“در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند، اما بر حسینی که آزادنه زندگی کرد، می گریند.” از این جور نکته های متناقض تو زندگی خیلی زیاده،من فکر می کنم اگه واقعا چیزی تو عاشورا باشه که نیازه هر سال تکرار باشه،گریه کردن و عزاداری نیست. اصلا نمی فهمم چرا عزاداری؟ گیجم! از این دست حوادث تراژیک در طول تاریخ زیاده، تو همین 100 سال اخیر میشه حوادث غمبار بیشتری پیدا کرد که بیشتر نیاز به عزاداری داشته باشن. نمی دونم شاید عاشورا چیزهایی برای گفتن داشته باشه که نیاز باشه هر سال تکرار باشه ولی مطمئنم که اون عزاداری نیست.
یه نکته دیگه ای که تو این ماجرا برام همیشه سوال بوده، درباره امر به معروف و نهی از منکره، حالا امر به معروف و نهی از منکر چیز خوبی باشه، این معروف و منکر چیه؟ کی باید اونا را تعیین کنه؟ الان اگه باید این فرهنگ رواج پیدا کنه چه چیزهایی معروفه و چه چیزهایی منکر؟ حالا یه سری چیزها هستن که در همه طول تاریخ معروف بودن، مثل راستگویی، وفاداری، عشق، دوست داشتن، کمک به دیگران و … و یه سری منکر ها هم همه طول تاریخ ثابت بودن. اما یه سری چیز ها جدیده، الان اگه من بخوام معروفی رو به همه سفارش کنم، میگم وبلاگ بنویسین! جدی، الان بزرگترین معروفی که به ذهنم می رسه وبلاگ نویسیه. مسلما همه کسانی که به معنای واقعی وبلاگ نویسن و تاثیراتش رو تو زندگی خودشون مشاهده کردن حرف منو تصدیق می کنن. یا حتی همین حکومت کردن، بنظرم میاد که صحیح حکومت کردن جزو معروف های بسیار بزرگ باشه، در اینصورت بر همه ما واجبه که بریم گوش احمدی نژاد بکشیم که این چه وضعه حکومت کردنه، ریدی به ممکلت! و شما مسلمانان معتقد اگه چنین کاری نکنین یه امر واجب رو انجام ندادین و مستحق کیفر می باشین!
اخوان ثالث شعرهای معروف و شاهکارهاش اثرهای حماسی و اجتماعیه که شوری عظیم در آدم می انگیزونه. مسلما بزرگترین شاعر معاصر سراینده عشق فریدون مشیریه ولی اخوان هم چند تا شعر عاشقونه داره که نشون میده در این کار هم واقعا هنرمنده، هر وقت غزل اخوان رو می خونم، به خودم میگم که اخوان هم حتما یه فاطیما داشته، آن غزل ها که چشم تو می خواند، هر گاه از سخن باز می ماند، افسون پاک منش پیش می راند، هر وقت به اینجا می رسم غزل های تو به یادم میاد، غزل های چشمان عاشقت، این ملودی های عاشقانه که نمی دونم چرا بعضی وقت ها حس می کنم درام میشه، فاطیما می ترسم از این گهگاه ملودی های درام چشمانت!
بهتره که ماکان علوی رو کم کم بی خیال شم، هر وقت که اسم خودم رو نمی نویسم یه جوری میشم، مدت ها با اسم واقعی وبلاگ می نوشتم اما فیلتر شدن چند باره موجب شد تا با ماکان علوی بنویسم؛ بهرحال گفتم که بگم از این به بعد با اسم اصلیم یعنی محمد جواد شکری می نویسم، آدرس ایمیل و یاهو مسنجر رو هم عوضش کردم؛ راستی لطفا آدرس لینک ها رو ادیت کنین.


محرم کلی حرف داره واسه خودش
با بعضي حرفهات موافقم
خوبه با اسم خودت مينويسي
اما چي رو در لينك عوض كنم؟
وقتي اون بزرگ مثلا” مملكت مي گه مملكت ما اسلامي است ولي دليل نمي شود همه قوانين اسلام در آن اجرا شود ،ديگه امر به معروف حكومت معني داره؟وقتي حرف مي زني معلوم نيست كجا سرت مي زه زير آب؟اصل اول امر به معروف اينه كه مطمئن باشي جان خودت در خطر نيست!
اقا من يه كاري باهات دارم مي شه آيديتو يه جور بهم بدي يه وقتي با هم حرف بزنيم (نترس راجع به ام بي اي و ايناس چيز مهمي نيس !) اي دي من : cargadan_o
اما من همیشه از یک هم بیشتر ترسیدم که بگم کی هستم .
یعنی این جوری راحت تر بودم.
خوب تو هم حتمن همین جوری راخت تر هستی .
در مورد اون مساله ای هم که پرسیده بودی .
آره ماکان عزیز ، اون مکالمه واقعی ، واقعی بود.
اين پستت خيلي واسم جالب بود، شايد واسه اينكه خيلي از حرفهاي خودم رو تو اين پست ميبينم. اينكه من هم واقعا از اين فلسفه عزاداريها هيچي نميفهمم واسه همينم هست كه سالهاست در هيچ كدوم اين مراسم شركت نميكنم. گاهي فكر ميكنم كه خود اين مراسم بزرگترين تحريفها و ضربهها را به دين ميزند… خيلي خيلي خيلي حرف دارم.
راستي يه چيزي كه هميشه فكرمو مشغول كرده اينه كه فكر ميكنم يه هنرمند، به نوازنده ،آهنگساز، شاعر مگر ميشود عاشق نباشد و بتواند عاشقانه بگويد؟ بيايد بدون اينكه چيزي در ذهن و دنيايش باشد اينقدر عاشقانه حرف بزند و بنوازد…
امر به معروف وبلاگي هم شديدا موافقم اصلا به نظرم يك نياز است در اين دنيا!
خوش باشي
دقیقا منم باهات موافقم.این چند روز همش به این فکر می کردم که چرا همه برای امام حسین دل میسوزنن در حالیکه امام حسین خیلی عزت نفس داشته و اصلا این گریه زاری ها و دل سوزوندن ها بیشتر برای خودمون….
ولی من از اسم ماکان خوشم میاد. حالا نمیشه لینک رو اصلاح نکنیم محمد جواد جان؟
گاهی فکر می کنم که اگر این عزاداری ها نبود چه طور نام امام حسین زنده می موند؟!
حتی اگه این عزاداری ها تبدیل به عادت شده باشه و بی مفهوم، مهم این ه که ثار الله زنده بمونه!
ممنون بابت راهنماييات
واقعی شدنت مبارک…!
با حرف های این پست موافقم
به فلیکا : فکر کنم منظور جمله ای که نوشتی اینه که ما هنوز نتونستیم همه سیستمهای اسلامی رو تعریف و در جامع پیاده کنیم.
در مورد اصل اولی که برای امر به معروف گفتین فکر می کنم این طوری نباشه. مسلمن باید جوانب کار رو سنجید و دید چی به جی می ارزه .بعضی جاها می ارزه .مثال بارزشم همین ماجرای عاشوراست.
من به اینکه تو ایران باید چندتا نقاب رو صورت داشت معتقدم، برای همین اسم کاملم را نمیخوام تو وبلاگ بیارم، چون تو وبلاگ تقریبا بدون نقابم!