“جمهوری اسلامی حکومتی است که به ارزشها و نرمهای رفتاری مردم توجه ویژه دارد. درستکاری و خدمت به مردم از نظر دینی برای مردم دارای اهمیت است و جمهوری اسلامی نیز خود را مقید به آن میداند. همواره هم به دنبال ترویج و تقویت آنها بوده است. ولی چیزی که شاید در تمام این سالها فراموش شده این است که تمام حوزههای زندگی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دارای یک رابطهء تنگاتنگ با یکدیگر هستند و بر هم اثر میگذارند و از یکدیگر تاثیر هم میگیرند.
حوزههای ارزشی و فرهنگی کشور، متاثر از حوزهء اقتصادی است، زندگی اقتصادی از حوزهء سیاسی و اجتماعی اثر میپذیرد. جامعه یک پدیدهء چند بعدی و چند وجهی است که هر کدام از ابعادش بر دیگر بخشها اثر میگذارد و نمیتوان آن حوزهها را از یکدیگر مستقل دانست. بنابراین تورم بالا و مستمر در طول سهدهه در حوزهء اقتصاد به مفهوم کاهش شدید قدرت خرید است. این افراد برای جبران کاهش قدرت خرید باید غیر از شغل و حرفهء اصلی خود دست به کارهایی بزنند. داشتن شغل دوم و سوم ابتداییترین روش جایگزینی است، اما نتیجهء این اقدام در حوزهء اقتصاد کاهش بهرهوری و بازده کاری است.
در حوزهء اجتماعی گسترش رشوهخواری و در نهایت از بین رفتن و یا کمرنگ شدن قانون و غیرقانونی بودن را در پی دارد. تامین هزینههای زندگی هر سال بیش از گذشته سخت میشود. در واقع هزینهء زندگی باشرافت و سالم مرتب بالا میرود و همواره بر اثر تورم و کاهش قدرت خرید، آدمهای بیشتری از قطار سلامت زندگی پیاده میشوند. این روند میتواند تا پیاده شدن همهء مسافرها پیش برود. این یعنی فاسد شدن تمام سلولهای جامعه.
بنابراین تحت فشارهای اقتصادی نرمهای ارزشی و رفتاری تنزل پیدا میکند. در این حالت یک نگرانی بزرگ بروز میکند. با سست شدن اخلاقیات اجتماعی ارکان ادارهء جامعه متزلزل خواهد شد. در این شرایط از حوزه اقتصادی وارد عرصهء اجتماعی و سپس وارد عرصهءسیاست میشویم. تصور کنید نیروهای انتظامی تحت فشارهای اقتصادی و کاهش شدید قدرت خریدشان در اجرای قانون کوتاهی کنند و یا برخی از موارد قانونی را اجرا کنند و یا اینکه قوهء قضاییه در شرایطی قرار بگیرد که به راحتی امکان پیگیری حقوق مردم در آننباشد; وقتی در جامعهای جریان احقاق حق خدشهدار شود، با وجود تمام صداقت و حسننیت و ارزشهای والایی که مدیران ارشد این دستگاهها دارند، این اتفاقات موجب تزلزل در ارکانادارهء کشور میشود.
البته باید توجه داشت که این آثار یک شبه ایجاد نمیشود بلکه به تدریج حاصل میشود، بنابراین نباید منتظر این باشیم که این اختلالهای رفتاری روزی ایجاد زلزله کند، بلکه زلزلهای شروع شده که با تاخیر، میزان ریشتر آن نمایان خواهد شد.وقتی آموزش و پرورش در اثر تورم ضعیف و ناکارآمد شود و معلمان یک کشور بر اثر تورم و کاهش شدید قدرت خرید خود توان زندگی سالم را نداشته باشند، ناچار به ماندن در آن شغل هستند.
در این حالت چند اتفاق پیدرپی و توامان روی میدهد; ابتدا فرزندان مملکت را محروم میکنیم از اینکه بتوانند زیر نظر معلمان با انگیزه و با دانش تربیت یابند. هماکنون نسل جوان برای انتخاب شغل خود با توجه به دورنمایی که از لحاظ درآمد برای خود متصور است، کمتر به سراغ شغل معلمی میرود و تنها در شرایط اجبار و نبود یک فرصت مناسبتر است که این شغل را انتخاب میکند.
با این همه، تحقیقات نشان میدهد که کارایی بسیار پایینی در میان معلمان وجود دارد. معلم چند شغله قادر به ایجاد انگیزه در میان دانشآموزان نیست. وقتی این اتفاق به تدریج صورت میگیرد، نسلی که از این سیستم آموزشی بیرون میآید، خوب آموزش ندیده است. در این حالت این نیروی کار فاقد آموزش لازم قادر به ایجاد توان رقابتی در حوزههای مختلف اقتصادی نخواهد بود. نیروی کاری که خوب پرورش یافته، خوب آموزش دیده و ذهنیت آمادهای دارد، در ایجاد مزیت رقابتی بالاترین جایگاه را دارد.
هماکنون بیش از ۹۰ درصد مدارس کشور دولتی هستند و کادر آموزشی آن به شدت از کاهش قدرت خرید خود رنج میبرد. کیفیت این ۹۰ درصد، فارغ از زحماتی که در طول سه دههء اخیر صورت گرفته، بسیار نازل و ابتدایی است.
اما وقتی غول تورم مهارناپذیر پیش میرود، آنچنان پایهها و ارکان نرمهای رفتاری و ارزش جامعه را میخورد که هر چقدر هم تلاش صادقانه صورت بگیرد، چون ابزار آن فراهم نیست، امکان جلوگیری از این خوردگی و ضعف در ارکانکنترلی و ادارهء کشور هم وجود ندارد، بنابراین تورم بالا و مستمر در طول حداقل سه دهه سرانجام منجر به سیستم آموزشی با حداقل کیفیت و نیروهای جوانی با کمترین سطح از نظر آموزش میشود.
این هم به نوبهء خود بر رفتار اجتماعی نسلی که از این سیستم آموزشی بیرون میآید، تاثیر میگذارد. در ادامه توان اقتصادی و تولیدی این نسل مختل میشود و سالها پس از سالها با انباشتی از نیروهای فاقد کیفیت آموزشی مواجه هستید که تغییر روش رفتاری و باورهای غلط ایجاد شده، در این نسل، گاه غیرممکن به نظر میرسد. این نتیجه شروع زلزلهای است که از سالها پیش تورم بالا ایجاد کرده و هماکنون آثار خرابیهای ناشی از قدرت ریشتر بالای آن یکییکی ظاهر میشود.”
قسمتی از صحبت های دکتر مشایخی، واقعا باید حرفهای ایشون رو با طلا نوشت! از الان خوشحالم که ترم بعد با ایشون واحد می گیرم.
بقیه صحبت های ایشون رو اینجا بخونید.


wow….
از سیستم آموزشی با حداقل کیفیت نگو که آدم یاد نیمکتهای سه نفره مدرسه می افتد!!!
تو فکر مکینی اونهایی که اون بالا نشستن همهی اینها را نمی دونن ؟
من که میگم ، می دونن . خوب هم می دونن .
و به قصد چنین میکنند و برای اینکه انها همه جزء سیاستهاشون هست .
وقتی در رده های پایین تر مدیران با سواد و تحصیلات عالیه با این طرز فکر عمل میکنند که اگر به زیر دستشون امتیازی بدهند یا تشویق کنند اون زیر دست پررو میشه !
دیگه چی می خوای .
این رشته سر دراز داره ماکان عزیز ، خیلی هم دراز !