بارها در خبرگزاری ها آمده است که صادرات غیر نفتی در دولت نهم بیشتر از دولت های گذشته بوده است. اولین واکنش ما بعد از شنیدن این خبر مخالفت با اون و موضع گرفتن در قبال اونه. چون برداشت ما از این دولت، بی برنامگی و ضعف در اجرای پروژه ها و برنامه های مختلفه. واکنش عامه مردم اینه که براحتی صحت این آمار رو زیر سوال می برن و آمار رسمی سازمان هایی چون بانک مرکزی و مرکز آمار رو مخدوش اعلام می کنن. (احتمالا هنوز مناظره کروبی و احمدی نژاد یادتون نرفته). این واکنش مضحک فقط و فقط باعث میشه که خود فرد زیر سوال بره. بهر حال سازمان هایی جون بانک مرکزی و مرکز آمار، سال هاست که اطلاعاتی رو منتشر می کنن که نه از جانب اساتید دانشگاه و متخصصین داخلی و نه از طرف نهادهای بین المللی مورد تردید قرار نگرفته.
خب پس بی خیال زیر سوال بردن آماری بشیم و خودمون رو مضحکه عام و خاص نکنیم. حالا فکر کنیم واقعاً دلایل افزایش صادرات غیر نفتی در دولت نهم چی می تونه باشه. بیایم به این فرایند بصورت سیستمی در بازه زمانی نگاه کنیم. در واقع اشتباه بزرگ این می تونه باشه که وقتی خبری رو می شنویم، اون رو در طول زمان بررسی نکنیم. مقایسه برش های زمانی مختلف قطعا و بی تردید جوری طراحی شده و به ما نشان داده شده که گوینده خبر، نتیجه ای رو که می خواد بگیره.
در این مورد، قبل از هر واکنشی باید آمار رسمی بانک مرکزی به عنوان یه نهاد همیشه معتمد بپذیریم. این آمار به ما میگه که میزان صادرات غیر نفتی در دولت نهم بیش از دولت های قبلیه. صادرات در نتیجه تولید بیش از نیاز داخل انجام میشه. پس در این دولت یا نیاز داخل کم تر شده و یا تولید بیشتری صورت گرفته. با نگاهی ساده به همون آمار بانک مرکزی متوجه میشیم که سهم عمده این صادرات مربوط به بخش های بالادستی نفت (مثل پتروشیمی) و صنایع مرتبط با صنعت نفت داره.
آیا نیاز داخل کمتر شده؟ این تولیدات صادراتی، در صنایع مختلف کشور مصرف میشه. نکته حایز اهمیت اینه که اکثر صنایعی که با مصرف کننده نهایی سر و کار داره، به علت این که در قسمتی از زنجیره ارزشش وابسته به واردات کالاهای خاص از خارج از کشور بوده، و به علت تحریم و بد شدن رابطه با خارج، رکود داشته. در نتیجه نیاز داخلی به این تولیدات واسطه ای صنعتی کم شده.
آیا تولید داخل بیشتر شده؟ با یه نگاه ساده به همون آمار بانک مرکزی میشه فهمید که تولیدات در این چند ساله به شدت زیاد شده. تولید صنعتی در بستری از سرمایه گذاری مالی، تکنولوژیکی و منابع انسانیه. هر سه نوع این سرمایه گذاری در بازه ای از زمان رخ میده. این بازه از زمان برای هر صنعتی عدد منحصر به فردیه. میشه گفت برای این صنایع این بازه زمانی از 4 تا 15 سال طول میکشه. در نتیجه براحتی میشه نتیجه گرفت که دولت نهم میوه های رسیده باغی رو برداشت می کنه که دولت های قبلی اونو آباد کرده بودن.
این بحث رو میشه از جنبه های مختلف خیلی بیشتر باز کرد و در ابعاد گوناگون میشه در بعد زمان به عقب رفت تا دلایل و ریشه های اونو فهمید. اتفاقاتی که می افتن معمولاً یه دلایلی در گذشته دارن، خبرهایی که می شنویم در اثر یه روابط علی و معلولی در بازه ای از زمان به راحتی قابل توجیه هستن.
اینجا یه تحلیل از یه خبر فانتزی بی بی سی رو نوشتم. (حتماً بخونین) خبر خیلی فانتزیه ولی حرف اصلی من همینه که تو این چند خط بالاتر گفتم. عدم نگاه مقطعی و غیر سیستمی به رویدادها!
پ.ن: اگر در این نظر سنجی شرکت نکردین، خواهش می کنم یک دقیقه از وقتتان رو به من بدین.


یک مخاطب جدید:
تحلیل جامع پدیده ها.
اولین گام هر کنشیه
سلام
کاملاً با برداشتت موافقم . عالی بود . از طرف دیگه میزان درآمد نفتی و گرون شدن نفت توی این 4 سال رو هم باید در نظر گرفت . این دولت خیلی خیلی شانس آورد توی هر زمینه ای . حالا خرابکاری ای که میکنه رو معلوم نیست سر کی خراب میکنن و چطور
با درود و سپاس فراوان : شهرام