نمی دونم این هفتاد روز چی بر سرش گذشت، نمی دونم چه بلاهایی سرش اوردن، فقط می دونم بدون شک بعد از چند روز درباره زندان می نویسه. اما الان مهم اینه که سمیه آزاد شد…
بایگانیِ دستهٔ ‘وبلاگ’
سمیه توحید لو
ارسالشده در وبلاگ, دوستان در اوت 23, 2009 | 6 دیدگاه »
اقتصاد خرد، بازار و خانوار یا یه وبلاگ خوب از یه استاد عجیب
ارسالشده در وبلاگ در ژوئیه 21, 2009 | 5 دیدگاه »
آدم می تونه استاد دانشگاه باشه، وبلاگ داشته باشه، وبلاگش هم خوندنی باشه. آدم می تونه اقتصاد خونده باشه، وبلاگ داشته باشه، وبلاگش هم خوندنی باشه. اما همین آدم هر کاری کنه، نمی تونه توی حداقل هشتاد درصد نوشته هاش حرفی از اقتصاد و مدل های اقتصادی و مطلوبیت و عرضه و تقاضا حرفی نزنه. [...]
رئیس جمهور آینده چه کارهایی نباید انجام دهد؟
ارسالشده در وبلاگ, انتخابات ریاست جمهوری 88 در ژوئن 2, 2009 | 8 دیدگاه »
جوزف منو به بازی «رئیس جمهور آینده چه کارهایی نباید انجام دهد؟» که صادق شروع کرده؛ دعوت کرده تا بنویسم. راستش وقتی به این بازی فکر می کنم احمدی نژاد به خاطرم میاد و همه کارهایی که نباید می کرد ولی کرد. آدم پرتوقعی نیستم و از روسای جمهور و از حکومت جمهوری اسلامی انتظار [...]
انتقاد طرفداران کروبی از میرحسین
ارسالشده در وبلاگ, انتخابات ریاست جمهوری 88 در ژوئن 1, 2009 | 6 دیدگاه »
به نظرم طرفداران کروبی کلا منتقد هستن. این دوستان از نظام شاکی هستن. از ا.ن. شاکی هستن. از طرفدارای موسوی هم شاکی هستن. این دوستان چندان اعتقادی به مصلحت اندیشی ندارن و معتقدن که باید تغییرات اساسی به وجود آورد و کوتاه اومدن معنی نداره و باید با قدرت وارد شد. این دوستان فکر میکنن [...]
فریندفید
ارسالشده در وبلاگ در اکتبر 1, 2008 | 12 دیدگاه »
من نمي دونم اين همه آدم مهم و بزرگ يهو از کجا پيداشون شد که خلوت دوست داشتني چند تا وبلاگ نويس ساده رو خراب کردن. آدم هاي مهم و بزرگي با قيافه هاي هميشه حق به جانب که بهونه هاي کوچيک شادي ما رو خيلي راحت تر از اوني که فکرشو مي کرديم زير [...]
از نیما چه خبر؟
ارسالشده در وبلاگ در اوت 11, 2008 | 11 دیدگاه »
بنظر میاد زیاد داریم بدبینانه به مساله پرسشنامه اطلاعات اقتصادی خانواده نگاه می کنیم، این طرح هیچ سودی نداشته باشه می تونه فاز صفری باشه برای گردآوری اطلاعاتی که برای هر طرح و پروژه ملی دولت ها بهش نیاز دارن، بیایم یه ذره بهتر و مثبت تر نگاه کنیم، بخدا اینجوری خودمون هم بهتر می [...]
bahmanagha
ارسالشده در وبلاگ, سی فون در مه 21, 2008 | 10 دیدگاه »
آق بهمن در پاسخ به ایمیل من، از نقد وبلاگش استقبال می کنه و ازم می خواد که نقد تا اونجا که میشه کوبنده و شدید باشه. پاسخ آق بهمن را به مریم میگم، مریم در جواب میگه کسی می تونه از آق بهمن نقد شدید کنه، که تفکرات اصولگرایی داشته باشه، نه سی فون [...]
تو که وبلاگ نویسی…
ارسالشده در وبلاگ, شخصی در آوریل 8, 2008 | 19 دیدگاه »
چونه زدن با عیسایی فایده ای نداره، امتحانی که فکر می کردم خوب نوشتم نمرهاش خوب نشد، حتی اونایی که بهشون تقلب رسوندم نمره بهتری از من گرفتن و من نمی دونم چرا!!عیسایی بعد از دوباره دیدن برگه میگه : «بی حوصله نوشتی و نمی دونم چرا؟ از تو که وبلاگ نویس هستی بعیده!!» نگاهی [...]
دنیا
ارسالشده در وبلاگ در مارس 15, 2008 | 5 دیدگاه »
هفته قبل فرصتی شد تا دنیا رو ببینم و ازش دعوت کنم بیاد سر کلاسم بشینه…. از اینجا و اینجا ماجرا رو بخونین. من همه گفته های ایشون رو تایید می کنم!
امر به معروف
ارسالشده در وبلاگ, جامعه, سیاست, شخصی در ژانویه 18, 2008 | 14 دیدگاه »
«در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند، اما بر حسینی که آزادنه زندگی کرد، می گریند.» از این جور نکته های متناقض تو زندگی خیلی زیاده،من فکر می کنم اگه واقعا چیزی تو عاشورا باشه که نیازه هر سال تکرار باشه،گریه کردن و عزاداری نیست. اصلا نمی فهمم [...]
بداهه نویسی در حس نویسی!
ارسالشده در وبلاگ, شخصی در دسامبر 30, 2007 | 16 دیدگاه »
وقتی برادر بزرگتر ندیده میگه زیاد رکی، نباید شکی کرد که اینجور هست. امیر میگه چند نفر رو با کامنت های تند و تیزم ناراحت کردم، امیر نگفت کی از دستم ناراحت شد، اما فرقی هم نداره، از همین تنها تریبون رسمی (غیررسمی) ام از همه کسانی که از دستم ناراحت شدن، عذر خواهی می [...]
از گپ زدن با حامد تا بالا آوردن رو صورت رئیس جمهور
ارسالشده در مديريت, وبلاگ, سیاست, شريف گردي در دسامبر 25, 2007 | 7 دیدگاه »
1-امروز دو تا آدم مهم اومدن دانشکده ما،اول پروفسور شلینگ که جایزه نوبل اقتصاد گرفته؛ البته چون سر کلاس بودم، نتونستم سخنرانی اش رو برم ولی سر عکس گرفتن رسیدم و بهر حال عکس داشتن با یه نوبلیست بدک نیست، حالا عکسش بدستم برسه شاید بزارم اینجا! اما یه نفر دیگه هم اومد که حالا [...]
ما اینم دیگه!
ارسالشده در وبلاگ, شخصی در اکتبر 28, 2007 | بیان دیدگاه »
دوستان عزیز آجرپاره و پژ لطف کردن ومنو به بازی دعوت کردن . خوب باز هم بازی! هر چند این بازی یعنی دادن اطلاعات درباره خود یه ذره ناجوره! خوب من 4 سال هست که دارم درباره خودم می نویسم و حالا این بازی دیگه چیه، خدا می دونه. اما …1- من کی هستم؟حالا اسمم [...]
حالا كه فكرش رو مي كنم
ارسالشده در وبلاگ در سپتامبر 23, 2007 | ۱ دیدگاه »
از خيلي وقت پيشتر از اينها دوست داشتم كه اين رشته ها رو بخونم، علوم اجتماعي، علوم سياسي، اقتصاد و مديريت! يه چيزي تو اين رشته ها هست كه وسوسه ام مي كنه كه بخونمشون از طرفي معتقدم كه فقط كساني كه ذهن هندسي و حسابگر دارن مي تونن مسايل رو بخوبي تحليل كنن حالا [...]
وطن
ارسالشده در وبلاگ در سپتامبر 18, 2007 | بیان دیدگاه »
وطن براي من يعني ايران و ايران بعني مادرم و نه پدرم! وطن يعني تعلق خاطر، وطن يعني خاك و فقط هم همين خاك، وطن يعني زبون مادري، حتي فكر اينكه يه روز بتونم همه احساسم رو به يه زبونه ديگه بگم نمي تونم بكنم، همه احساس هاي من فارسيه! وطن يعني گذشته پر از [...]
