پانزده میلیون روستایی واجد شرایط رای دادن و ده میلیون شهری واجد شرایط رای دادن با وضع بد اقتصادی، که با تقریب خیلی خوبی میشه گفت که نود درصدشون از یه رسانه بیش تر استفاده نمی کنن؛ اون هم رسانه ملی! دوباره با تقریب خیلی خوبی میشه گفت که اکثر غالب این آدم ها مذهبی و میانگین تحصیلاتشون خیلی پایین تر از بقیه آدم هاست. حالا چنین آدم هایی 4 ساله تموم رسانه ای رو نگاه می کنن که پشت سر هم از موفقیت های دولت نهم میگه. از خوبی های مردی به نام احمدی نژاد میگه.
اصلا هم این آدم ها، احمق نیستن. خیلی هاشون واسه اولین بار دیدن که یه رئیس جمهور اومده شهرشون و مشکلات شهر رو از نزدیک دیده، دو تا سالن ورزشی و دو تا کارگاه صنعتی اونجا ساخته و چند نفری رو مشغول به کار کرده. اونا گرونی رو می فهمن ولی گرونی تو همه دولت های قبلی هم بوده، اما این دولت فقط به اونا سهام عدالت داده، وام چند میلیونی داده، مسکن مهر داده، حقوق ها رو بیش تر از دولت های قبل بالا برده و …
چرا این آدم ها به احمدی نژاد رای ندن؟؟؟
پست شکاف رو اینجور شروع کردم که بیایم فرض کنیم که نتیجه انتخابات همینه که این آقایون میگن و هیچ تقلبی صورت نگرفته، اما حالا دوست دارم یه پله جلوتر برم. من کم کم دارم مطمئن میشم که تقلب صورت گرفته در انتخابات به اون حد نبوده که صندلی ریاست جمهوری رو از میرحسین به احمدی نژاد سپرده باشه. مطمئنن تقلب در سطح وسیعی صورت گرفته ولی برای مقاصد سیاسی بعد از انتخابات و بالابردن قدرت چانه زنی و مانور دولت دهم!
خون های زیادی ریخته شده، نظام هزینه سنگینی برای این تقلب داده و مهم ترینش بی آبرویی و بی اعتباری در قشر متوسط شهریه. من امیدوارم میرحسین موسوی گام بعدی رو در راستای کم کردن شعله مبارزات و ایفای نقش رهبر اپوزویسون داخلی بردارده و این مبارزات فرسایشی و پرهزینه برای مردم رو تموم کنه.
دوستان باور کنید، که ایران همین چهار سال پیش رو، و انتخابات همین انتخابات پشت سر گذاشته شده نیست. بیایم اگه واقعا به آینده ایران و نهادینه شدن دموکراسی تو ایران فکر می کنیم، نوع مبارزات رو عوض کنیم. برای رشد ذهنی اون بیست و پنج میلیونی که اشاره شد؛ تلاش کنیم.
پ.ن1: دوستان متعددی این تلاش رو شروع کردن که پیشرو اونا تو وبلاگستان بهاره آورینه. شاید به قول بهاره؛ فقط اندکی «وجود» میخواهد، وجود برای اعتراف به اشتباه، حالا چه اشتباه محاسبه و پیشبینی، چه اشتباه استراتژی و عمل؛ بر سر تخمین و پیشبینی نتیجهی انتخابات
پ.ن2: این نوشته ما کمتریم رو هم از دست ندین.


اون 25 میلیون هیچوقت وجود خارجی نداشته و ندارند … برای آرام کردن ملت یه راه دیگه پیدا کن .. این دروغ مصلحت آمیز خیلی سنگین تر از اونه که باور کردنی باشه ..
باورم نمیشه تو همونی هستی که میگفتی آزادی هزینه داره ..
میدونی هر چی فکر میکنم میبینم این خود تو نیستی که فکر میکنی و اینها رو مینویسی یا نظراتت رو بیان میکنی ..
تو تابع یک جریان فکری هستی و با اونها حرکت میکنی .. اگر اونها تصمیم بگیرن برن تظاهرات تو هم میری .. اگر تصمیم بگیرن از هاشمی دفاع کنن تو هم .. اگر تصمیم بگیرن بگن آقا غلط کردیم ما نبودیم که اومدیم تو خیابونا ما اشتباهی بودیم ما کم بودیم .. ما همون گوسفندایی بودیم که همیشه سربزیر بودیم و حالا بر حسب اتفاق جوگیر شدیم و اومدیم توی خیابون .. تو هم …
منظورم از جریان فکری همونایی هستن که همیشه توی پینوشتها بهشون لینک میدی ..
من جای تو بودم لااقل به حرمت خونهایی که توی راه پس گرفتن رای های من و تو ریخته شده این پست رو پاک میکردم …
———————————————–
پاسخ: من خیلی دوست دارم جریانی باشه که اینجور فکر کنه و من تابع اونا باشم. الان هر جایی که اینو مطرح می کنم مورد نقد به همین شکلی که شما نقد کردی قرار می گیرم و بیش تر ناسزا می شنوم، فعلا در حال جریان سازی هستیم. در ضمن موضوع هاشمی خیلی تفاوت داره، من حداقل از روزی که خاتمی تو این کشور رئیس جمهور شد، به بزرگی هاشمی پی بردم!
در ضمن من فقط چند باری به خانم آروین لینک دادم که بیچاره یه نفره و تو وبلاگستان فقط سرکوب میشه!!
من یه چیز رو نمی فهمم تا یکی حرفی مخالف میزنه چرا همه جبهه میگیرن قبل اینکه کمی روش فکر کنند
بر فرض اینکه اشتباه باشه
گفتم بر فرض یعنی خودم هم همچین نظریه ای رو داشتم ولی فقط نظریه بود هنوز نمیدونم واقعیت چیه
به نظر من میزان تقلب زیاد بوده . در انتخابات سال 84 ، هاشمی 6.5 میلیون – معین 4 میلیون رای آوردند به احتمال قریب به یقین این 10 میلیون امسال به موسوی رای دادند ( از رای کروبی به دلیل پایین بودن صرف نظر کنیم ) و از12 میلیونی که چهار سال پیش به کروبی و لاریجانی و قالیباف و مهر علیزاده رای دادند فرض کنیم تنها 25 درصدشون یعنی 3 میلیون نفر به موسوی رای داده باشند. این 3 میلیون با 10 میلیون میشه 13 میلیون یعنی همین رایی که الآن موسوی آورده با این حساب این 12-10 میلیونی که چهار سال پیش تحریم کرده بودند و امسال تصمیم گرفتن رای بدهند امسال به احمدی نژاد رای دادند!!! که کاملا غیرقابل باوره . در ضمن در 170 شهر میزان رایی که به صندوق ها ریخته شده غیر منطقیه ( این 170 شهر اون هایی هستن که میزان رای بالای 95 درصد هست یعنی یه جورایی تابلو شدن و کسی نمی تونه تقلب در این شهر ها رو رد کنه و گرنه معلوم نیست چند تا شهر آمار 50 درصدشون شده 70 درصد و آمار 60 درصدشون شده 80 درصد ) از چند روز قبل از انتخابات تقریبا مطمئن شده بودم احمدی نژاد از موسوی رای بیشتری میاره ولی نه با این اختلاف عجیب غریب! به نظرم میزان تقلب به حدی بوده که بتونه از رسیدن انتخابات به دور دوم جلوگیری کنه و همونطور که اشاره کردی قدرت چانه زنی دولت رو بالا ببره.
البته با تغییر شیوه مبارزات موافقم. نمی تونیم چهار سال مردم رو بدون رسانه باقی بذاریم و از دروغ های احمدی نژاد و وعده های عملی نشده اش چیزی نگیم بعد انتظار داشته باشیم عامه مردم ، دروغگو بودن احمدی نژاد رو باور کنند
حرفای جالبین، ولی فکر نمیکنم انجامشون به همین راحتیا باشه . . .
من این نوشته رو خیلی دوست داشتم. من رو یاد یه مطلبی انداخت که اگه پیداش کنم همین جا می ذارم
در سال 1264 قمری، نخستین برنامهی دولت ایران برای واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانی ایرانی را آبلهکوبی میکردند.
اما چند روز پس از آغاز آبلهکوبی به امیر کبیر خبردادند که مردم از روی ناآگاهی نمیخواهند واکسن بزنند. بهویژه که چند تن از فالگیرها و دعانویسها در شهر شایعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه یافتن جن به خون انسان میشود
هنگامی که خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیماری آبله جان باختهاند، امیر بیدرنگ فرمان داد هر کسی که حاضر نشود آبله بکوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور می کرد که با این فرمان همه مردم آبله میکوبند. اما نفوذ سخن دعانویسها و نادانی مردم بیش از آن بود که فرمان امیر را بپذیرند. شماری که پول کافی داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبلهکوبی سرباز زدند. شماری دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان میشدند یا از شهر بیرون میرفتند روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند که در همهی شهر تهران و روستاهای پیرامون آن فقط سیصد و سی نفر آبله کوبیدهاند. در همان روز، پاره دوزی را که فرزندش از بیماری آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد کودک نگریست و آنگاه گفت: ما که برای نجات بچههایتان آبلهکوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبیم جن زده میشود. امیر فریاد کشید: وای از جهل و نادانی، حال، گذشته از اینکه فرزندت را از دست دادهای باید پنج تومان هم جریمه بدهی. پیرمرد با التماس گفت: باور کنید که هیچ ندارم. امیرکبیر دست در جیب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمیگردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز چند دقیقه دیگر، بقالی را آوردند که فرزند او نیز از آبله مرده بود. این بار امیرکبیر دیگر نتوانست تحمل کند. روی صندلی نشست و با حالی زار شروع به گریستن کرد. در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانی امیرکبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند که دو کودک شیرخوار پاره دوز و بقالی از بیماری آبله مردهاند. میرزا آقاخان با شگفتی گفت: عجب، من تصور میکردم که میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است که او این چنین هایهای میگرید. سپس، به امیر نزدیک شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، برای دو بچهی شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست. امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان که میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید. امیر اشکهایش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانی که ما سرپرستی این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم. میرزا آقاخان آهسته گفت: ولی اینان خود در اثر جهل آبله نکوبیدهاند امیر با صدای رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خیابانی مدرسه بسازیم و کتابخانه ایجاد کنیم، دعانویسها بساطشان را جمع میکنند. تمام ایرانیها اولاد حقیقی من هستند و من از این میگریم که چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند که در اثر نکوبیدن آبله بمیرند
من یه بچه روستایی از توابع شهرستان گرگان هستم.
تازه 3 ماهی میشه کارشناسی عمران رو گرفتم و آماده برای ارشد.
نمی دونم چی می گین فقط چندتا کاری که دولت نهم کرده رو براتون می نویسم البته تو روستامون نه جاهای دیگه.
آسفالت راه روستا
ایجاد معابر روشنایی در روستا
گاز رسانی به روستا
دادن خط شهری فیبر نوری تلفن به روستا
انتقال آب تصفیه شده شهری به روستای به جای آب قنات آلوده
ایجاد مجموعه ورزشی چند منظوره بین 3 روستای مجاور هم (فوتبال بسکتبال والیبال . . .)
حل مشکل چند خانوار روستا که مشکل اساسی داشتن.
نمیدونم شایدهم ما داریم اشتباه می کنیم یا شاید هم شما …
خداییش وقتی آدم میبینه نمی تونه بگه کاری نکرده.
بابام اطلاح طلب اما به اخمدی نژاد رای داده
دو تا عموهام هم همینطور
پسر داییام پسر عموهام پسر عمه هام
همشون با خاتمی و اطلاحات بودن ولی همه به احمدی نژاد رای دادن.
نمی دونم چی بگم و قتی چیزایی که هست رو میشه دید.
اگه میخواهید حرفتان را باورکنیم اسم خودتان و روستایتان را بنویسید.
روستای نصر آباد از توابع شهرستان گرگان
نمی دونم شرایط بقیه روستاها چطوره اما روستای ما وضعش خوبه
شما هم متاثر خانم اروین شده اید و حرف ایشان برای شما حجت شده است شما و خانم اروین از قول تمام پایین شهری ها و روستایی ها حرف می زنید چه نظر کارشناسی دقیقی
به نظر من مناظره های تلوزیونی کاملا گویا بود مگر اینکه بگی روستایی ها منطق ندارند.یا تلوزین ندارند.