در سرزمین مقدس، تو از همه خواسته هایت می گذری، تو از همه نیازهایت می گذری، از همه آدم های زندگیت می گذری و فقط او را می خواهی، به او نیاز داری، و تنها کس و همه کست او می شود. در سرزمین مقدس همه خواسته ها و نیازهایت؛ خواسته ها و نیازهای او می شود و همه سعی و تلاشت بر آن است که نیازها و خواسته های او را برآورده سازی.
در سرزمین مقدس، چشم هایت او را می بینند، گوش هایت او را می شنوند، دست هایت او را لمس می کنند، پاهایت به سمت او به حرکت در می آیند، شامه ات او را بو می کند، بدنت آرامش بخش و لذت بخش او می شود…
سرزمین مقدس، سرای اوست، و تو برای او!


من از سقوطش می ترسم .