مدت هاست در هر جمعی که بحثی از عشق و دوست داشتن میشه، خیلی زود به این نتیجه میرسم که نمی تونم اون جوری که بقیه فکر می کنن، فکر کنم. خیلی زود به این نتیجه می رسم که باید خودم رو سانسور کنم. باید سانسور کنم چون حس می کنم حرف ها و باورهام [...]
بایگانیِ دستهٔ ‘عشق’
2 راه شناخت
ارسالشده در عشق در ژوئیه 7, 2009 | 9 دیدگاه »
زنی باید باشد
ارسالشده در دوستان, عشق در دسامبر 11, 2008 | ۱ دیدگاه »
زنی باید باشد که بشود به عشق دیدنش زودتر رفت خانه. زنی که بشود وقتی حواسش نیست موهایش را بو کشید آنقدری که روحت بوی تنش را بگیرد.زنی که همه دنیا را با شنیدن طنین خنده اش عوض نکنی. زنی که بشود وقتی خوابست خم شد روی صورتش،نگاهش کرد نگاهش کرد بعد ببینی که چطور [...]
اگه گفت از عشقت خسته است، هیچ نگو؛ هیچ اعتراض نکن. عاشق هیچ وقت به معشوق اعتراض نمی کنه. فقط برو و دیگه از عشق نگو! برای اینکه خستگیش مهمتر از عشقته!
secret of love
ارسالشده در موسیقی, شخصی, عشق در اوت 30, 2008 | 11 دیدگاه »
نوشته من در مذمت فضولی عقل در وادی عشق سبب شد تا خانم دکتر درباره عشق و عقل بنویسن. فکر می کنم نتونستم مفهمومی که تو ذهن دارم رو خوب بنویسم و یه سری ابهامات بوجود اومده، امیدوارم این نوشته بتونه ابهام زدایی کنه. من آدم هفده یا هجده ساله نیستم که عشقم بر مبنای [...]
meddlesome intellect
ارسالشده در عشق در اوت 25, 2008 | 13 دیدگاه »
مدتهاست که از چنین نوشته هایی بیزارم، تحلیلی عقلایی از عشق و رفتار عشاق، جز کم کردن مقام و منزلت عشق هیچ کارکرد دیگری نداره. شما که غریبه نیستین منم مثل شما «هنر عشق ورزیدن» از اریک فروم و «لذات فلسفه» از ویل دورانت یا نمونه های وطنی اون مثل فصل عشق «کویر» دکتر علی [...]
راه و رسم من از جنس بازار نیست
ارسالشده در شخصی, عشق در اوت 9, 2008 | 9 دیدگاه »
تو رهایی می خواهی و من در توانم نیست، با تو جنگیدن بی نتیجه است، در توان من نیست که از تو جدا شوم، همان؛ باید خودت تصمیم می گرفتی تا به حال خودم بگذاری ام که گرفتی… اما هیچگاه از من نخواه که عاشق نباشم و عاقل شوم. بارها گفته ام و باز هم [...]
عشق
ارسالشده در عشق در مه 9, 2007 | 10 دیدگاه »
وقتی این متن رو می خونید حتما به این آهنگ گوش بدید. «همه باید بمیرند و تنها چیزی که مرگ را می راند عشق است. عشق از روی گورستانهای می جهد و با توالد و تناسل بر گودال مرگ پل می بندد. ثروت خستگی آور است و عقل و حکمت، نور ضعیف سردی است، اما [...]
عشق و شناخت
ارسالشده در عشق در مارس 14, 2007 | 2 دیدگاه »
برای خیلی ها عشق یعنی عشق جنسی، جاذبه جنسی هم برای مدت کوتاهی رویاهایی از وصل درست می کنه، ولی اگخ این رابطه جنسی با عشق همراه نباشه، خیلی زود دو فرد رو مثله قبل از ازدواج از هم جدا نگه می داره، گاهی موجب شرم و گاهی هم موجب تنفر در طرفین میشه، چون [...]
چگونه عاشق كنيم؟
ارسالشده در عشق در اوت 12, 2006 | 531 دیدگاه »
1-داشتن چیز هایی فقط از آنِ خود. خیلی خوب است که در زندگی مشترک همه چیز هایمان مشترک باشد؛ اما هر کسی به هوس ها و تفنن ها و خلوت خود نیاز دارد. پس آن را از طف مقابل نگیریم. جبران خلیل جبران می گوید: » با هم بنوشید، اما از یک جام ننوشید» 2-همیشه [...]
عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی…
ارسالشده در عشق در مه 31, 2006 | ۱ دیدگاه »
آدم ها همیشه در ميانهي عقل و عشق سرگردان هستند. اين انگار در ذات هستي انسان نهفته است كه مدام در يك خانه نباشد. يعني در خانه عشق یا عقل ماندگاري ندارد.از يك سو دست و پايمان بسته به آنچه اكنون در واقعيت هست، و از سوي ديگر دل در گرو رویاهايي داریم كه تنها [...]
عشق: از رويا تا واقعيت
ارسالشده در عشق در دسامبر 2, 2005 | بیان دیدگاه »
جهان واقعيما، با جهاني كه در آرزوها و رویاهامان داريم همسطح و متوازن نيست. نبايد هم باشد. جهان واقعي ما همين است كه هست، ترکیبی از وقايع خوشایند و ناخوشایند، با آدمهايي نيمهتمام. اما در رویاهایمان جهاني ديگري هست ، بهتمامي دلپذير، ولي از جنس خيال و تصور.همانگونه كه خنديدن و گريستنمان، نشانههايي از حضور [...]
