Feed on
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

من نمی فهم چرا به این زودی و اینکه ما هنوز کار خاصی تو سی فون نکردیم و واقعا هنوز کار اصلی سیاسی که منظور من از چنین سایتی شروع نشده، این همه مخالف و دشمن پیدا کردیم!

رفتار بعضی از آدم ها و سایت ها در برابر ما واقعا گیج کننده است! سایت هایی مثل قطار و تودی لینک که سعی می کردیم با قراردادن معقولانه لینک ها و تخطی نکردن از قوانین اون سایت، به جا افتادن سی فون کمی کمک کنیم، ایمیل زدن که سایت سی فون مورد تایید ما نمی باشد، اکانت شما بدلیل قرار دادن لینک از این سایت بسته می باشد!!!!!!
خب چرا؟؟؟؟

پ.ن1: قول داده بودم که این بار که از جاده هراز رد میشم، عکس بگیرم؛ مشکلات زیادی بوجود اومد که نشد، ولی چند تا از عکس های روز سیزده بدر رو میذارم اینجا تا لذت ببرید، مکان ییلاق هفت تن، جاده هراز، 60 کیلومتری آمل

SN200713

برای بزرگ دیدن عکس ها روی عکس ها کلیک کنید!

پ.ن2: این قدر خسیس نباشید در لینک دادن به سی فون!

جاده هراز مخصوصا 40 کیلومتر آخرش به سمت آمل این روزها دیدنی تر از همیشه هست. کوه های جنگلی فوق العاده مناظر بدیعی ساخته، اگه حتی وقت سفر به شمال رو ندارین، یه بعد از ظهر این مسیر 2 ساعته از تهران رو حتما برین! هفته بعد که این مسیر رو دوباره مجبور برم احتمالا عکسی می گیرم که کسانی که نمی تونن برن لذت ببرن.

پ.ن: این هفته غیبت های طولانی 3 نفر رو رد کردم، آموزش دانشگاه هم بهشون صفر داد، حس خوبی نیست!  نمی دونم چند صد تا فحش بهم دادن، ولی هیچ توجیهی وجود نداره که بعد از گذشتن از نصف ترم کسی هنوز کلاس نیاد! جالب این جاست که بعد از صفر شدن هم زحمت توجیه کردن منو به خودشون ندادن و من هنوز اونا رو اصلا ندیدم!

چونه زدن با عیسایی فایده ای نداره، امتحانی که فکر می کردم خوب نوشتم نمره‌اش خوب نشد، حتی اونایی که بهشون تقلب رسوندم نمره بهتری از من گرفتن و من نمی دونم چرا!!
عیسایی بعد از دوباره دیدن برگه میگه : “بی حوصله نوشتی و نمی دونم چرا؟ از تو که وبلاگ نویس هستی بعیده!!”  نگاهی به دکتر می کنم و میگم مرسی که دوباره نگاه کردی و از دفترش خارج میشم!

مقاله دکتر مشایخی عزیز درباره افزایش قیمت نفت و توسعه خوندنی و آموزنده هست، بطور خیلی خلاصه در زمانی که قیمت نفت افزایش جهش گونه داره، سازمان های دولتی گسترش پیدا می کنه، سازمان های موازی تشکیل میشه، سوبسید های زیادی به مردم داده میشه؛ که همه این کارها هزینه هایی رو  بر دوش دولت میذاره که با افزایش جمعیت هر روز بیشتر میشه درحالیکه با ثابت شدن قیمت نفت و یا کم شدن اون درامد دولت کم میشه  که این امر موجب اختلالاتی در سیستم اجتماعی اقتصادی کشور میشه.

گسترش سازمان های دولتی و تشکیل سازمانهای موازی تعداد حقوق بگیران دولت را افزایش می ده که در دوره هایی که قیمت نفت افزایش جهش گونه نداره، دولت توان پرداخت حقوق کافی به اونا را نداره  که ابن موضوع باعث میشه که کارمندان کارهای دوم و سوم داشته باشن و در نتیجه کارهای دولتی رو  با وقت کمتر و با دقت پایین تری انجام بدن. از طرفی چون حقوق کارمندان به نسبت نرخ تورم بالا نمیره،  قدرت خرید کارکنان دولت کم میشه، در نتیجه فساد زیاد میشه و همچنین میل نخبه ها به کارهای دولتی کم میشه و حتی  کارمندان باتوان و نخبه از بدنه دولت کم کم به شرکت های خصوصی میرن، که سبب ساز ضعیف شدن بدنه کارشناسی دولت میشه.

پ.ن: یکی از دوستان می گفت چطور می تونیم به سی فون کمک کنیم، در کل 3 روش برای کمک به سی فون وجود داره:
1- به سی فون بیاین و از مطالب اون استفاده کنین!
2- سی فون رو در وبلاگ هاتون معرفی کنین!
3- نوشته هاتون رو برای سی فون بفرستین!

cfoon 2

فکر می کنم دیگه حرف های خیلی جدی زدن در وبلاگ و نوشتن تحلیل های آنچنانی در وبلاگ خواننده ای نداره جز در زمان های خاص مثل انتخابات و … وبلاگ برای من شده جایی که لحظه هایم رو فی البداهه ثبت کنم و برای این ثبت نه فکری کنم و نه احتیاطی! همه این ها و دلایل دیگر برای منی که حرف جدی زدن رو هم دوست دارم باعث شد که به فکر یه سایت باشم. و به این ترتیب سی فون راه اندازی شد! سی فون جایی برای حرف های جدی!
سی فون بعد از 4 روز فعالیت هنوز جا نیفتاده! اما خوب دیروز 2400 تا خواننده با کمک سایت هایی مثل  بالاترین و قطار و … داشت و شاید برای شروع بد نباشه.
از نوشته های جدی شما هم برای سی فون استقبال میکنم!

خوب این اولین نوشته منه، دو تای قبلی رو حسام نوشت! ما دو نفریم من و حسام. همونطور که از طراحی سایت و نوشته ها می بینین ما آماتور هستیم و اصلا هم قرار نیست یه کار حرفه ای شیک کنیم. راستش اونقدر ها هم انگیزه برای نوشتن ندارم؛ مطالبی هم که الان رو سایت می بینین از این ور و اون ور گرفتیم! از کتابی یا مجله ای یا …! بهر حال این فرصت برای همه شما فراهم هستش تا اگه مطلبی دارید و فکر می کنید که با گذاشتنش تو این سایت به قول حسام شبکه جهانی سی فون افراد بیشتری می تونن بخونن واسمون بفرستین تا بذاریمش رو سایت! راستی تا یادم نرفته بگم که سی فون اصلا طنز نیست و کاملا جدیه!

اها تا یادم نرفته ایمیل ما هم اینه
info at cfoon dot net

نوشته بالا اولین نوشته من تو وبلاگ سی فون هست! سی فون شروع به کار کرد، بعدا بیشتر درباره اش توضیح میدم!

هم اکنون به یاری سبزتان نیازمندیم!

3 روز!

فقط 3 روز وقت دارم تا یه مقاله بنویسم، مقاله ای که اولین مقاله فردی من در زمینه مدیریت محسوب میشه و الان در نقطه شروع هستم!

موضوع:  معنویات و دین داری در محیط های کاری

spiritually and religion in workplace

دعا فراموش نشه!

کتاب های آکادمیک زیادی درباره علوم سیاسی، روانشناسی سیاسی؛ رهبری سیاسی، بازاریابی انتخابات سیاسی و … خوندم، بدون استثنا تو همشون از جرج بوش بد میگن و از کلینتون و حتی جان کری تعریف و تمجید می کنن!
اما امروز بالاخره تو یه کتاب آکادمیک یه صفت خوب هر چند نصفه و نیمه درباره جرج بوش خوندم:
“در سال 2004، جان کری هوشمندی سیاسی بیشتری داشت. ولی بوش زیرکی انسان گرایانه بیشتری داشت. او کمپین هایی با احساسات شدید مردمی بیشتری راه انداخت. او روشن، ساده و پرحرارت صحبت می کرد. و او برد!”
از کتاب رفتار سازمانی رابینز، 2007، صفحه 404، مترجم خودم!

پ.ن: بوش شبیه به احمدی نژاد نیست؟

کفش هایم کو؟
 کفش هایم کو؟
کفش هایم کو؟
کفش هایم کو؟
کفش هایم کو؟

چه کسی بود صدا زد…
چه کسی بود صدا زد…
چه کسی بود صدا زد…
چه کسی بود صدا زد…
چه کسی بود صدا زد…

پ.ن: می پرسی کجا می خوام برم؟
کجا؟ هر جا که اینجا نیست
من اینجا از نوازش نیز چون آزار ترسانم
ز سیلی زن، ز سیلی خور
وزین تصویر بر دیوار ترسانم
درین تصویر عمر با سوط بی رحمِ خشایرشا
زند ديوانه وار، اما نه بر دریا
به گُرده ی من، به رگهای فسرده ی من
به زنده ی تو، به مرده ی من

بهار دلکش رسید و می به جا نباشد                   از آن که دلبر دمی به فکر ما نباشد
حق با حسینه؛ خوب که فکر می کنم می بینم مدتهاست دیگه لحظه سال نو با یه ساعت قبلش، یا بعدش؛ یا روز بعدش یا قبلش یا خیلی از لحظات دیگه سال هیچ فرقی برام نداره. شاید تنها فرقی که سال نو داره اینه که تعطیله!! و احتمالا خیلی ها رو که سالی یه بار می بینم تو این چند روز می بینم. و گرنه من با خیلی بهونه های کوچیکتر از نو شدن طبیعت؛ روزگارم نو میشه. بارون که بباره روزگارم نو میشه، برف که بیاد روزگارم نو میشه، برگ جدیدی از درختی بیفته روزگارم نو میشه، برگ جدیدی رو درختی سبز بشه روزگارم نو میشه، فیلم تازه ای ببینم؛ آهنگ جدیدی گوش بدم، کتاب جدیدی بخونم، کارتم رو که به حراست دم در دانشکده نشون بدم تا بتونم برم توی دانشکده، با لبخند سرد و بی معنی به بعضی همدانشکده ای ها سلام بگم، کلاس که شروع بشه، خوابم که بیاد، یا از خواب که پا شم، با فاطیما که صحبت می کردم، لبخند تازه ای که می زد، اخم که می کرد، نگاه که می کرد، روزنامه که می خرم، حرف تازه ای از احمدی نژاد که به گوشم می رسه، گاف جدیدی که بوش میده، زن تازه ای که سارکوزی می گیره، نماز دیگه ای که سردار ز با زنان برهنه می خونه………. من روزگارم نو میشه. من آدم کوچیکی‌ام و برای نو شدن بهونه های کوچیک کفایت می کنه!
اما بهر حال سال نوتون مبارک!

پ.ن1: بخدا اگه فقط یه باردیگه کسی ایمیل بزنه که سال نو رو تبریک بگه و بعدش بنویسه که پاسارگارد رو نجات بدیم، نفرین می کنم، البته خودش رو که نه، پاسارگارد رو که ایشالله با خاک یکسان بشه، نه فقط پاسارگارد بلکه همه چیزهای دیگه که نشون از تاریخ پرعظمت ایران زمین داره. هنوز نمی فهمم به کجای این تاریخ دل خوش کردیم! از سلسله های غیر ایرانی گرفته تا صفویه ه متحجر و کریم خان متنعم، نادرشاه خونخوار، قجر زن باره، پهلوی که برای انسان کردنمون روسری هامون رو برداشتن و آخوند ها که برای انسان کردنمون روسری سرمون گذاشتن، حالا خوبه درباره قبل از اسلام چیزهای زیادی در دسترس نیست جز تاریخی که توسط شاهان نوشته شده. تمامی تاریخ بزرگ ملت نجیب ایران زمین ارزشی برام نداره، پس تو رو خدا دیگه از این ایمیل ها واسم نفرستین!

پ.ن2: پاراگراف بالا حس واقعیم نسبت به تاریخ گهربار ایرانیه، اصلا هم قابل درک برام نیست که بعضی ها چطور این چیزها براشون مهمه، خوب گیرم حالا کوروش و داریوش آدم های خوبی بودن که کسی هرگز نمی تونه اینو اثبات کنه، از کجا معلوم ما از نسل کوروش و داریوشیم! اصلا هستیم، گیرم همه کارهایی که کوروش و داریوش و همه شاهان و پادشاهان ایران زمین کردن فضل، از فضل اونا ما رو چه حاصل؟ ما خودمون چه پخی شدیم؟ اگه شدیم که خوب از خودمون بنویسیم و اگه هم که هیچ نشدیم و هنوز هم فقط داریم از تاریخ بزرگمون می نویسیم و به اون افتخار می کنیم که خاک همین پاسارگارد بر سرمون!

« Newer Posts - Older Posts »