نداریم که نظرمان واقعا درست است یا تعصبی کورکورانه به آن داریم مگر اینکه اجازه دهیم نظرمان در برابر عقیده مخالف قرار گیرد و به جد ان را نیز مورد بررسی قرار دهیم. مبرهن است که اگر نظری که فردی دلش می خواهد ان را بیان کند درست باشد، حتی اگر بقیه دلشان نخواهد به نفع ماست که اجازه دهیم آن نظر بیان شود. چه کسی جوابگوی ضرر بشریت در قرون وسطی است؟
۲- عقیده آن یک نفر غلط باشد و نظر جامعه درست:این حالت بدترین حالت ممکن است ولی در اینجا هم به نفع جامعه است که اجازه دهد که عقاید غلط هم بیان شود؟ چون اعتقاداتئ و نظرات درست ما هم اگر در تلاطم و تعارض با عقاید مخالف خود نباشد، همچون مردابی مرده و بی حرکت است. عقاید درست ما هم باید به بحث کشیده شود و باید شیوه دفاع از آن در برابر عقاید مخالف را بدانیم در غیر اینصورت جای درک و فهمی زنده از عقیده درست را عباراتی می گیرد که طوطی وار آن را تکرار می کنیم.
۳-هم نظر ان فرد تا حدودی درست است و هم نظر جامعه:در اغلب موارد هم چنین است. چون هر موضوعی از دید هر فردی یک جور است و اجماع کامل همه وجه ها آن موضوع را پوشش می دهد. باید نظر چنین فردی نیز در جامعه شنیده شود زیرا در بخش هایی از نظراتش، گمشدهای است که بقیه جامعه به دنبال آن هستند.

Read Full Post »

وبلاگستان را چه شده است، گرد مرگ بر آن پاشیده اند. چرا کسی دیگر اعتراض نمی کند؟ چرا دیگر کسی کسی را محکوم نمی کند؟ چرا دیگر کسی به کسی توهین نمی کند؟ چرا دیگر کسی به احمدی نژاد فحش نمی دهد؟؟؟ نمی دانم چه بر سر وبلاگستان آمده است. مثل اینکه گرمای هوا تمام انرژی وبلاگر ها را گرفته است؟ وبلاگستان بی بخار شده است، نمی دانم شاید نیاز به نیروهای جوان و پرانرژی باشد تا تکانی به این قبرستان دهد. خدایا از آن بالا چند تا وبلاگر بفرست!!!
این بی بخاری در هیاهوی کشت و کشتار فلسطین عجیب تر هم است. لعنت بر این جام جهانی!!! تا قبل از جام همه چیز خوب بود. جام که شروع شد همه نوشته ها شد: فوتبال. حالا که جام تمام شده کسی قصد نداره، دوباره مثل قبل بنویسه. ولی یک چیزی مبرهن است. اگر حکومت فقط یک مخالف را دستگیر می کرد، همه دادشان به هوا می رفت. همه جان تازه می گرفتند. صد تا بیانیه امضا می کردند. برای آزادیش وبلاگ تشکیل می دادند. اما انگار این همه آدم که می میرند و کشته می شوند، ارزش کمتری از آن یک نفر دارند. عجیب تر از آن بعضی از وبلاگ نویسان هستند که در ۱۴ روز اول درگیری و کشتار مردم فلسطین و قبل از حرکت حزب الله هیچ عکس العملی نشان نداده اند، اما با یک حرکت حزب الله شروع به انتقاد کردند. روز مادر است و من دلم برای مادران نگران فلسطینی و لبنانی و حتی اسرائیلی می سوزد.

Read Full Post »

هر سازمان و گروهی که شروع به کار می کند، هدفهای بلند مدت را برای فعالیت هایشان در نظر می گیرند. من نمی دانم این گروه های فمینیستی چنین هدفیهایی برای خود در نظر گرفته اند یا نه. اما مسلما همه کارهایی که بشر انجام میدهد یک هدف غایی دارد و آن پیشرفت نوع بشر است.
در این که گروههای فمینیستی برای حل مشکلات زنان تاسیس شده اند شکی نیست ، لذا باید ابتدا مشکلات زنان را شناخت. از شروع کار این گروه ها تا کنون، اینان به بررسی ۲ دسته از مشکلات زنان پرداخته اند.
۱- مشکلاتی از نوع آزادیخواهی، دموکراسی، حقوق بشر و … مربوط به قشر های خاصی از جامعه شهری است.
۲- مشکلاتی از نوع طلاق ، تعصبات بیجا، ضرب و شتم که مربوط به قشرهایی از جامعه شهری و روستایی است.
ولی با یک حساب سرانگشتی می توان دریافت که اکثر زنان ایرانی دارای چنین مشکلاتی نمی باشند و هنوز هم تصویر خانواده هایی شامل زن و شوهر و فرزندان که با آرامی و در ظاهری خوشبخت در کنار یکدیگر زندگی می کنند، تصویری ایده آل از خانواده بنظر می رسد. در این نوع خانواده ها، زن و شوهر هیچکدام گله ای از زندگی ندارند و راضی بنظر می رسند و با خوب و بد زندگی سازگارند. این خانواده ها بیشتر از جوامع متوسط روستایی و شهری هستند و پدر سالاری در آنها امری طبیعی است. مشکل دقیقا همین جا است. شاید از نظر تاریخی و فرهنگی و دینی پدر سالاری امری طبیعی باشد ولی نمی توانیم چنین چیزی را برای مرد یا زن طبیعی و ذاتی بدانیم و حتی اگر باشد در راستای میل به سوی پیشرفت نیست. فعالیت های بشری چون در راستای میل یه سوی پیشرفت بشری است حتی باید با طبیعیات بشری که نامتناجس با پیشرفت نهایی است مقابله کند.
بر طبق تضاد حاکم بر دنیا که بر اساس آن جامعه داری ۲ قشر جدا از هم مردم و حکومت است گروه های فمینیستی و دیگر گروه های برخاسته از مردم برای رسیدن به هدف هایشان به رویارویی با حکومت می پردازند، در حالیکه برای رسیدن به آن هدف نهایی ابتدا و قبل از هر کاری باید آگاهی داد. هنوز اکثریت زنان ایرانی نمی دانند که در مرتبه ای مساوی با شوهران خویش هستند و نمی دانند که باید هر آنچه که برای طرف مقابل می خواهند برای خود نیز بخواهند. نه اینکه از اشتباهات شوهر با بیان این جمله که «او مرد است» بگذرند و یا کوچک شمرند ولی اشتباهات خود را بعنوان یک زن غیر قابل بخشش بدانند.
گروه های فمینیستی زمانی موفق خواهند بود که قبل از هر فعالیتی به مردم آگاهی دهند و در دیگر قشرهای جامعه هم نفوذ کنند تا مشکلات خاموش آنها را نیز دریابند.

Read Full Post »

Older Posts »