1- پیدا کردن نقطه همگرایی برای آدم هایی با نظرات واگرا
2- قبولاندن بهینگی این نقطه به همه اون ادم ها
پ.ن: کیوان وکیلی عزیز هم رفت به تورنتو! این روزها همه بچه ها کم کم دارن میرن و شاید 2 سال بعد چنین روزهایی من هم برم!
آگوست 21, 2008 بدست محمد جواد شکری
1- پیدا کردن نقطه همگرایی برای آدم هایی با نظرات واگرا
2- قبولاندن بهینگی این نقطه به همه اون ادم ها
پ.ن: کیوان وکیلی عزیز هم رفت به تورنتو! این روزها همه بچه ها کم کم دارن میرن و شاید 2 سال بعد چنین روزهایی من هم برم!
ارسال شده در شخصی, مديريت | 6 دیدگاه
برو محمد جواد .اینجا نمون.
اونور قبولاندن خیلی چیزاها راحت تره.
گوش شنوا و دست باز برای علم در اونجا ، کیمیای اینجاست.
دکترات رو که حتما باید! بگیری مهندس.
یعنی منم جز چلنجا حساب میشم؟
یک و دو خیلی مختصر و مفید بودن کاش بیشتر می نوشتی از چگونگی و چرایی.
—-
هر کسی که می تونه باید بره .
دیروز در جمعی حرف از گربه های لاغر و مریض پایین شهر و گربه های تپل مپل بالای شهر بود . دوستی میگفت خوب این گربه ها باید بروند بالای شهر اگه عقلشون برسه .
و دوست دیگری در جواب گفت بالای شهر رفتن برای این گربه ها همانقدر سخت و غیر ممکن به نظر میاد که دل کندن و رفتن از این ولایت برای ماها .
به نظرم هر کی که می تونه و شرایطش را داره باید بره چون اینجا دیگه چیزی نیست . یعنی یک روزگاری امیدوار بودیم که چیزی هست و شاید همون چیزه درست شه اما متاسفانه دیگه چیزی نیست که بخواد درست شه .
ببخش دراز گویی مرا .
منم تو فکرش هستم ولی اینا همش فکره و تا عمل خیلی راه مونده
ایشالا شما بری ما رو هم راه بندازی
خوب اگر راه برایت باز است، تو هم برو محمد جواد جان
سلام شکری جان
مورد 1 رو خیلی جالب بیان کرده بودی
مورد 2 هم سخته ولی میشه اگه منطقی باشه
مورد 3 رو هم میدونم که تو هم میتونی