حتی لحظه ای به مشایی و احمدی نژاد و رفتارهاش فکر نکنین. اگه واقعاً می خواین به مسائل سیاسی و اجتماعی فکر کنین، به صحبت های یزدی، مصباح و سبحانی فکر کنین و مثل من خوشحال باشین که پرده ها کم کم داره می افته و هر کسی به صراحت موضع خودش رو میگه. بزودی جوادی آملی، امینی، صافی، مکارم و بقیه که تا حالا تو لفافه حرف زدن باید اعلام موضع کنن که بالاخره در کدوم مکتب فکری سیر می کنن، با خامنه ای هستن یا با هاشمی….
من مطمئن بودم که هاشمی بازی رو به خوبی یه مرحله به جلو می بره.
پ.ن: البته شاید حرف های مصباح تکرار حرف های گذشته اش بود و نکته خاصی نداشت، ولی حرف های سبحانی و یزدی حاوی نکات واقعاً مهمیه.


یاد پنجشنبه ای افتادم که نمی دونستیم چقدر می تونیم به هاشمی امید داشته باشیم… واقعا باورم نمی شد
کتاب موریانه ی بزرگ علوی رو خوندی.
شبیه الان ایرانه.
واقعا” آدم تو کار اینا می مونه! خودشونم نمی دونن دارن چی کار می کنن! یعنی می دونن؟! شاید هم می دونن. سیاسته دیگه. هیچیش معلوم نیست
بد صحبت مي کني ، مواظب خودت باش، خيلي داري تابلو ميشي
اول بگو برنامه ی دیشب شبکه ی یک رو درباره ی هاشمی، گفته هاش و نگفته هاش، دیدی یا ندیدی؟
به نظرم اون برنامه استارت یه دوره ی جدیدی از برخورد با مسئولان رده بالای نظام رو توضیح می داد.چیزی که امروز تو صحبتای خامنه ای صریح تر مطرح شد
دوم اینکه اگه تو فقط خوشحالی برای افتادن این پرده من گاهی در کمال بی شرمی ذوق هم می کنم.گلومونو برای اثبات چیزایی پاره کردیم که اگه یه خورده صبر داشتیم خود به خود ثابت می شد.
عدو شود سبب خیر..
سوم: سوال محوری نکیر و منکر درباره ی جنگ و صلحه!
به خودت رحم کن!
و ما منتظرانیم…
اره .من هم خیلی موافقم.خودمونیم هاشمی هم کاری کرد کارستون.بد جوری زد تو برجک این دار و دسته کودتا.شده بودن عین اسپند رو آتیش
[...] 13, 2009 بدست محمد جواد شکری گفته بودم که جریانات اخیر هیچ دستاوردی برای ماها نداشته باشه؛ یه [...]