<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها در: meddlesome intellect</title>
	<atom:link href="http://datumfreedom.wordpress.com/2008/08/25/meddlesome-intellect/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2008/08/25/meddlesome-intellect/</link>
	<description>وب نوشته های یک دانشجوی مدیریت</description>
	<lastBuildDate>Wed, 30 Dec 2009 08:46:42 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: محبوبه</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2008/08/25/meddlesome-intellect/#comment-1639</link>
		<dc:creator>محبوبه</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 30 Aug 2008 08:50:44 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/2008/08/25/meddlesome-intellect/#comment-1639</guid>
		<description>راستش در مورد این که نوشته بودید عشق چیه...نمی تونم هیچ نظری بدم!!! شاید هم نمیخوام!!!!!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>راستش در مورد این که نوشته بودید عشق چیه&#8230;نمی تونم هیچ نظری بدم!!! شاید هم نمیخوام!!!!!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: secret of love &#171; Datum of Freedom</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2008/08/25/meddlesome-intellect/#comment-1637</link>
		<dc:creator>secret of love &#171; Datum of Freedom</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 30 Aug 2008 08:17:57 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/2008/08/25/meddlesome-intellect/#comment-1637</guid>
		<description>[...] 30, 2008 با شکری محمد جواد    نوشته من در مذمت فضولی عقل در وادی عشق سبب شد تا خانم دکتر&#160; [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] 30, 2008 با شکری محمد جواد    نوشته من در مذمت فضولی عقل در وادی عشق سبب شد تا خانم دکتر&nbsp; [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: لیلا</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2008/08/25/meddlesome-intellect/#comment-1634</link>
		<dc:creator>لیلا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 28 Aug 2008 20:44:11 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/2008/08/25/meddlesome-intellect/#comment-1634</guid>
		<description>به نظر من این حسهایی که تو نوشتی رو خیلی های دیگه هم نوشتن. ولی یادمون نره که حتی عاشق شدن هم نوعهای مختلف داره و هر کی یه جور عاشق میشه و نمیشه گفت که هر کی عاشق اینجوره و این مشخصات رو داره. 
بعضیها با تعریف تو عاشقن ولی وقتی از خودشون میپرسی این لفظ رو به کار نمیبرن و میگن دوست داشتن و میگن که دوست داشتن از عشق بهتره چون ماندگارتره. 
بعضیها میگن عشق زود گر میگیره و زود خاموش میشه.
هر کی یه چیزی میگه و هر کی یه جور تجربه اش میکنه. 
بعضی ها هم عاشقن و میگن کاشکی هیچوقت عاشق نبودیم. واسه همه هم شیرین نیست.
ولی من این تاپ تاپ دل رو موقع دیدار یار دوست دارم و خیلی دوست دارم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به نظر من این حسهایی که تو نوشتی رو خیلی های دیگه هم نوشتن. ولی یادمون نره که حتی عاشق شدن هم نوعهای مختلف داره و هر کی یه جور عاشق میشه و نمیشه گفت که هر کی عاشق اینجوره و این مشخصات رو داره.<br />
بعضیها با تعریف تو عاشقن ولی وقتی از خودشون میپرسی این لفظ رو به کار نمیبرن و میگن دوست داشتن و میگن که دوست داشتن از عشق بهتره چون ماندگارتره.<br />
بعضیها میگن عشق زود گر میگیره و زود خاموش میشه.<br />
هر کی یه چیزی میگه و هر کی یه جور تجربه اش میکنه.<br />
بعضی ها هم عاشقن و میگن کاشکی هیچوقت عاشق نبودیم. واسه همه هم شیرین نیست.<br />
ولی من این تاپ تاپ دل رو موقع دیدار یار دوست دارم و خیلی دوست دارم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: sense and sensibility &#171; بازتاب نفس صبحدمان</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2008/08/25/meddlesome-intellect/#comment-1631</link>
		<dc:creator>sense and sensibility &#171; بازتاب نفس صبحدمان</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 27 Aug 2008 17:49:26 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/2008/08/25/meddlesome-intellect/#comment-1631</guid>
		<description>[...] 28, 2008 in پراکنده    این نوشته را که خواندم تریگری شد برای نوشتن&#8230;نه جواب نوشته [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] 28, 2008 in پراکنده    این نوشته را که خواندم تریگری شد برای نوشتن&#8230;نه جواب نوشته [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: درود</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2008/08/25/meddlesome-intellect/#comment-1624</link>
		<dc:creator>درود</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 27 Aug 2008 06:06:13 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/2008/08/25/meddlesome-intellect/#comment-1624</guid>
		<description>سلام
زیبا بیان کردین.
اما با اجازتون من که این مرحله رو تجربه کردم یک نکته اضافه کنم.
این حسی که گفتین شور و مستی اولشه و بسیار بی نظیر.اما برای حفظ عشق تلاش و تازه نگه داشتن و طراوت لحظه به لحظه می خواد.و حتی بعد از وصال بیشتر.و اون هم نه تلاشی یک طرفه بلکه دو طرفه از دو یار هم افق و هم انرژی.
واگه اینطور نباشه بعدِ چند سال خیلی تلخ از خواب عاشقی بیدار می شیم.و می بینیم دلمون بد شکسته.
از نظر بیان عشق در نوشته ها و کتابها,من کتاب &quot;یک عاشقانه ی آرام&quot;  از استاد نادر ابراهیمی رو واقعا بیان عشق می دونم.حرف نداره.

سپاس از وبلاگ خوبتون.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
زیبا بیان کردین.<br />
اما با اجازتون من که این مرحله رو تجربه کردم یک نکته اضافه کنم.<br />
این حسی که گفتین شور و مستی اولشه و بسیار بی نظیر.اما برای حفظ عشق تلاش و تازه نگه داشتن و طراوت لحظه به لحظه می خواد.و حتی بعد از وصال بیشتر.و اون هم نه تلاشی یک طرفه بلکه دو طرفه از دو یار هم افق و هم انرژی.<br />
واگه اینطور نباشه بعدِ چند سال خیلی تلخ از خواب عاشقی بیدار می شیم.و می بینیم دلمون بد شکسته.<br />
از نظر بیان عشق در نوشته ها و کتابها,من کتاب &#8220;یک عاشقانه ی آرام&#8221;  از استاد نادر ابراهیمی رو واقعا بیان عشق می دونم.حرف نداره.</p>
<p>سپاس از وبلاگ خوبتون.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: امیر تیموری</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2008/08/25/meddlesome-intellect/#comment-1623</link>
		<dc:creator>امیر تیموری</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 27 Aug 2008 05:12:03 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/2008/08/25/meddlesome-intellect/#comment-1623</guid>
		<description>من با این که عشق جوهر زندگیه که مخالف‌ات نکردم. حتی حق رو به دل دادم و گفتم که عقل دلایل دل رو نمی‌پذیره. حرف‌ام این بود که اگر عقل دل رو بشناسه ـ که همون خودآگاهی باشه ـ  اون موقع می‌شه عاقلانه عاشق بود. عقل باید در خدمت دل باشه. که از نظر من شود اما به خون جگر شود. 
به قول فروید: هر جا Id هست، Ego هم آنجا باشد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من با این که عشق جوهر زندگیه که مخالف‌ات نکردم. حتی حق رو به دل دادم و گفتم که عقل دلایل دل رو نمی‌پذیره. حرف‌ام این بود که اگر عقل دل رو بشناسه ـ که همون خودآگاهی باشه ـ  اون موقع می‌شه عاقلانه عاشق بود. عقل باید در خدمت دل باشه. که از نظر من شود اما به خون جگر شود.<br />
به قول فروید: هر جا Id هست، Ego هم آنجا باشد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: pazh</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2008/08/25/meddlesome-intellect/#comment-1621</link>
		<dc:creator>pazh</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 26 Aug 2008 22:18:06 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/2008/08/25/meddlesome-intellect/#comment-1621</guid>
		<description>حالا شما خودشو ناراحت نکن دیگه!‌ خامی کرده! :دی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حالا شما خودشو ناراحت نکن دیگه!‌ خامی کرده! :دی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: نبی</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2008/08/25/meddlesome-intellect/#comment-1620</link>
		<dc:creator>نبی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 26 Aug 2008 20:29:23 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/2008/08/25/meddlesome-intellect/#comment-1620</guid>
		<description>یه باره دیگه مطلبی رو که نوشتم بخون، بعد بگو عقل رو چه به کاره عشق، اولندش مطلبم کاملا راجع به عشق نبود بلکه بیشتر ازدواج بود، دومندش که عقلی که سالم باشه عشق رو می پذیره چون میدونه با ازین شاخه به اون شاخه پریدن منفعتی هم پای اونچه از عشق بهش میرسه، عایدش نمیشه.
سومندشم، از کسی که یه روز مطلب &quot;عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی...&quot; رو نوشته و تهش اذعان داشته که &quot; خوش به حال کسی که واقعیت ها و ایده آل هایش در یکی خلاصه می شود&quot; بعیده اینجوری توپیدن به عقل. ما داریم راجع به عشق زمینی حرف می زنیم، بنابر این باید قوانین طبیعت رو باهاش قیاس کنیم، تا هم عشق طبیعت رو بپذیره و هم طبیعت عشق رو. غیر اونه که کلاه یکیشون پس معرکست. در ضمن همونطور که همیشه توی گپ زدنای روزامون گفتم، عشق یک شعر بی لغت و قافیست، سکوتی شاعرانه که به عقل و کارای روزمره جلا وو طعم خوش می بخشه، همونطوری که عقل هم با رعایت حال این موجود ظریف، به بقای مادا العمرش صحه میزاره. پس عقل رو با چشم دیگه ای باید دید که دست دوستی به عشق میده نه اینکه کینه هزار ساله بهش داشته باشه وو سر هر چیزی ستیز باهاش رو برنامه کاریه خودش می کنه. عقل آدمیه که میگه بعضی اوقات باید از بعضی چیزها چشم پوشی کرد تا چیزای کوچیک کودورت های چندین ساله به بار نیاره، و عشقِ که این قسم بخشش ها رو از نظر عقلی موجه می کنه.
-----------------------------------------------------------
محمد جواد: ببین دوست جان، همه این چیزهایی که میگی فقط تو حرف ممکنه، بازی با کلماته. من هم اول نوشته ام گفتم که یه روز همین مزخرفات رو می خوندم و ازشون تاثیر می گرفتم، پس طبیعی بود که همچون نوشته هایی هم بنویسم. اما در عمل اونی که اتفاق می افته اینه که دل و عقل راهشون از هم جدا میشه. دل نمی تونه محافظه کاری های خاص عقل رو تحمل کنه. دل معشوق رو می خواد و عقل معشوق رو به همراه حفظ آبرو و از دست ندادن هزینه ای. فرق خواسته هاشون از زمین تا آسمونه. من همچنتن میگم خوش به حال کسی که عقل و دلش یکی رو نشون میده. یعنی چه با معیارهای محافظه کارانه و واقع گرایانه و حسابگرانه عقلی و چه آرمان خواهی عشق به یه آدم بیشتر نمی رسه.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یه باره دیگه مطلبی رو که نوشتم بخون، بعد بگو عقل رو چه به کاره عشق، اولندش مطلبم کاملا راجع به عشق نبود بلکه بیشتر ازدواج بود، دومندش که عقلی که سالم باشه عشق رو می پذیره چون میدونه با ازین شاخه به اون شاخه پریدن منفعتی هم پای اونچه از عشق بهش میرسه، عایدش نمیشه.<br />
سومندشم، از کسی که یه روز مطلب &#8220;عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی&#8230;&#8221; رو نوشته و تهش اذعان داشته که &#8221; خوش به حال کسی که واقعیت ها و ایده آل هایش در یکی خلاصه می شود&#8221; بعیده اینجوری توپیدن به عقل. ما داریم راجع به عشق زمینی حرف می زنیم، بنابر این باید قوانین طبیعت رو باهاش قیاس کنیم، تا هم عشق طبیعت رو بپذیره و هم طبیعت عشق رو. غیر اونه که کلاه یکیشون پس معرکست. در ضمن همونطور که همیشه توی گپ زدنای روزامون گفتم، عشق یک شعر بی لغت و قافیست، سکوتی شاعرانه که به عقل و کارای روزمره جلا وو طعم خوش می بخشه، همونطوری که عقل هم با رعایت حال این موجود ظریف، به بقای مادا العمرش صحه میزاره. پس عقل رو با چشم دیگه ای باید دید که دست دوستی به عشق میده نه اینکه کینه هزار ساله بهش داشته باشه وو سر هر چیزی ستیز باهاش رو برنامه کاریه خودش می کنه. عقل آدمیه که میگه بعضی اوقات باید از بعضی چیزها چشم پوشی کرد تا چیزای کوچیک کودورت های چندین ساله به بار نیاره، و عشقِ که این قسم بخشش ها رو از نظر عقلی موجه می کنه.<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;<br />
محمد جواد: ببین دوست جان، همه این چیزهایی که میگی فقط تو حرف ممکنه، بازی با کلماته. من هم اول نوشته ام گفتم که یه روز همین مزخرفات رو می خوندم و ازشون تاثیر می گرفتم، پس طبیعی بود که همچون نوشته هایی هم بنویسم. اما در عمل اونی که اتفاق می افته اینه که دل و عقل راهشون از هم جدا میشه. دل نمی تونه محافظه کاری های خاص عقل رو تحمل کنه. دل معشوق رو می خواد و عقل معشوق رو به همراه حفظ آبرو و از دست ندادن هزینه ای. فرق خواسته هاشون از زمین تا آسمونه. من همچنتن میگم خوش به حال کسی که عقل و دلش یکی رو نشون میده. یعنی چه با معیارهای محافظه کارانه و واقع گرایانه و حسابگرانه عقلی و چه آرمان خواهی عشق به یه آدم بیشتر نمی رسه.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: soorena</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2008/08/25/meddlesome-intellect/#comment-1619</link>
		<dc:creator>soorena</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 26 Aug 2008 17:42:55 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/2008/08/25/meddlesome-intellect/#comment-1619</guid>
		<description>man be sheddat ba in doostet aghaye teimoori movafegham:) hame chiz ro mishe tosif kard moham javade aziz hatta eshgh ro</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>man be sheddat ba in doostet aghaye teimoori movafegham:) hame chiz ro mishe tosif kard moham javade aziz hatta eshgh ro</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: آلفو</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2008/08/25/meddlesome-intellect/#comment-1617</link>
		<dc:creator>آلفو</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 26 Aug 2008 15:46:47 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/2008/08/25/meddlesome-intellect/#comment-1617</guid>
		<description>آئینه؟ بله قبول دارم. من هم از نوشته های ِ گاهی عقلانی و بعضا احساسی ِ شما خوشم آمد. اجازه ی لینک می فرمائید؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آئینه؟ بله قبول دارم. من هم از نوشته های ِ گاهی عقلانی و بعضا احساسی ِ شما خوشم آمد. اجازه ی لینک می فرمائید؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: امیر تیموری</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2008/08/25/meddlesome-intellect/#comment-1616</link>
		<dc:creator>امیر تیموری</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 26 Aug 2008 13:17:32 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/2008/08/25/meddlesome-intellect/#comment-1616</guid>
		<description>بله، به قول پاسکال: دل دلایلی داره که عقل اونا رو نمی‌پذیره. عشق هم که کاره دله، نه عقل. اما باید یه نکته رو هم در نظر داشته باشیم که دل خنگه! یعنی میزان نداره. معشوق رو برترین می‌بینه، اما آیا واقعا تو ۷ میلیارد آدم، اون فرد از همه بهتره؟ «نارسیسیزم پنهان» ـ در همان معنای مورد نظر کوهوت - عامل عشقه، آرمانی سازی که منجر به عشق می‌شه، در برخی مواقع بعد از وصال، در اصطکاک با واقعیت، منجر به مرگ عشق می‌شه. به گمونم سالم‌ترین نوع عشق، عشقی آگاهانه است. که فقط با خودآگاهی بدست میاد. فردی که «سایه» ـ در معنای یونگی آن ـ خودش رو شناخته، می‌تونه عاقلانه عاشق باشه. توجه کردی که برخی مواقع عاشق به معشوق می‌گه: «تو چرا اینقدر خوبی؟» به نظر من این حتی از وجود نفرت یا حسادت ناآگاهانه عاشق نسبت به معشوق خبر می‌ده. که نمونه‌ی این نفرت رو هم همیشه دیدیم. «کلاین» که حتی عشق و نفرت رو دو روی یک سکه می‌دونه. 
لازم به ذکره که عقل رو مترادف خودآگاه، و دل رو معادل ناخودآگاه، به کار بردم. با خصوصیاتی که «اپشتاین» ازشون ارائه می‌ده.
---------------------------------------------------------------
محمد جواد: توجه نکردی چی گفتم! من میگم عشق از نگاه این فیلسوف ها و عقلا اصلا عشق نیست، عشق جوهره زندگیه نه این بازی با کلمات، عشق رو فقط میشه حس کرد و نه تعریف، حداکثر بشه اثرات اونو تعریف کرد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بله، به قول پاسکال: دل دلایلی داره که عقل اونا رو نمی‌پذیره. عشق هم که کاره دله، نه عقل. اما باید یه نکته رو هم در نظر داشته باشیم که دل خنگه! یعنی میزان نداره. معشوق رو برترین می‌بینه، اما آیا واقعا تو ۷ میلیارد آدم، اون فرد از همه بهتره؟ «نارسیسیزم پنهان» ـ در همان معنای مورد نظر کوهوت &#8211; عامل عشقه، آرمانی سازی که منجر به عشق می‌شه، در برخی مواقع بعد از وصال، در اصطکاک با واقعیت، منجر به مرگ عشق می‌شه. به گمونم سالم‌ترین نوع عشق، عشقی آگاهانه است. که فقط با خودآگاهی بدست میاد. فردی که «سایه» ـ در معنای یونگی آن ـ خودش رو شناخته، می‌تونه عاقلانه عاشق باشه. توجه کردی که برخی مواقع عاشق به معشوق می‌گه: «تو چرا اینقدر خوبی؟» به نظر من این حتی از وجود نفرت یا حسادت ناآگاهانه عاشق نسبت به معشوق خبر می‌ده. که نمونه‌ی این نفرت رو هم همیشه دیدیم. «کلاین» که حتی عشق و نفرت رو دو روی یک سکه می‌دونه.<br />
لازم به ذکره که عقل رو مترادف خودآگاه، و دل رو معادل ناخودآگاه، به کار بردم. با خصوصیاتی که «اپشتاین» ازشون ارائه می‌ده.<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;<br />
محمد جواد: توجه نکردی چی گفتم! من میگم عشق از نگاه این فیلسوف ها و عقلا اصلا عشق نیست، عشق جوهره زندگیه نه این بازی با کلمات، عشق رو فقط میشه حس کرد و نه تعریف، حداکثر بشه اثرات اونو تعریف کرد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ندا</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2008/08/25/meddlesome-intellect/#comment-1615</link>
		<dc:creator>ندا</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 26 Aug 2008 05:51:17 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/2008/08/25/meddlesome-intellect/#comment-1615</guid>
		<description>چقدر ، چقدر قشنگ نوشته بودي . 
خوب درديه عاشقي ها ! :)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چقدر ، چقدر قشنگ نوشته بودي .<br />
خوب درديه عاشقي ها ! <img src='http://s.wordpress.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: شهلا</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2008/08/25/meddlesome-intellect/#comment-1614</link>
		<dc:creator>شهلا</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 25 Aug 2008 19:32:39 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/2008/08/25/meddlesome-intellect/#comment-1614</guid>
		<description>این حرف دکتر شریعتی را قبول داری؟

&quot;وصال مرگ عشق است&quot;
-----------------------------------------
محمد جواد: مسلما شریعتی انتقادات زیادی بهش وارده، اما جدا از انتقادات بحقی که لیبرالیست ها بهش وارد می کنن ادبیات شریعتی همیشه قابل تحسین بوده و هست. اما می دونی کاش شریعتی اینطوری به سفسطه نمی پرداخت و عشق و دوست داشتن و ... رو به بازی نمی گرفت. مسلما اون چیزی که با وصال پایان می گیره هوس هست و نه عشق! عشق با وصال شعله ور تر میشه.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این حرف دکتر شریعتی را قبول داری؟</p>
<p>&#8220;وصال مرگ عشق است&#8221;<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;<br />
محمد جواد: مسلما شریعتی انتقادات زیادی بهش وارده، اما جدا از انتقادات بحقی که لیبرالیست ها بهش وارد می کنن ادبیات شریعتی همیشه قابل تحسین بوده و هست. اما می دونی کاش شریعتی اینطوری به سفسطه نمی پرداخت و عشق و دوست داشتن و &#8230; رو به بازی نمی گرفت. مسلما اون چیزی که با وصال پایان می گیره هوس هست و نه عشق! عشق با وصال شعله ور تر میشه.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
