1- یادمه اون روز که خاتمی اعلام کاندیداتوری کرد؛ همه جشن گرفتیم که رئیس جمهور محبوب ما اومده، که خاتمی تنها کسی که می تونه احمدی نژاد رو شکست بده و برای اولین بار تو ایران نزاره یه رئیس جمهور برای بار دوم انتخاب بشه. اما دکتر مشایخی ناراحت شد و گفت که خاتمی از پسش بر نمیاد و نامزد نشدنش برای مردم بهتر از نامزد شدنشه.
یادمه اون روز که میرحسین اعلام کاندیداتوری کرد، ما همه ناراحت شدیم که مبادا خاتمی عزیز ما بر اساس همان عهد یا من میایم یا میرحسین، کناره گیری کنه. بحث ها و گفتگوها زیاد بود. ما می گفتیم میرحسین افکار اقتصادیش بدرد نمی خوره ولی دکتر مشایخی مصرانه می گفت که کاش خاتمی کناره گیری کنه و میرحسین نامزد اصلاحات بمونه.
دلایلی که دکتر مشایخی برای میرحسین می آورد، عمدتا مدیریتی و اقتصادی بود و جانانه ازش دفاع می کرد. فکر می کنم من و دوستام تازه به عمق حرف های دکتر مشایخی رسیده باشیم.
2- من از این بذر تنفری که بین مردم کاشته شده می ترسم. می ترسم بعد از فروکش کردن این جریانات؛ ترکش هاش تا مدت ها ایران و ایرانی رو اذیت کنه. از این که خیلی از دوستای تحصیلکرده من می خوان که سر به تن بسیجی ها نباشه، می ترسم. من مطمئنم که اونا هیچ کاری نمی کنن ولی اینقدر آدم افراطی هستن که منو نگران کنن. تاریخ هم این نگرانی رو اثبات می کنه که چه در ایران و چه در بقیه جاها، بعد از یه سرکوب شدید و سرخوردگی ملی، گروه های تروری بوجود میان که بخوان مبارزه مسلحانه بکنن. اما واقعا راهش این نیست. تنها راهی که باید در قبال این بسیجی ها کرد اینه که باهاشون معاشرت کرد. باهاشون نشست و برخاست کرد، بهشون یاد داد. مشکل این آدم ها اینه که همیشه بین خودشون هستن، تو دانشگاه؛ تو مسجد؛ توی محله جز با همفکراشون ارتباط برقرار نمی کنن؛ در نتیجه افکار همدیگه رو تقویت می کنن تا به این حد نگران کننده ای می رسه که می بینیم. حتی تو خوابگاه های دانشجویی این آدم ها بشدت از بقیه گریزان هستن و فقط با هم اتاق می گیرن. اگه اونا نمیان تو جمع ما، ما باید بریم تو جمع اونا. باید سعی کنیم بهشون خیلی چیزها یاد بدیم.
دکتر مشایخی قبل از تأسیس دانشکده مدیریت و اقتصاد شریف؛ موسسه غیر انتفاعی نیاوران رو تأسیس می کنه که با کنکور و مصاحبه دانشجوی ارشد تو رشته های سیستم های اقتصادی و اجتماعی می گرفت. به دلایل مختلف تو مصاحبه ها سعی می کردن دانشجویانی رو بپذیرن که بسیجی و با افکار سوسیالیستی باشه. (تقریبا اکثر 3 یا 4 دوره بچه های این موسسه اینجور بودن). نکته جالب و حیرت انگیز اینه که تقریبا همشون بعد از دو سال مذهبی و لیبرالیست میشن! یه بار دیگه توجه کنین بسیجیِ سوسیالیست تبدیل به مذهبیِ لیبرالیست میشه.
پ.ن: چقدر این روزها نیازمند آغوش ات هستم، ای جان!


1-البته به نظر من هنوز هم نمیشه قضاوت کرد!
2- در مورد بذر تنفر…موافقم. من خیلی از دوستام رو میبینم که قبلنا نسبت به بسجیا اگه دیدگاه خوبی نداشتن .دیدگاه بدی هم نداشتن ولی این روزا… . البته نباید همه بسیجیا رو یکی دونست.
من يكيشونو تو يه جاده خارج شهر با ماشين له كردم احساس مي كنم انتقام يه باتوم خوردنو گرفتم
مساله فقط بسیجی نیست. من کلا دیگه از این دولت و حکومت داخل کشور، متنفر شدم. اگه قبلا می گفتم دلم نمی خواد برم خارج و دوری خانواده برام سخته، الان به جرات می تونم بگم چرا که نه!؟
به هیچ کدومشون اعتماد ندارم. دیگه رای نخواهم داد. شناسنامه ام پر مهره!!!!
بدبین شدم. بودم. بدتر شدم.
یه عده به نام دین دروغ میگویند
یه عده آنقدر ناآگاهند که واقعا این دروغ ها رو باور میکنند
آیا نباید به حال عده دوم (حتی نوع بسیجی) دل سوزاند؟!
گرچه من تا حالا با کسی برخورد نکردم
کاش این نفرت بین مردم تموم بشه
این از همه چی بدتره
ما رو یه چرخهی پوچ حرکت میکنیم.
تو ایران قدرت تو دست هرکی باشه سعی در حذف رقیب فکریش داره..
ناف این ملتو با استبداد بریدن.
ناز نفست….
به مهرداد:
واقعن جای تأسفه
هیچ فکر نکردی این آدم ممکنه زن و بچه ای داشته باشه که چشم به راهشن؟
تفکراتی عین تو خیلی خیلی خطرناک تر از تفکرات بسیجی مآبانست.
به محمد جواد:
خوب نوشتی
باهات موافقم.
الآن میتونی این موافقت رو بعد هزاران مخالفتمون جشن بگیری :دی
البته همه بسیجی ها مثل هم نیستن، ولی بدون شک این حرف در مورد اکثر بسیجیای دانشگاه ما و خیلی از دانشگاههای دیگه صدق می کنه
به امید روزی که همه با منطق و استدلال بیان جلو، نه با فحش یا باتوم. . .
من خودم بسیجیم و به احمدی نژاد رای دادم
اما تو اعضای اصلی شورای بسیج دانشجویی دانشگاهمون هم کسایی بودند که به موسوی رای دادن و همیشه تو شورای بسیج دانشگاه بعد از اتمام جلسات دو جبهه برای قانع کردن همدیگه شکل می گرفت.
مطمئن باشید منم می ترسم مثل شما اگه افراطی تو دوستای شما هست و مسلحانه می خوان ترور کنن من خیلی ها رو دیدم که بسیجی هم نیستند و لیست نفرات رو آماده کردند تا با همون افراطی ها مقابله به مثل کنند چه بماند به خود بسیجی ها.
خدا کنه که همه راه درست رو انتخاب کنند این کارا دردی رو دوا نمیکنه.
میلاد امام علی (ع) رو هم تبریک می گم.
ای کاش تمامی رجال سیاسی ما از این اسوه ذره ای از دریای فضایلش درس می گرفتند.
یا علی
بچه ها حالا که بسیجی های مفت خور محلمون که خیلی تابلو بودن این چند روزه ساعت 3 می رفتن شب 12 شام خورده و عرق ریزان از کتک زدن مردم برمی گشتن محلتون و الان تنها شدن و به راحتی در دسترس هستن یه وقت فکر بدی به سرتون نزنه ها . . . چون من هنوز نمی تونم راه برم کمرم کبوده و از گوشم بعضی مواقع خون می یاد ماشینم رو فروختم برای معالجه شانس آوردم دستگیرم نکردند وگر نه تا الان عفونت زخمام منو کشته بود و نمی تونستم کاری رو که در سر دارم عملی کنم . . من منتظرم کمی حالم خوب بشه وای به حال بسیجی های مفت خور محلمون . . . به شما قول می دم روزی یک کلیپ باحال براتون از مرگ آدمهای بزدل که زورشون در سلاحشونه و عشقشون زدن امثال منه که بخاطر خواهر مادر همینا رفته بودیم جنگ حالا با همون پولهای خمس و ذکات و فطریه و صدقه ها سلاح خریدن مارو می زنن . . . ولش شعار بسه منتظر لیست من باشید باید برم یه چاقو تیز کن بخرم .. هر کسی رو که فرستادید جهنم یه کلیپ ازش یادتون نره . . . خوب دیگه باید یه چاقو تیز کن خوب پیدا کنم ……… مرگ بر دیکتاتور
بنام او
سلام
به نظر من كينه و دشمني رو بايستي كنار بزاريم. مطمئن باشيد دشمناي ما دنبال از بين بردن اتحاد ملي و ايجاد تنفر بين ما ايرانيا هستن.
يه چيزي رو در نظر بگيريد:
دشمناي ما نه صلاح شما رو ميخوان نه صلاح بسيجيها و نه صلاح هيچ ايراني ديگهاي رو. اونا دنبال منافعشون تو ايرانن.