عبدالله نوری؛ تکرار اشتباه گذشته؟
اقبال گروهی از اصلاح طلبان به سمت عبدالله نوری که جایگاه خاصی در برخی لایه های جامعه شهری دارد، جای تامل و بحث فراوان دارد. به احتمال فراوان مهمترین دلیل برای فراخوانی عبدالله نوری استفاده از ظرفیت این لایه های به تازگی قهر کرده با انتخابات می باشد. اما آیا عبدالله نوری پتانسیل به صحنه کشاندن عده زیادی از افراد این لایه ها را دارد؟ آیا او از خاتمی محبوب تر است که مجبور شد برای گرفتن رای در تهران در دور دوم مجلس اسم خودش را از اتئلاف حذف کند؟ چرا و چگونه بعضی از اصلاح طلبان به این نتیجه رسیده اند که او باید بیاید؟ واقعاً این دسته چند درصد احتمال می دهند که عبدالله نوری کسی باشد که اجماع اصلاح طلبان را در پی داشته باشد؟ و چقدر احتمال می دهند که او از فیلتر شورای نگهبان رد شود؟ آیا خود عبدالله نوری احتمال می دهد که بتواند رئیس جمهور شود؟
از هر منظری نگاه کنیم عبدالله نوری گزینه مطلوب اصلاح طلبان نخواهد بود و دعوت از او فقط سبب هدر دادن فرصت ها و از دست دادن زمان می شود. اما می توان اینگونه اندیشید که اصلاح طلبان با آگاهی از موارد بالا، نام عبدالله نوری را بعنوان یک استراتژی به زبان می آورند. که این استراتژی کاملاً مثبت و مفید به نظر می رسد. بر طبق این استراتژی نام نامزد اصلی اصلاح طلبان تا چند ماه آخر به میان نیاید تا بتوانند او را از شر تخریب کیهان و صدا و سیما در امان بدارند. مسلما چنین رویکردی اتفاقی مثبت و موجب رقابتی سالم خواهد شد.
اما فرض وجود چنین استراتژی در اردوگاه اصلاح طلبان بیش از حد خوش بینانه هست، آنها بارها و بارها در انتخابات گذشته چه زمانی که پیروز بودند و چه حالا که طعم شکست برایشان تکراری شده است، نشان داده اند که با استراتژی و حرکت های هدف دار میانه ای ندارند.
در حقیقت با نگاه واقع بینانه بحث نامزدی عبدالله نوری جز به سود حریف نمی تواند باشد، نوری حتی اگر بتواند از سد فیلتر شورای نگهبان عبور کند، در انتخابات علاوه بر رقابت با اصولگرایان باید شاهد حضور کروبی و حتی نامزدی دیگر از اصلاح طلبان میانه رو باشد. بدون شک سرنوشتی بهتر از سرنوشت دکتر معین را نمی توان برای او متصور شد. اصلاح طلبان بارها در سخن و تئوری نشان داده اند که به تاریخ علاقه خاصی دارند ولی در عمل هیچگاه نشانه ای از آن دیده نشد. حال باید منتظر ماند و دید که آیا از اشتباه چهار سال قبل و نامزد شدن کاندیدایی که حتی در میان اصلاح طلبان هم اجماعی کاملی روی آن نبود، درس می گیرند و یا همچنان در خواب غفلت یکی پس از دیگری فرصت ها را از دست می دهند.
خاتمی؛ عصر قحط رجال؟
اما دعوت دوباره از خاتمی به چه معناست؟ آیا در اردوی اصلاح طلبان قحط رجال است که دوباره از سید محمد خاتمی می خواهند بیاید؟ اگر چنین اتفاقی برای اصلاح طلبان افتاده باشد، باید پرسید که چرا سیستمی که هشت سال در راس امور بود، زایش مدیر نداشت؟ و البته اصلاح طلبان بدون شک در پاسخ خواهند گفت قحط رجال نیست، بلکه کاندیداهای احتمالی اصلاح طلبان همگی از پیش رد صلاحیت شده اند. البته این مورد یکی دیگر از ضعف های استراتژی اصلاح طلبان است که با چند پیروزی ساده در انتخابات گمان برده اند که دیگر برای همیشه از سد شورای نگهبان رد شده اند و همه نیروهایشان را با بی فکری در جریانات سیاسی کم مصرف (اگرنگوییم بی مصرف) کرده اند.
با وجود اینکه اصلا معتقد نیستم قحط رجال شده است، حتی در اینصورت نیز، حضور خاتمی را اشتباهی مهلک می دانم! حضور دوباره خاتمی چه دردی را می تواند اصلاح کند؟ مگر نه اینکه سیستم و استراتژی اصلاح طلبان مشکل دارد، پس چرا دوباره باید از خاتمی خرج کرد؟ چرا چهره ای جدید نیاید تا خاتمی بعنوان رهبر اصلاح طلبان در اندیشه اصلاح استراتژی های بلندمدت تر باشد. دعوت از خاتمی نشان دهنده چیزی جز حرص دوستانش بر سر قدرت نیست، همان حرصی که در شورای اول شهر تهران نقاب از چهره خیلی ها برکشید. از طرف دیگر و مهمتر این حضور جنبه دیگری نیز دارد که احتمال وقوع آن هم کم نیست. اینکه اصولگرایان نیز فقط با یک نامزد یعنی احمدی نژاد وارد کارزار انتخاباتی شوند و آنگاه چه کسی می تواند در این عدم اقبال عموم مردم به انتخابات پیروزی خاتمی را تضمین کند؟ شکست خاتمی از احمدی نژاد یعنی پایان بی چون و چرا اصلاحات برای زمان زیادی و جریح تر شدن احمدی نژاد که دیگر رقیبی محبوب تر از خود در بین مردم حس نمی کند. مسلماً احمدی نژاد سرمست از شکست اسطوره اصلاح طلبان عرصه فعالیت اصلاح طلبان و رسانه های آنان را تنگ و تنگ تر خواهد کرد. چرا باید چنین ریسکی کرد؟ چرا؟
با مروری در ذهن خود می توانیم افراد زیادی را بخاطر بیاوریم که تجربه سالها حضور در بالاترین لایه های مدیریتی کشور بصورت موفق را داشته اند و کاملا اصلاح طلب یا حداقل تکنوکرات هایی بشمار می روند که اشتراکات زیادی با اصلاح طلبان داشته و دارند. تکنوکرات هایی که نشان داده اند برخلاف اصلاح طلبان فقط به تئوری پردازی نمی کنند و در عرصه عمل از موفق ترین مدیران ایران نیز بوده اند. هرگز نمی فهمم که چرا کسی نامی از آنها برای نامزد شدن در انتخابات نمی برد. بیژن زنگنه، غلامحسین کرباسچی، کمال خرازی، نجفی(که زمزمه هایی بر احتمال حضور او است) و شاید باز هم بتوان بر آنها نامی اضافه کرد. نام و اعتبار بیژن زنگنه و شهرت و محبوبیت او هیچ از خاتمی 75 کم ندارد، چرا کسی از او دعوت نمی کند؟ از 16 سال وزارت موفق او نمی شود و نمی توان به راحتی گذشت. او دیگر باید چه کند که صلاحیت ریاست جمهوری را داشته باشد؟ یعنی او از کسی که چند سال شهردار تهران بوده و استاندار اردبیل برای ریاست جمهوری صلاحیت کمتری دارد؟ پس در چه منصبی باید از تجربه بی نظیر چنین مدیران بلندپایه ای استفاده کنیم؟
کمی به خودمان بیاییم، هرگز تعداد مدیران موفق که توانایی جلب رای مردم را داشته باشند در اردوگاه اصلاح طلبان کم نیستند. به جای دعوت دوباره از خاتمی برای نامزد شدن، از او و هاشمی و کروبی دعوت کنیم که تمام قد وارد کارزار انتخابات به منظور حمایت از کاندیدای مورد اجماع همه اصلاح طلبان شوند. بی شک اگر خاتمی و هاشمی و کروبی جایگاهی بین مردم داشته باشند کاندیدای مورد نظر همه آنها نیز می تواند از چنین جایگاهی استفاده کند.
اصلاح طلبان اگر عاقل باشند، احمدی نژاد دوباره رئیس جمهور نخواهد شد.


به نظرم اونجا که نوشتی از هر منظری نگاه کنیم عبدالله نوری گزینه مطلوب اصلاح طلبان نخواهد بود و دعوت از او فقط سبب هدر دادن فرصت ها و از دست دادن زمان می شود.. بیشتر نیازمند توضیح است.. جز اینکه ممکن است نوری رد صلاحیت بشه به نظرت اشکال دیگری هم داره؟ به قول خودت شاید نامزدی چنین شخصی که احتمال رد صلاحیتش تا این حد زیاده یه تاکتیک یا به قول خودت استراتژی هوشمندانه نیست؟ همونطور که می دونی حاکمیت شاید مجبور بشه بهای سنگینی به خاطر این رد صلاحیت بپردازه.. به نظرت این انتخاب استراتژی هوشمندانه ای برای اصلاح طلبان نمی تونه باشه؟ به نظر من حالا که روشهای عادی و مجاری طبیعی برای تحقق خواست مردم بسته شده و حتی با انتخاب یک کاندیدای اصلاح طلب هم نظام سیاسی می تونه اون رو به بیکاره ای بدل کنه همین مبارزات منفی شاید بهترین راه حضور جناح هایی چون اصلاح طلبان باشه..
سری قبل بیشترین رایها را کسانی آوردند که یا گنده بودن و یا شعارهای عامه پسند می دادند (پنجاه تومن و ساده زیستی و اینا)
خاتمی تا حدی گنده هست اما باز بلد شعارای قشنگ که فلان هموطن تو روستای دوردست هم خوشش بیاد، سر بده!
زنگنه ظاهرش پرخاشگر و بی کلهس، مثل معین هم بلد نیست لبخند درست حسابی بزنه، پس یه فاکتور مهم را نداره!
یه سری هم روی اکبر اعلم مانور میدن، زیاد ازش شناختی ندارم
ممنون بابت نظرت . الان که اینو می خونم ساعت 6 صبحه و از شب یکسره پای این فرفره ی اعتیاد آور نشستم و کل کل کردم با این و اون :دی
امروز حتماً این پستت رو می خونم و نظرم رو می گم . چون دلایلی برای بازگشت دوباره خاتمی دارم ، که در جلسه ی مشارکت استان در بهمن 86 گفتم … ولی فعلن باید برم بخوابم ! شرمنده …
از هیچ کجای این سرزمین دیگر صدای خوبی بلند نخاهد شد/.
برای مانیا:ناامیدی دشمن روح آدمیست…همیشه امید هست برای شنیدن صدای خوب
برای محمد جواد:بد نیست برادر یک نگاهی بکنیم کمی کلان تر به ماجرا ببینیم اصلن رییس جمهور شدن یک اصلاح طلب در مقطع فعلی به نفع ایران هست یا نه؟من به مفید بودنش شک دارم واقعن
——————————————–
برای امیر: من هم معتقد نیستم که به صلاحه! ولی تکنوکرات ها جنسشون فرق داره!
احمدی نپاد 4 سال اینده هم رییس جمهور است . رییس جمهوری از پیش تعیین شده .
چون کسی که می خواهد رییس جمهور شود باید در راستای هدفهای نظام حرکت کند . نوکر بی چون و چرا !
رییس جمهور فعلی فقط یک مترسک است به قول مادر بزرگ یک لولو سر خرمن !
یکی باید همه ی این فحشها و این انزجارها و این نفرت ها را به تن بخرد یا نه ؟
چه کسی بهتر از او !
ما باد انرژی هسته ای داشته باشیبم و هر کس دیگری هم رییس جمهور شود باید در بریا حفظ و استحکام نظام قدم بر دارد .
این چیزی که خود آقا گفتن !
این آدمای نخ نما شده را ول کن، همه اونائی که اسم بردی سر و ته یک کرباسند و نوکر بیتن و دستور از روساشون می گیرند و نمی تونند یک رئیس جمهور باشن ضمن اینکه اصلا به اصلاح طلبی و این حرفا نمی خورند. اعلمی بهترین گزینه است.زیرا هم محبوبیت مردمی داره و هم می تونه در برابر اقتداگران بایست اهل باج دادن هم به کسی نیست. تو مجلس هم یک تنه در برابر همه اصولگراها و خصوصا باهنر و حداد ایستاد و اونها رو به گریه انداخت. دو دوره نمایندگی اش هم اینو ثابت کرده. البته شورای نگهبان صلاحیت اونو برای نمایندگی مجلس رد کرد و بعید می دونم که برای ریاست جمهوری تائییدش بکنند، اما اگر روش کار بشه آدم مفیدیه. تمام مردم آذری زبان هم پشتش می ایستند. توصیه می کنم برای شناخت بیشتر با دیدگاههاش سری به وبلاگش بزنی؛
http://www.akbaralami.com
راستی یادم رفت بگم، اگر فرصت نکردید همه مقالات اعلمی را در وبلاگش بخونید، حتما این چند مقاله که آدرسش را هم براتون گذاشتم و همینطور آخرین نطقش در مجلس را بخوانید،
1)در نقد و بررسی نقض قانون اساسی و توسل به حکم حکومتی؛
معضل از تولید به مصرف رئیس جمهور
*خود کرده را تدبیر نیست!؟
http://www.akbaralami.com/index.php?option=com_content&task=view&id=131
2) ربودن و ترور احمدی نژاد، داستان سرائی، یا واقعیت؟
http://www.akbaralami.com/content/view/124/71/
3) رونمائی از چند پرونده، فرافکنی یا بیان واقعیات؟
http://www.akbaralami.com/content/view/121/71/
4) آخرین نطق پیش از دستور دوران نمایندگی
http://www.akbaralami.com/content/view/97/71/
منم با نظر عمید موافقم ، یکی دو بار آقای در دانشگاه خودمون(شریف)سخنرانی داشت و آتیش بپا کرد. یکبارش را هم با این یارو کوچکی یا کوچک زاده که نماینده فالاژ و پاچه خور احمدی نژاد است مناظره کرد که شلوار اونو بادبان کرد.اگر فرصت نکردید همه مقالات اعلمی را در وبلاگش بخونید، حتما این چند مقاله که آدرسش را هم براتون گذاشتم و همینطور آخرین نطقش در مجلس را بخوانید،
1)در نقد و بررسی نقض قانون اساسی و توسل به حکم حکومتی؛
معضل از تولید به مصرف رئیس جمهور
*خود کرده را تدبیر نیست!؟
http://www.akbaralami.com/index.php?option=com_content&task=view&id=131
2) ربودن و ترور احمدی نژاد، داستان سرائی، یا واقعیت؟
http://www.akbaralami.com/content/view/124/71/
3) رونمائی از چند پرونده، فرافکنی یا بیان واقعیات؟
http://www.akbaralami.com/content/view/121/71/
4) آخرین نطق پیش از دستور دوران نمایندگی
http://www.akbaralami.com/content/view/97/71/
فرق است بین مدیر موفق و کاندیدای رای آور …
سلام . در مورد عبدالله نوری باید عرض کنم که فردی از قبل رد صلاحیت شده است و هرگز نباید وی را با خاتمی و اعلمی مقایسه کرد.
متاسفانه در شرایط فعلی قحط الرجال است !
در مورد اکبر اعلمی هم باید عرض کنم ، حتی اگر از سد شورای نگهبان عبور کند ، خاطره ی معین را در انتخابات دوره قبل تداعی خواهد کرد . اکبر اعلمی را من می شناسم . شما می شناسید . مردم تبریز می شناسند . بقیه چی ؟ مردم عوام کوچه و خیابان چی ؟ چرا قبول نمی کنیم که میزان رای در جامعه ی ما عوام هستند نه روشنفکران و تحصیل کرده ها . از طرفی دیگر مهم در شرایط فعلی ، پیروزی اصلاح طلبان است . مطمئناً اعلمی یا نوری کسی نیست که اکثریت اصلاح طلبان روی آنها نظر موافق داشته باشند . مثلاً شخصی مثل اعلمی هرگز از سوی کارگزاران تایید نخواهد شد . پس اگر از این جنبه به ماجرا نگاه کنیم ، خاتمی تنها فردی است که اکثریت اصلاح طلبان روی وی اتفاق نظر دارند و از طرفی با توجه به رفتارهای دولت نهم در بسیاری از موارد ، علی الخصوص مسایل اقتصادی ، خاتمی هنوز در بین عوام چهره ی محبوب خود را دارد .
متاسفم که بگویم ، خیلی از دوستان یا 8 سال خاتمی را به یاد نمی آورند یا در رویایه انقلابی دوباره اند ، چرا که هنوز حرف از تند روی می زنند و از آتش به پا کردن اعلمی سخن می رانند . تند روی در آن دوران اشتباه بود . هنوز هم اشتباهست . اصلاح طلبان می بایست به جای بیرون راندن امثال هاشمی و … از در تعامل با آنها بیرون می آمدند تا اعتماد حکومت را به خود جلب کنند ، نه آنکه با تند رویهای خود بهانه به دست نیروهای سنتی و احتمال کودتا بر علیه رهبر را بدهند ….
بحث و سخن در این مورد زیاد است . یک نکته ی دیگر هم اینکه چرا و برای چه احمدی نژاد را کاندیدای اصولگرایان می دانید ؟
کدئین جان-سلام
کارگزارن که مالی نیستند. اونا اگه خیلی هنر مندند از عهده فاطمه رجبی همسر الهام بر بیاند. در مورد عدم شناخت توده مردم نسبت به اعلمی هم اشتباه می کنی. خیلی از مردم کوچهو بازار هم اعلمی را می شناسند و در شهر های آذری نشین هم از محبوبیت بسیار بالائی برخورداره. از طرفی به هیچ وجه قابل قیاس با معین نیست که بنده خدا از کاراکتر درست و درمونی هم برخوردار نبود و خودش زیر بیرق اینو اون قرار داشت و اتفاقا خیلی هم اصولگرا بود و به زور جبهه مشارکت که زیر پر و بالشو گرفتن و چند تا حرف قلنبه زیر زبونش گذاشتند یک مانوری داد و زمین خورد. نکته دیگه اعلمی از ظرفیت و کاراکتر مطرح شدن بیشتر در بین توده مردم در انتخابات هم برخورداره.ما چرا همش باید رو کسانی سرمایه گذاری کنیم که امتحانشونو پس داده اند و کارنامه ردی گرفته اند؟ احمدی نژاد را کی قبول داشت اومد و مردم را فریب داد و یکباره شد معجزه سوم! ارادتمند
واقعیتش اینه که خاتمی در مقابل کسانی که مار خورده و افعی شدند اصلا نمیتونه عرض اندام کنه .