1-حکایت همان سگ خیسی است که به حجرهاي رفته بود و خود را تکان میداد، چون صاحبش این منظره را دید، فکر کرد که حالا طبق قوانین اسلامی ناچار است هفت بار همه حجره و وسایلش را آب بکشد تا از نجاست پاک شود، چون حالش را نداشت و کار بیهوده و سختی بود، چشمانش را بست و دنبال سگ افتاد که، پیش پیش، گربه! پیش پیش، گربه! انشاءالله که گربه است!
2- در اوایل انقلاب و سالهایی که بحث بانکداری اسلامی بالا گرفته بود، افراد مقدسمآبی که میدانستند بهرهای که از سوی بانک به عنوان سود ماهانه سپرده به آنها پرداخت میشود، عین رباست و از نظر شرع اسلام مشکل دارد، برای اینکه از نظر شرعی رفع تکلیف کرده باشند و پولهایشان را حلال کنند، در آخر ماه با پاکتی میوه یا نبات در دست، به بانک و نزد رئیس شعبه میرفتند و پس از اطلاع از مبلغ سودی که برایشان محاسبه شده، با انجام یک معامله فوری و نقدی، یعنی فروش محتوای پاکت به رئیس شعبه به همان مبلغِ سود محاسبه شده، یعنی مثلاً یک کیلو نبات را به مبلغ پانصد هزار تومان میفروختند و پول این بیع حلال به حسابشان واریز میشد و پاکت نبات تحویل خریدار یعنی رئیس شعبه میگردید؛ یعنی که پانصد هزار تومان بهره را نگرفته، بلکه پول یک کیلو نباتی را که فروخته گرفته است. کلاه شرعی در مسائل مالی دیگری چون خمس نیز در جامعهی ایرانی بسیار رایج و گسترده است.
3-ازدواج موقت هم به همین ترتیب راه فراری است برای مقدسمآبان مذهبی تا رنگ و لعاب مذهب به آنچه که در جامعه میگذرد، بزنند. جامعهی کنونی ایران مملو از مردان و زنانی است که چه به خاطر یک رابطه عاشقانه و چه در اثر هوس، در هم میلولند و رابطههای جنسی با یکدیگر برقرار می کنند. سالها نهادها و سازمانهای مختلفی در ایران کوشیدند تا از نفوذ فرهنگ غربی و جهانی به ایران جلوگیری کنند، اما تقریباً در اکثر حوزههای فرهنگی این تلاش ها جز به شکست ختم نشد. حال، متفکرین این نظام به این نتیجه رسیدند که اگر نمیشود جلو رابطههای جنسی را گرفت، میتوان به آن رنگ و بوی مذهبی داد تا این نظام همچنان بتواند الهامبخشی خود را در بین کشورهای مسلمان حفظ کند. تا همچنان ایران به عنوان کشوری که قدمی از ارزشهای اولیه و بنیادین انقلاب اسلامی 57 پا پس نکشیده در بین ملتهای دیگر مطرح باشد و از قِبَل آن، جمهوری اسلامی بتواند راههای نفوذ در بین این کشورها را بیابد.
4-واقعیت جامعه ایرانی این است که ما نه میخواهیم از زرقوبرقها و جذابیتهای زندگی غربی محروم شویم و نه میخواهیم از شرع و باورهای اسلامی روی برگردانیم. ازدواج موقت، نه موضوع تازهای و نه اولین مسألهی بعد از انقلاب است که چنین واقعیتی را برجسته میکند. بانکداری بدون ربا و اسلامی که مدتها در اوایل انقلاب نقل محافل اقتصادی و مذهبی بود، نیز همین مساله اساسی را تداعی میکند. این موارد تلاشهای جامعه ایرانی را در جهت اسلامی کردن رفتارهای غیر اسلامی نشان میدهد و طبعاً همه این کوششها در نهایت نتیجهای هم در بر ندارد.

سلام.. خوبی؟ خیلی جالب نوشتی کل قضیه رو.شدیم انگار شتر مرغ نه پریدن بلدیم نه تخم گذاشتن. قوانین مثل عربستان ادعا در حد مریخ!
بسیار جالب. دلیل گسترش دادن مفاهیم اسلامی برای اینکه منطبق بر مردم شود این ست که در اقلیت مطلق به سر می برند کسانی که قرائت رسمی دولتی را در بست قبول دارند.
موفق باشید
Exactly as you said..