<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها در: سؤال؟</title>
	<atom:link href="http://datumfreedom.wordpress.com/2009/07/04/question/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2009/07/04/question/</link>
	<description>وب نوشته های یک دانشجوی مدیریت</description>
	<lastBuildDate>Wed, 30 Dec 2009 08:46:42 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: علی اهری</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2009/07/04/question/#comment-2527</link>
		<dc:creator>علی اهری</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 08 Jul 2009 14:54:48 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/?p=771#comment-2527</guid>
		<description>توصیه می کنم یک دوره فلسفه ی اخلاق بخونید.(دارم تمرین می کنم نظرات کوتاه بدم!) فکر کنم همه ی مسائل براتون حل بشه.(البته اگه نظام اخلاقی مناسبی را انتخاب کنید)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>توصیه می کنم یک دوره فلسفه ی اخلاق بخونید.(دارم تمرین می کنم نظرات کوتاه بدم!) فکر کنم همه ی مسائل براتون حل بشه.(البته اگه نظام اخلاقی مناسبی را انتخاب کنید)</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: sidny</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2009/07/04/question/#comment-2520</link>
		<dc:creator>sidny</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 08 Jul 2009 08:31:57 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/?p=771#comment-2520</guid>
		<description>داستان حضرت موسي رو كه مأمور مي شه بدترين موجود خلق شده رو پيدا كنه و در آخر مجبور ميشه طناب بدترينو به گردن خودش بندازه رو حتما خونديد.مي دونيد موسي هم دقيقا همين تصور داره يعني از بيرون از دايره بدي قابل توجيه نيست ولي شايد وقتي درونش باشي حتي بدترين گناه ها رو بشه توجيه كرد به خاطر همينه كه موسي فقط در مورد خودش مي تونه تصميم بگيره.
اما به نظر من نتيجه گيري نهايي شما فقط در مورد آدمايي صدق مي كنه كه گمراه شده باشن يعني از همون اولم ندونن كاري كه دارن انجام مي دن چقدر بد اما با توجه به تجربياتي كه خودم توي زندگي دارم بايد بگم لحظاتي هست كه خودمونم مي دونيم كارمون درست نيست و اونو انجام ميديم و به مرور زمان وقتي با توجيه كارمون اونو تكرار كرديم كم كم برامون عادت شده و اصلا به نظرمون نادرست نمياد اينجا ديگه گمراه نشديم بلكه به كارمون عادت كرديم اين جا ديگه نمي شه گفت كه بي گناهيم يا بد نيستيم گر چه كسي كه بيرونه نمي تونه فرق بين ايندو رو تشخيص بده.
راستي من كامنت شما رو دير خوندم اينه كه اولا به خاطر تاخيرم عذر مي خوام ثانيا شما كاملا حق داريد و من بايد راجع به نوشته ي شما تو وبلاگ خودتون مي نوشتم اينه كه به خاطر اين موضوعم متاسفم.
اما راجع به اصول دموكراسي يه سري حرفا ميمونه كه دوست داشتم با هم راجع بهش حرف بزنيم ولي اينجا نمي شه:)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>داستان حضرت موسي رو كه مأمور مي شه بدترين موجود خلق شده رو پيدا كنه و در آخر مجبور ميشه طناب بدترينو به گردن خودش بندازه رو حتما خونديد.مي دونيد موسي هم دقيقا همين تصور داره يعني از بيرون از دايره بدي قابل توجيه نيست ولي شايد وقتي درونش باشي حتي بدترين گناه ها رو بشه توجيه كرد به خاطر همينه كه موسي فقط در مورد خودش مي تونه تصميم بگيره.<br />
اما به نظر من نتيجه گيري نهايي شما فقط در مورد آدمايي صدق مي كنه كه گمراه شده باشن يعني از همون اولم ندونن كاري كه دارن انجام مي دن چقدر بد اما با توجه به تجربياتي كه خودم توي زندگي دارم بايد بگم لحظاتي هست كه خودمونم مي دونيم كارمون درست نيست و اونو انجام ميديم و به مرور زمان وقتي با توجيه كارمون اونو تكرار كرديم كم كم برامون عادت شده و اصلا به نظرمون نادرست نمياد اينجا ديگه گمراه نشديم بلكه به كارمون عادت كرديم اين جا ديگه نمي شه گفت كه بي گناهيم يا بد نيستيم گر چه كسي كه بيرونه نمي تونه فرق بين ايندو رو تشخيص بده.<br />
راستي من كامنت شما رو دير خوندم اينه كه اولا به خاطر تاخيرم عذر مي خوام ثانيا شما كاملا حق داريد و من بايد راجع به نوشته ي شما تو وبلاگ خودتون مي نوشتم اينه كه به خاطر اين موضوعم متاسفم.<br />
اما راجع به اصول دموكراسي يه سري حرفا ميمونه كه دوست داشتم با هم راجع بهش حرف بزنيم ولي اينجا نمي شه:)</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ناشناس</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2009/07/04/question/#comment-2506</link>
		<dc:creator>ناشناس</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 05 Jul 2009 09:28:37 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/?p=771#comment-2506</guid>
		<description>بازم همون مساله قدیمی رو داری به یه شکل دیگه ای مطرح می کنی رفیق.
بحث همیشگی اخلاق مطلقه یا نسبی؟ اگه نسبیه خط قرمز داره یا نه؟ اگه داره این خطوط قرمز تا کجاست؟
من میگم اخلاق نسبیه، خط قرمز داره ولی هر کسی با وجدان خودش این خطوط رو تو ذهنش تعیین می کنه.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بازم همون مساله قدیمی رو داری به یه شکل دیگه ای مطرح می کنی رفیق.<br />
بحث همیشگی اخلاق مطلقه یا نسبی؟ اگه نسبیه خط قرمز داره یا نه؟ اگه داره این خطوط قرمز تا کجاست؟<br />
من میگم اخلاق نسبیه، خط قرمز داره ولی هر کسی با وجدان خودش این خطوط رو تو ذهنش تعیین می کنه.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: امیرحسین</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2009/07/04/question/#comment-2505</link>
		<dc:creator>امیرحسین</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 05 Jul 2009 08:02:39 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/?p=771#comment-2505</guid>
		<description>به نظر من آدم ها می تونن به نادرستی چیزی واقف باشند ولی اون روب رای خودشون توجیه کنند...از نادر ابراهیمی جایی خوندم که وقتی داریم چیزی رو برای کسی توضیح می دیم تا قانعش کنیم در واقع مشغول تلاش برای قانع کردن خودمون هستیم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به نظر من آدم ها می تونن به نادرستی چیزی واقف باشند ولی اون روب رای خودشون توجیه کنند&#8230;از نادر ابراهیمی جایی خوندم که وقتی داریم چیزی رو برای کسی توضیح می دیم تا قانعش کنیم در واقع مشغول تلاش برای قانع کردن خودمون هستیم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: میشل</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2009/07/04/question/#comment-2503</link>
		<dc:creator>میشل</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 04 Jul 2009 15:20:54 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/?p=771#comment-2503</guid>
		<description>ولی یه چیزی هم هست 
گاهی یه چیزایی برای یه افرادی مهمه ولی برای افراد دیگه مهم نیست . مثلاً شده یه نفر رو بازی بدی چون برات مهم نیست با اینکه می دونی کار بدیه .

ولی بازم اینم بد نیست .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ولی یه چیزی هم هست<br />
گاهی یه چیزایی برای یه افرادی مهمه ولی برای افراد دیگه مهم نیست . مثلاً شده یه نفر رو بازی بدی چون برات مهم نیست با اینکه می دونی کار بدیه .</p>
<p>ولی بازم اینم بد نیست .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: دانیال</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2009/07/04/question/#comment-2502</link>
		<dc:creator>دانیال</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 04 Jul 2009 14:29:33 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/?p=771#comment-2502</guid>
		<description>اینکه ایگو ی فرد برای برقرار کردن تعادل روانی فرد ، که در اثر انجام عملی که از دیدگاه نظام اخلاقی فرد ناپسند بوده به هم ریخته و انباشته از اضطراب شده ، دست به فرافکنی یا عقب روی می کند اصلاً به معنی این نیست که بد من ها وجود ندارند. بد من ها ، مریض های روانی اند که به شدت با سازوکار جامعه ناهمگن اند ، البته در وراثت آدمی ، ژن هایشان همیشه در اقلیت بوده است ، وگرنه انسان هیچ وقت متمدن نمی شد. کار بد را خیلی ها انجام ش می دهند ، اما تنها گروه بسیار بسیار کوچکی اند که برایش دلیل نمی تراشند ، به اینها anti social ها psychopath یا اسامی غیر دقیق این چنین می دهند. 
فارغ از این استثنا های کم شمار ، مابقی مردم تنها به توجیه چیز هایی می پردازند که بدانند و متوجه باشند که بد است ، به اطراف تان نگاه کنید و هزاران رفتار ناپسند خواهید یافت که فرد حتی متوجه ارتکاب شان هم نیست
موفق باشید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اینکه ایگو ی فرد برای برقرار کردن تعادل روانی فرد ، که در اثر انجام عملی که از دیدگاه نظام اخلاقی فرد ناپسند بوده به هم ریخته و انباشته از اضطراب شده ، دست به فرافکنی یا عقب روی می کند اصلاً به معنی این نیست که بد من ها وجود ندارند. بد من ها ، مریض های روانی اند که به شدت با سازوکار جامعه ناهمگن اند ، البته در وراثت آدمی ، ژن هایشان همیشه در اقلیت بوده است ، وگرنه انسان هیچ وقت متمدن نمی شد. کار بد را خیلی ها انجام ش می دهند ، اما تنها گروه بسیار بسیار کوچکی اند که برایش دلیل نمی تراشند ، به اینها anti social ها psychopath یا اسامی غیر دقیق این چنین می دهند.<br />
فارغ از این استثنا های کم شمار ، مابقی مردم تنها به توجیه چیز هایی می پردازند که بدانند و متوجه باشند که بد است ، به اطراف تان نگاه کنید و هزاران رفتار ناپسند خواهید یافت که فرد حتی متوجه ارتکاب شان هم نیست<br />
موفق باشید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: بی بی</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2009/07/04/question/#comment-2501</link>
		<dc:creator>بی بی</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 04 Jul 2009 12:19:58 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/?p=771#comment-2501</guid>
		<description>اوه. ببخشید نظر من از کل مطلبت بیشتر شد!! خب بی بی ه دیگه. پرچونه است مادر</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اوه. ببخشید نظر من از کل مطلبت بیشتر شد!! خب بی بی ه دیگه. پرچونه است مادر</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: بی بی</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2009/07/04/question/#comment-2500</link>
		<dc:creator>بی بی</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 04 Jul 2009 12:19:14 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/?p=771#comment-2500</guid>
		<description>من شخصا همیشه تصورم اینه که &quot;بدی&quot; به هیچ وجه توجیه پذیر نیست. به هیچ وجه.  به نظر من حتی بلیط ننداختن برای اتوبوس های بی آر تی به هدف ضربه زدن به دولت! توجیه پذیر نیست. البته این نظر شخصی منه که معمولا دیگران با اون موافق نیستند و خیلی هم سر این بحث داشته ایم. در نود در صد موارد اگه دقت کنی این توجیه ها فقط  خودفریبی یا دیگران فریبی است برای این که روی عمل اشتباهمون یه کلاه شرعی بگذاریم. بهتره از اون چند در صد مواردی هم  که حق داریم نافرمانی کنیم یا خیانت کنیم  تا به حقمون برسیم (حتی اگه وجود داشته باشه) صرفنظر کنیم تا رفتار نادرست در جامعه متداول نشه. من  همیشه مورد اعتراض اطرافیان قرار می گیرم. ولی چون تصورم اینه که باید از خودمون شروع کنیم و به این اعتقاد دارم از رو نمی رم!ا حداقلش اینه که در آینده فقط یه نفر هست که رفتار درست رو انجام می ده و بقیه یادشون می آد که : ای بابا قرار نبوده کسی رشوه بگیره تا کار انجام بده. یا اون سبد هایی که ونصب شده برای بلیط بوده. یا هستند کسانی که به خانواده و بنیاد اون پایبند هستند یا ... شاید من رو تو موزه نگهداری کنند به عنوان موجوداتی که نسلشون منقرض شده! البته مسلماً من هم لغزش هایی دارم که شاید خودم متوجه شون نیستم. ولی در کل که بنگریم جزو عتیقه هام!ا
اما یه موردی هست که همیشه باهاش مشکل داشته ام اون هم دزدی به سبک رابین هوده! با این یک قلم کار به شدت موافقم و شاید اگه شجاعت اونو داشتم می رفتم از پرنس جان یک کمی پول و طلا و ... می دزدیدم بین  مردم تقسیم می کردیم می زدیم به زخم های زندگی ها مون!!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من شخصا همیشه تصورم اینه که &#8220;بدی&#8221; به هیچ وجه توجیه پذیر نیست. به هیچ وجه.  به نظر من حتی بلیط ننداختن برای اتوبوس های بی آر تی به هدف ضربه زدن به دولت! توجیه پذیر نیست. البته این نظر شخصی منه که معمولا دیگران با اون موافق نیستند و خیلی هم سر این بحث داشته ایم. در نود در صد موارد اگه دقت کنی این توجیه ها فقط  خودفریبی یا دیگران فریبی است برای این که روی عمل اشتباهمون یه کلاه شرعی بگذاریم. بهتره از اون چند در صد مواردی هم  که حق داریم نافرمانی کنیم یا خیانت کنیم  تا به حقمون برسیم (حتی اگه وجود داشته باشه) صرفنظر کنیم تا رفتار نادرست در جامعه متداول نشه. من  همیشه مورد اعتراض اطرافیان قرار می گیرم. ولی چون تصورم اینه که باید از خودمون شروع کنیم و به این اعتقاد دارم از رو نمی رم!ا حداقلش اینه که در آینده فقط یه نفر هست که رفتار درست رو انجام می ده و بقیه یادشون می آد که : ای بابا قرار نبوده کسی رشوه بگیره تا کار انجام بده. یا اون سبد هایی که ونصب شده برای بلیط بوده. یا هستند کسانی که به خانواده و بنیاد اون پایبند هستند یا &#8230; شاید من رو تو موزه نگهداری کنند به عنوان موجوداتی که نسلشون منقرض شده! البته مسلماً من هم لغزش هایی دارم که شاید خودم متوجه شون نیستم. ولی در کل که بنگریم جزو عتیقه هام!ا<br />
اما یه موردی هست که همیشه باهاش مشکل داشته ام اون هم دزدی به سبک رابین هوده! با این یک قلم کار به شدت موافقم و شاید اگه شجاعت اونو داشتم می رفتم از پرنس جان یک کمی پول و طلا و &#8230; می دزدیدم بین  مردم تقسیم می کردیم می زدیم به زخم های زندگی ها مون!!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
