بیش تر از یه سال قبل بود که بعضی ها چون دکتر نیلی پیش بینی کردن که احمدی نژاد توی انتخابات از امداد غیبی برخوردار نمیشه و آیت الله خامنه ای نمی خواد سرنوشت خودش رو به سرنوشت احمدی نژاد گره بزنه. اما همه دیدیم که اینطور نشد و احمدی نژاد نه تنها از امداد های عجیب و غریب غیبی استفاده کرد، بلکه در سخت ترین روزهای رهبری آیت الله خامنه ای، از حمایت همه جانبه برخور دار بود.
هفت ماه از انتخابات می گذره، شعارهای جنبش سبز دیگه درباره برکناری احمدی نژاد یا انتخابات مجدد ریاست جمهوری نیست. جنبش سبز یکی دوماهی میشه که پاسخگو بودن نفر اول نظام رو شعار میده. هفت ماه بعد از انتخابات، مناظره هایی شروع میشه که به روشنی نشون میده که صدا و سیما برخلاف همه هفت ماه قبلش عقب نشینی معناداری کرده. مطهری، کواکبیان و اطاعت از احمدی نژاد به شدیدترین شکل ممکن انتقاد می کنن، اونو زمینه ساز فتنه اعلام می کنن، کشتن مردم در روز عاشورا رو محکوم می کنن و از برخورد بد حکومت با معترضین میگن. از به حق بودن مطالبات مردم در سقف چند ماه قبل میگن. سقفی که قبل از نفر اول نظام بود.
همه این ها یعنی آیت الله خامنه ای خیلی دیر احساس خطر کرده؟ یعنی آیت الله خامنه ای احساس کرده که سرنوشت منحوس احمدی نژاد به سرنوشت خودش گره خورده و داره سعی می کنه اونو باز کنه؟
این مناظره ها یعنی چی؟ یعنی مرز بندی شفاف بین آیت الله خامنه ای و احمدی نژاد؟
مناظره ها پسا انتخاباتی
ژانویه 14, 2010 بدست محمد جواد شکری

من فکر نمیکنم خامنهای احساس خطر کرده باشد. دلیل منطقیای ندارم ولی باور نمیکنم این احساس خطر دیرهنگام را. ولی فکر میکنم اوضاع اینطور برزخی نمیماند و دیر یا زود تغییراتی بوجود میآید. تغییراتی که پافشاری مردم در احقاق حق خودشان و خونهای ریختهشده ایجاد میکند. پس امیدوارم هنوز.
هیچکدام !!! زیاد جدی نگیرید این اداهای صدا و سیما را، یحتمل اگر فکر و ایده ای هم پشتش باشد چیزی در حد ایده رئیس سازمان یا حتی مدیر شبکه است . در این سطح از تصمیمات اصولا پای رهبر مملکت باز نمیشود که مثلا بیاید بگوید چون من میخواهم راهم را از فلانی جدا کنم پس صدا و سیما مناظره برگزار کند و آقای فلانی مصاحبه کند و کذا و کذا… در کل زیاد جدی نگیرید
میشه دانلود فایل صوتی انرا بگذارید
سلام
واقعیت اینه که قبول ندارم حرفت رو
به عقیده من زیاده روی باعث این واکنش ها شده
جامعه اسلامی که دولتش حرمت ماه حرام رو نگه نداره دیگه خیلی زیاده رویه
اگر آنقدر هوش داشتند که مردم ایران رو میشناختند هیچ کدوم ار این فجایع اتفاق نمی افتاد مطمئنا بعد از اون نماز جمعه و تغییر شعارهای مردم احساس خطر کردند اگر قرار بود احساس خطر کنند
جواد جان دلبندم،
1- برات درس عبرت نشد!
2- شما می خوان به چی برسین؟ آرامش! براندازی! رفاه! رفرم! دنبال هر کدوم از اینها که هستی این حرفها به هیچکدومشون نزدیکت نمی کنه! اگه می شد در مورد هر کسی از جمله سران حکومت به این راحتی بتونیم قضاوت کنیم واقعا دنیا گلستون می شد!
3- پیشنهاد می کنم سریال لاست و 24 رو یکبار با دقت مرور کن شاید متوجه بشی که موضوع خالی از اگر و اما هم نیست!
4- من حاضرم یک معامله هم بکنم، اگر کسی در حال حاضر باشه که بگه اگر حکومت ایران این شکلی نباشه، چه شکلی می تونه باشه (با لحاظ کردن ملزومات فرهنگی و روابط اجتماعی ایران) و جواب سوالات من رو به صورت حتی نیمه قانع کننده بده، من حاضرم تا پای جون برای پیاده کردن اون ساختار بایستم!
5- مشکل ما توی ایران نه فقط در مورد حکومت و قدرت که در جنبه های دیگه نیز اینه که ما نفیی با قضایا برخورد نه ایجابی هیچوقت نمی گیم این شکلی باید باشه، می گیم این شکلی نباید باشه! هر وقت هم یک پیشنهادی می دیم بیشتری شبیه گرته برداری از کشورهای دیگه است که فرهنگ و شناخت دیگه ای دارند و وقتی توی ایران پیاده می شن هر چند بعضی مسایل رو حل می کنن هزار و یک تناقض آشکار و پنهان تو جامعه ایجاد می کنن!
يه كمي گنگ و گيجه. اما با توجه به سوئيچ شدن قضيه از ا.ن به شخص اول مملكت و كليتهايي كه تا امروز مقدس بودهاند، اين ياداوري درد اوليه و زخم كهنه و دليل اعتراضات براي معترضان برگرداندن و متمركز كردن اعتراضان در همون سمت و سوي اوليه است كه به نفع تر از اينيه كه الان هست. اما در بخش ديگه اي هم ميشه به همين سوپاپ اطمينان اشاره كرد. و البته من به ساعت پخش اين برنامه و همزماني با بسياري از برنامه هاي جذاب ديگه تصور مي كنم بخش وسيعي از جامعه رو در بر نگيره و صرفا علاقمندان سبز رو دور هم جمع كنه و در گام اول هم مورد اقبال كساني كه از رسانه بيزار و گريزان شده اند قرار بگيره و هم اينكه اداي روشنفكرانه در بياره و با دعوت افراد و تاكيد بر حدود و خط قرمزهايي كه نظام اصلن تمايلي به درنورديده شدن اونها نداره، جنبش رو از تمايل به خواسته هاي حداكثري بيم بده و هم باعث ريزش كساني كه خواسته هاي حداكثري از اين جنبش دارن بشه و ايجاد تفرقه و دلسردي بين سبزها هم بشه
هفت ماه پیش من جدا آرزو داشتم یکی تو مملکت اینقدر حکیم باشه(حتی سیاس! باشه) که چنین مناظرهای رو برپا کنه.
میفهمم تناقض هست بین کرور کرور زندانی سیاسی با حضور چهارتا چهرهی معتدل اصلاحطلب(حالا منهای اطاعت). اینا رو میفهمم. ولی دو تا چیز برام از انگیزهی آقایون مهمتره. اول اینکه جنبش سبز موفق شده از جایگاه آشوبگر و اغتشاشگر(لااقل در سطح بدنه) توی رسانهی کودتا، خودشو برسونه به جایگاه منقد یا مخالف(حتی از نوع نامربوطش).(یعنی ما یه پله جلوتر اومدیم و اونا چند تا پله عقبتر رفتن). دومیش اینکه سطح مطالبات جنبش لااقل بالاتر نمیره و ثابت میمونه در نتیجه شاید بشه (شاید) تو دراز مدت حتی به سقف امروز رسید.
شاید آقایونم همین نظرو داشتن که قبل سالگرد پیروزی انقلاب افتادن به سرهم بندی یه برنامه…
(به هر حال منطقیش اینه که اگه صدای مردم توی رسانهها منعکس بشه کسی مرض نداره جلوی آتیش سینه سپر کنه تا صداش به گوش دیگران برسه)
هيچي! به اينجا رسيدن كه»صداي انقلاب شما مردم ايران را شنيدم!» همون بحث نخست وزير عوض كردن و ايناست…