<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها در: اجبار و فرهنگ</title>
	<atom:link href="http://datumfreedom.wordpress.com/2007/12/26/force-and-culture/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2007/12/26/force-and-culture/</link>
	<description>وب نوشته های یک دانشجوی مدیریت</description>
	<lastBuildDate>Wed, 30 Dec 2009 08:46:42 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: مهدی</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2007/12/26/force-and-culture/#comment-841</link>
		<dc:creator>مهدی</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 31 Dec 2007 06:53:53 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/2007/12/26/force-and-culture/#comment-841</guid>
		<description>ممنون ماکان عزیز
در مورد این پست هم با تو بیشتر موافقم تا دو روز بعد نویس ها</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ممنون ماکان عزیز<br />
در مورد این پست هم با تو بیشتر موافقم تا دو روز بعد نویس ها</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: شاه رخ</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2007/12/26/force-and-culture/#comment-833</link>
		<dc:creator>شاه رخ</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 30 Dec 2007 19:21:12 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/2007/12/26/force-and-culture/#comment-833</guid>
		<description>دیروز یکی می گفت این چه مملکتیه که آدم توی تاکسی می شینه می تونه راحت به همه فحش بده مملکت باید جوری باشه کسی تخم نکنه حرف سیاسی بزنه
باز یکی دیگه می گفت این قانونی که آدم با هر لیسانسی می تونه تو کنکور هر رشته ای شرکت کنه خیلی مزخرفه ( اینو کسی می گفت که خودش لیسانسیه بود ) آدم باید مجبور باشه فقط یه رشته شرکت کنه 
خب ما این جوری ایم دیگه !</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دیروز یکی می گفت این چه مملکتیه که آدم توی تاکسی می شینه می تونه راحت به همه فحش بده مملکت باید جوری باشه کسی تخم نکنه حرف سیاسی بزنه<br />
باز یکی دیگه می گفت این قانونی که آدم با هر لیسانسی می تونه تو کنکور هر رشته ای شرکت کنه خیلی مزخرفه ( اینو کسی می گفت که خودش لیسانسیه بود ) آدم باید مجبور باشه فقط یه رشته شرکت کنه<br />
خب ما این جوری ایم دیگه !</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مهرام</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2007/12/26/force-and-culture/#comment-832</link>
		<dc:creator>مهرام</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 30 Dec 2007 15:50:24 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/2007/12/26/force-and-culture/#comment-832</guid>
		<description>دوست عزیز:
قبل از هر چیز پوزش من را بپذیرید بابت اینکه طی هفته گذشته، برای دومین بار در اینجا حاضر می شوم و پیامی می گذارم. از این بابت خودم هم واقعاً متاسفم و امیدوارم به بزرگی خود ببخشید.
اما در مورد این نوشته شما، حرفهای مختلفی را از زوایای مختلف می توان گفت.
 مثلاً می توان ، به تاریخی نه چندان قدیمی اشاره کرد. روزی که مردمان این سرزمین، یخ را با الاغ حمل می کردند و یک سال بعد سوار اتومبیل و هواپیما شدند و با این مقدمه وارد بحث گسترده ، فرهنگی قضیه شد.
می توان باز هم بحثی تاریخی را در باب ریشه ها و علل مقبولیت   طرح های &quot;دستوری &quot; در این سرزمین باز کرد و صفحه های سفید فراوانی را با ذکر فهرستی از این طرح های مبتنی بر عنصر اجبار و البته تماماً ناموفق، پر کرد.
می توان به جزیی نگری طرح های اجرایی اشاره کرد و شکست های پی در پی این طرح ها ...
می توان وارد بحث &quot; قیمت &quot; به عنوان عنصر مهم و مشترک تقریباً تمام نظریات اقتصادی شد.
و باید ها و نبایدهای آن را در شرایط امروز کشور، فهرست نمود.
و بسیاری حرف های دیگر...
ولی به جای همه این ها، ترجیح می دهم فقط به بیان جمله ای از یکی از اساتید وطنی اقتصاد اشاره کنم.
جمله ای که سالهاست ، هر روز چندین بار در گوشم زنگ می زند.
البته این جمله، شان نزول بسیار جالب و شیرینی هم دارد که به جهت طولانی شدن پیام، گفتن آن را به وقتی دیگر موکول می کنم. و اما مضمون آن جمله اینست:
اقتصاد،  ببخشید &quot;علم اقتصاد &quot; توجهی ندارد به اینکه ما چه می گوییم یا چه می کنیم و  یا چه چیزهایی را دوست داریم یا نداریم  و... چون در نهایت این علم اقتصاد است که بدون تردید و با قاطعیت و در صورت بی توجهی ما به خشن ترین صورت ممکن ، حرف خود را به کرسی می نشاند و ما را مجبور به پیروی و اجرای دقیق و جزء به جزء اصول این علم می کند...
سرفراز و مانا باشید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دوست عزیز:<br />
قبل از هر چیز پوزش من را بپذیرید بابت اینکه طی هفته گذشته، برای دومین بار در اینجا حاضر می شوم و پیامی می گذارم. از این بابت خودم هم واقعاً متاسفم و امیدوارم به بزرگی خود ببخشید.<br />
اما در مورد این نوشته شما، حرفهای مختلفی را از زوایای مختلف می توان گفت.<br />
 مثلاً می توان ، به تاریخی نه چندان قدیمی اشاره کرد. روزی که مردمان این سرزمین، یخ را با الاغ حمل می کردند و یک سال بعد سوار اتومبیل و هواپیما شدند و با این مقدمه وارد بحث گسترده ، فرهنگی قضیه شد.<br />
می توان باز هم بحثی تاریخی را در باب ریشه ها و علل مقبولیت   طرح های &#8220;دستوری &#8221; در این سرزمین باز کرد و صفحه های سفید فراوانی را با ذکر فهرستی از این طرح های مبتنی بر عنصر اجبار و البته تماماً ناموفق، پر کرد.<br />
می توان به جزیی نگری طرح های اجرایی اشاره کرد و شکست های پی در پی این طرح ها &#8230;<br />
می توان وارد بحث &#8221; قیمت &#8221; به عنوان عنصر مهم و مشترک تقریباً تمام نظریات اقتصادی شد.<br />
و باید ها و نبایدهای آن را در شرایط امروز کشور، فهرست نمود.<br />
و بسیاری حرف های دیگر&#8230;<br />
ولی به جای همه این ها، ترجیح می دهم فقط به بیان جمله ای از یکی از اساتید وطنی اقتصاد اشاره کنم.<br />
جمله ای که سالهاست ، هر روز چندین بار در گوشم زنگ می زند.<br />
البته این جمله، شان نزول بسیار جالب و شیرینی هم دارد که به جهت طولانی شدن پیام، گفتن آن را به وقتی دیگر موکول می کنم. و اما مضمون آن جمله اینست:<br />
اقتصاد،  ببخشید &#8220;علم اقتصاد &#8221; توجهی ندارد به اینکه ما چه می گوییم یا چه می کنیم و  یا چه چیزهایی را دوست داریم یا نداریم  و&#8230; چون در نهایت این علم اقتصاد است که بدون تردید و با قاطعیت و در صورت بی توجهی ما به خشن ترین صورت ممکن ، حرف خود را به کرسی می نشاند و ما را مجبور به پیروی و اجرای دقیق و جزء به جزء اصول این علم می کند&#8230;<br />
سرفراز و مانا باشید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: دناتا</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2007/12/26/force-and-culture/#comment-831</link>
		<dc:creator>دناتا</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 30 Dec 2007 11:22:30 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/2007/12/26/force-and-culture/#comment-831</guid>
		<description>اجبار خیلی خوبه ولی میشه بعضی جاها از پاداش و تشویق هم استفاده کرد به نظر من تاثیرش کمتر از اجبار نیست. جریمه فقط برای طبقه فقیر و متوسط کارایی داره. تو تلویزیون هم یه افسری داشت صحبت می کرد که ما بالاشهر که میریم وقتی می خوایم برگه جریمه رو بنویسیم راننده می گه زود بنویس عجله دارم می خوام برم. یعنی مبلغ جریمه براش هیچی نیست و حاضره تخلفش رو بکنه فوقش جریمه میشه.

در مورد آلودگی هم که تو پست قبل گفته بودی میشه از پاداش و تشویق استفاده کرد. مثلا&quot; مردم می تونن تا یه مسیری که در توانشونه از دوچرخه استفاده کنن و به جاش از دولت یه سری مزایا دریافت کنن. اینو از اینجا خوندم : http://atresadkhatere.blogfa.com/post-189.aspx</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اجبار خیلی خوبه ولی میشه بعضی جاها از پاداش و تشویق هم استفاده کرد به نظر من تاثیرش کمتر از اجبار نیست. جریمه فقط برای طبقه فقیر و متوسط کارایی داره. تو تلویزیون هم یه افسری داشت صحبت می کرد که ما بالاشهر که میریم وقتی می خوایم برگه جریمه رو بنویسیم راننده می گه زود بنویس عجله دارم می خوام برم. یعنی مبلغ جریمه براش هیچی نیست و حاضره تخلفش رو بکنه فوقش جریمه میشه.</p>
<p>در مورد آلودگی هم که تو پست قبل گفته بودی میشه از پاداش و تشویق استفاده کرد. مثلا&#8221; مردم می تونن تا یه مسیری که در توانشونه از دوچرخه استفاده کنن و به جاش از دولت یه سری مزایا دریافت کنن. اینو از اینجا خوندم : <a href="http://atresadkhatere.blogfa.com/post-189.aspx" rel="nofollow">http://atresadkhatere.blogfa.com/post-189.aspx</a></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سیدو</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2007/12/26/force-and-culture/#comment-830</link>
		<dc:creator>سیدو</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 30 Dec 2007 09:23:13 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/2007/12/26/force-and-culture/#comment-830</guid>
		<description>الان چک کدرم . فیلتر نشده ای .
گویا لینک ایراد پیدا کرده که الان درستش میکنم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>الان چک کدرم . فیلتر نشده ای .<br />
گویا لینک ایراد پیدا کرده که الان درستش میکنم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سیدو</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2007/12/26/force-and-culture/#comment-829</link>
		<dc:creator>سیدو</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 30 Dec 2007 09:11:26 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/2007/12/26/force-and-culture/#comment-829</guid>
		<description>باید یک نگاهی به لینکت بندازم تا بفهمم ایراد کار چیه ؟
یعنی دوباره فیلتر شدی؟
 نمی تونم بفهمم .
در مورد اجبار هم که تا نباشد چوب تر و ...
تو کشورهای جهان سومی هم که هنوز شعور و فرهنگ مردم انقدر ها رشد نکرده شاید اجبار تنها راه  اصلاح رفتارهای غلط و بلعکس باشه .

در مورد ترافیک تهران که ای آقا کجای کاری !</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>باید یک نگاهی به لینکت بندازم تا بفهمم ایراد کار چیه ؟<br />
یعنی دوباره فیلتر شدی؟<br />
 نمی تونم بفهمم .<br />
در مورد اجبار هم که تا نباشد چوب تر و &#8230;<br />
تو کشورهای جهان سومی هم که هنوز شعور و فرهنگ مردم انقدر ها رشد نکرده شاید اجبار تنها راه  اصلاح رفتارهای غلط و بلعکس باشه .</p>
<p>در مورد ترافیک تهران که ای آقا کجای کاری !</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: یکی</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2007/12/26/force-and-culture/#comment-828</link>
		<dc:creator>یکی</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 30 Dec 2007 05:55:16 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/2007/12/26/force-and-culture/#comment-828</guid>
		<description>می دونی اجبار زود جواب می ده اما ماندگاریش ... 
اخلاق ما ایرانیها یه طوریه. همیشه فکر می کنیم اگه از قانون فرار کنیم برنده هستیم.
می گن کمربند ببندین، نبستنش رو شجاعت می دونیم.
می گن حجاب، دوباره رعایت نکردنش شجاعت و نشانه بافرهنگی می دونیم.
میگن اتوبوس، مترو و ... اینارم بی کلاسی می دونیم و ...

هر چی اجبار بیشتر میشه مخالفت با اون نشانه شجاعت بیشتر.
برام جالب ترین موضوع اینکه فقط مخالفیم. اگه همین نظر شما رو عملی کنن فردا خودت باهاش مخالفت می کنی.
الان یادم نیست یه مطلبی رو 1 ماه پیش تو روزنامه (اعتماد ملی) خوندم دقیقاً همین طوری بود همه داد می زدن که اینکارو بکنید بعدش که انجام شد گفتن چرا اینکارو کردید.

من فکر می کنم ایرانیها آدمهای خیلی تنبلی هستن و به خاطر همینم فرهنگ سازی اگه با تنبلیشون مغایرت داشته باشه سخته.

ما همین که یه خورده شرایطمون ( مدرک، سرمایه و...) خوب می شه برناممون رو می ذاریم رو رفتن از ایران، چون اونجا آماده هست، 
نمی گم اگه بمونیم خیلی راحته و می تونیم هر کاری می خوایم انجام بدیم اما اگه اکثراً می موندن اوضاع بهتر می شد.( مثل همه دوستای خودم)
من اگر بنشینم. تو اگر بنشینی، چه کسی برخیزد.

اما ما همه می شینیم منتظر چه کسی می مونیم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>می دونی اجبار زود جواب می ده اما ماندگاریش &#8230;<br />
اخلاق ما ایرانیها یه طوریه. همیشه فکر می کنیم اگه از قانون فرار کنیم برنده هستیم.<br />
می گن کمربند ببندین، نبستنش رو شجاعت می دونیم.<br />
می گن حجاب، دوباره رعایت نکردنش شجاعت و نشانه بافرهنگی می دونیم.<br />
میگن اتوبوس، مترو و &#8230; اینارم بی کلاسی می دونیم و &#8230;</p>
<p>هر چی اجبار بیشتر میشه مخالفت با اون نشانه شجاعت بیشتر.<br />
برام جالب ترین موضوع اینکه فقط مخالفیم. اگه همین نظر شما رو عملی کنن فردا خودت باهاش مخالفت می کنی.<br />
الان یادم نیست یه مطلبی رو 1 ماه پیش تو روزنامه (اعتماد ملی) خوندم دقیقاً همین طوری بود همه داد می زدن که اینکارو بکنید بعدش که انجام شد گفتن چرا اینکارو کردید.</p>
<p>من فکر می کنم ایرانیها آدمهای خیلی تنبلی هستن و به خاطر همینم فرهنگ سازی اگه با تنبلیشون مغایرت داشته باشه سخته.</p>
<p>ما همین که یه خورده شرایطمون ( مدرک، سرمایه و&#8230;) خوب می شه برناممون رو می ذاریم رو رفتن از ایران، چون اونجا آماده هست،<br />
نمی گم اگه بمونیم خیلی راحته و می تونیم هر کاری می خوایم انجام بدیم اما اگه اکثراً می موندن اوضاع بهتر می شد.( مثل همه دوستای خودم)<br />
من اگر بنشینم. تو اگر بنشینی، چه کسی برخیزد.</p>
<p>اما ما همه می شینیم منتظر چه کسی می مونیم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: sara</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2007/12/26/force-and-culture/#comment-827</link>
		<dc:creator>sara</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 29 Dec 2007 20:57:49 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/2007/12/26/force-and-culture/#comment-827</guid>
		<description>راه خرابه ،معبر خرابه ، پل کم داریم یا نداریم ،ساخت و ساز هردمبیلیه و آره... ولی ما هم  فرهنگ استفاده از همین چیزهای خراب و مشکل دار و نداریم هنوز! یاد نگرفتیم با کله گرم! نشینیم پشت فرمون ، بیخودی ابراز وجود کردن با لایی کشیدن و حس خودباحال بینی تو اتوبان هنوز تو خونمون وول می زنه ، نمی بینیم اینا که بهش می گیم&quot; های وی&quot;! در واقع یه خیابون پر از دست اندازه و دلیلی برای این همه ویراژ احمقانه نیست ، هی بوق میزنیم و فکر می کنیم راه الان برامون باز میشه ... 
دیروز 3 تا دختر و پسر دانشجو که کنار خیابون منتظر تاکسی بودن + دو تا سرنشین یه پژو در جا مردن!اونم به خاطر ویراژ دیوانه وار یه ابله که نتونست ماشینشو کنترل کنه با اون سرعت وحشیانه! حتی خودشم رفت به درک!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>راه خرابه ،معبر خرابه ، پل کم داریم یا نداریم ،ساخت و ساز هردمبیلیه و آره&#8230; ولی ما هم  فرهنگ استفاده از همین چیزهای خراب و مشکل دار و نداریم هنوز! یاد نگرفتیم با کله گرم! نشینیم پشت فرمون ، بیخودی ابراز وجود کردن با لایی کشیدن و حس خودباحال بینی تو اتوبان هنوز تو خونمون وول می زنه ، نمی بینیم اینا که بهش می گیم&#8221; های وی&#8221;! در واقع یه خیابون پر از دست اندازه و دلیلی برای این همه ویراژ احمقانه نیست ، هی بوق میزنیم و فکر می کنیم راه الان برامون باز میشه &#8230;<br />
دیروز 3 تا دختر و پسر دانشجو که کنار خیابون منتظر تاکسی بودن + دو تا سرنشین یه پژو در جا مردن!اونم به خاطر ویراژ دیوانه وار یه ابله که نتونست ماشینشو کنترل کنه با اون سرعت وحشیانه! حتی خودشم رفت به درک!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: Jozeph</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2007/12/26/force-and-culture/#comment-826</link>
		<dc:creator>Jozeph</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 29 Dec 2007 20:03:40 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/2007/12/26/force-and-culture/#comment-826</guid>
		<description>خوب نوشتی ...
من که فکر نمیکنم به این زودی ها مشکلات ترافیکیمون حل بشه. من فکر میکنم با ید یکی دو نسل بگذره تا شاید با کنترل جمعیت و یا حتی سیر نزولی رشد جمعیت نیاز به حمل و نقل هم کاهش پیدا کنه... فکر نمیکنم با این جمعیتی که داره رشد میکنه و همه هم واسه هر کاری باید شمال تا جنوب یا شرق تا غرب این کلان شهر رو طی کنن یعنی همین عدم تمرکر مشاغل و مدارس با محل های سکونت... تهران رو روزی بدون ترافیک ببینیم. BRT هم که پاییه ی ثابتش هستم یهجورایی تو ساعات اوج ترافیک خودش عامل ترافیک شده! شاید تغییر قوانین جزئی توی نوع استخدام ها و گرفتن دانش آموزا کارمندان دانشجو ها و ... بتونه خیلی کمک ساز باشه.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خوب نوشتی &#8230;<br />
من که فکر نمیکنم به این زودی ها مشکلات ترافیکیمون حل بشه. من فکر میکنم با ید یکی دو نسل بگذره تا شاید با کنترل جمعیت و یا حتی سیر نزولی رشد جمعیت نیاز به حمل و نقل هم کاهش پیدا کنه&#8230; فکر نمیکنم با این جمعیتی که داره رشد میکنه و همه هم واسه هر کاری باید شمال تا جنوب یا شرق تا غرب این کلان شهر رو طی کنن یعنی همین عدم تمرکر مشاغل و مدارس با محل های سکونت&#8230; تهران رو روزی بدون ترافیک ببینیم. BRT هم که پاییه ی ثابتش هستم یهجورایی تو ساعات اوج ترافیک خودش عامل ترافیک شده! شاید تغییر قوانین جزئی توی نوع استخدام ها و گرفتن دانش آموزا کارمندان دانشجو ها و &#8230; بتونه خیلی کمک ساز باشه.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: کیوان</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2007/12/26/force-and-culture/#comment-825</link>
		<dc:creator>کیوان</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 29 Dec 2007 19:18:05 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/2007/12/26/force-and-culture/#comment-825</guid>
		<description>هم خواهش هم ممنون.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>هم خواهش هم ممنون.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: حسام</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2007/12/26/force-and-culture/#comment-824</link>
		<dc:creator>حسام</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 29 Dec 2007 14:12:43 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/2007/12/26/force-and-culture/#comment-824</guid>
		<description>آقا ماکان، اگه به تاریخ نگاه کنی، مردم ایران هیچ وقت خودجوش تن به کاری ندادن! 2 تا عامل اینجاها نقش داشتن، یکی زور - یکی غیرت که غیرت کارساز تر از زور بوده، بعضاً سرِشون هم تو مسئله غیرت کلا رفته!

خوب بهتر بود که مسئولین محترم، مسئله کمربند رو یک مسئله غیرتی می کردن که باعث بشه، مردم به خودشون بیان، مثلاً بگن هر کی کمربند نبده، نامرده! اون وقت همه می بستن.

نکته دیگه هم فرهنگه، اصلاً جامعه از نظر فرهنگی خیلی وضعش ناجوره، فقط کافیه یه چیزی پیش بیاد ملت بسمت شیشه ها هجوم برده و بعد از شکستن نشون، همه چیز رو به غارت می برن که نمونه عملیش در سهمیه بندی دیدیم

حالا کی می خواد فرهنگ ما رو ببره بالا، معلوم نیست!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آقا ماکان، اگه به تاریخ نگاه کنی، مردم ایران هیچ وقت خودجوش تن به کاری ندادن! 2 تا عامل اینجاها نقش داشتن، یکی زور &#8211; یکی غیرت که غیرت کارساز تر از زور بوده، بعضاً سرِشون هم تو مسئله غیرت کلا رفته!</p>
<p>خوب بهتر بود که مسئولین محترم، مسئله کمربند رو یک مسئله غیرتی می کردن که باعث بشه، مردم به خودشون بیان، مثلاً بگن هر کی کمربند نبده، نامرده! اون وقت همه می بستن.</p>
<p>نکته دیگه هم فرهنگه، اصلاً جامعه از نظر فرهنگی خیلی وضعش ناجوره، فقط کافیه یه چیزی پیش بیاد ملت بسمت شیشه ها هجوم برده و بعد از شکستن نشون، همه چیز رو به غارت می برن که نمونه عملیش در سهمیه بندی دیدیم</p>
<p>حالا کی می خواد فرهنگ ما رو ببره بالا، معلوم نیست!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ندا.ح</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2007/12/26/force-and-culture/#comment-823</link>
		<dc:creator>ندا.ح</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 29 Dec 2007 13:15:36 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/2007/12/26/force-and-culture/#comment-823</guid>
		<description>اولاً عیدت مبارک
ثانیاً با سیگار خیلی خیلی موافقم... اشکمو درمیاره همیشه اگه کسی کنارم سیگار بکشه
ثالثاً تو این دوره زمون باید یاد گرفت انتهای هر نوع آزادی خواهی مرگه .... 
روحش شاد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اولاً عیدت مبارک<br />
ثانیاً با سیگار خیلی خیلی موافقم&#8230; اشکمو درمیاره همیشه اگه کسی کنارم سیگار بکشه<br />
ثالثاً تو این دوره زمون باید یاد گرفت انتهای هر نوع آزادی خواهی مرگه &#8230;.<br />
روحش شاد</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمدصادق الحسینی</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2007/12/26/force-and-culture/#comment-822</link>
		<dc:creator>محمدصادق الحسینی</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 29 Dec 2007 09:34:26 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/2007/12/26/force-and-culture/#comment-822</guid>
		<description>دو نکته:
1-اینهایی که شما گفتی هیچ کدام بار معنایی فرهنگ بخوبی بر آنها بار نمی شود. فرهنگ حاوی یکسری المان های کلی تاثیرگذار و تاریخی است که در یک روند تاریخی تکامل یافته و شکل می گیرد.
2- هیچ کس حق ندارد مرا اجبار کند که اتوبوس و مترو سوار شوم! من انسان آزادی هستم و اولین حق من اینست که خودم انتخاب کنم چگونه زندگی کنم. دیگر حمل و نقل که جای خود دارد! این سخن خیلی فاشیستی است و دولتمدارانه. مواظب باش!  این عرصه عرصه خطر است. این جور برساخت گرایی ها در اول و آخر  برسازنده اش را نابود می کند.
3- اینهایی که شما گفتی اسمش اجبار نیست! مثلا بحث کمربند. کسی اجبار نکرده است. اما چون قانون منصفانه ایست بستن کمربند، بنابراین برای حفظ فرد فرد جامعه، جریمه ای برای کسانی که کمربند نمی بندند بسته می شود. شما اگر نخواهی ببندی جریمه معینه در قانون را می پردازی. اما اینکه ملت را مجبور کنند که سوار اتوبوس یا مترو شوند خیلی مضحک است و نه تنها مشکلی را حل نخواهد کرد بلکه قطعا به رفتارهای غیرقابل پیش بینی منجر خواهد شد که هیچ برنامه ریز نابغه ای هم نخواهد توانست از تبعاتش جلوگیری کند. 
اما راه حل احتمالی: ببین شما برای حل مسایل اجتماعی این قیافه ای اول باید بروی سراغ قیمت به این معنا که آیا منی که ماشین شخصی بیرون می آورم، آیا قیمت اش را می پردازم؟؟؟ اگر قیمت اش را می پردازم چگونه است که بازار نتوانسته است خودش این تعدیل را انجام دهد و از حجم ترافیک بکاهد؟؟ در مورد مسئله ترافیک مشکل دقیقا همان قیمت بنزین است. که سبب می شود سواری شخصی کاملا بی هزینه باشد و عملا کالای مجانی محسوب گردد و..... اینطور نمی شود خیلی موضوع مهمی است و خیلی بد مطرحش کرده ای(بد که چه عرض کنم با عرض احترام این دید از نظر من فاجعه است) حتما در موردش خواهم نوشت.
موفق باشی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دو نکته:<br />
1-اینهایی که شما گفتی هیچ کدام بار معنایی فرهنگ بخوبی بر آنها بار نمی شود. فرهنگ حاوی یکسری المان های کلی تاثیرگذار و تاریخی است که در یک روند تاریخی تکامل یافته و شکل می گیرد.<br />
2- هیچ کس حق ندارد مرا اجبار کند که اتوبوس و مترو سوار شوم! من انسان آزادی هستم و اولین حق من اینست که خودم انتخاب کنم چگونه زندگی کنم. دیگر حمل و نقل که جای خود دارد! این سخن خیلی فاشیستی است و دولتمدارانه. مواظب باش!  این عرصه عرصه خطر است. این جور برساخت گرایی ها در اول و آخر  برسازنده اش را نابود می کند.<br />
3- اینهایی که شما گفتی اسمش اجبار نیست! مثلا بحث کمربند. کسی اجبار نکرده است. اما چون قانون منصفانه ایست بستن کمربند، بنابراین برای حفظ فرد فرد جامعه، جریمه ای برای کسانی که کمربند نمی بندند بسته می شود. شما اگر نخواهی ببندی جریمه معینه در قانون را می پردازی. اما اینکه ملت را مجبور کنند که سوار اتوبوس یا مترو شوند خیلی مضحک است و نه تنها مشکلی را حل نخواهد کرد بلکه قطعا به رفتارهای غیرقابل پیش بینی منجر خواهد شد که هیچ برنامه ریز نابغه ای هم نخواهد توانست از تبعاتش جلوگیری کند.<br />
اما راه حل احتمالی: ببین شما برای حل مسایل اجتماعی این قیافه ای اول باید بروی سراغ قیمت به این معنا که آیا منی که ماشین شخصی بیرون می آورم، آیا قیمت اش را می پردازم؟؟؟ اگر قیمت اش را می پردازم چگونه است که بازار نتوانسته است خودش این تعدیل را انجام دهد و از حجم ترافیک بکاهد؟؟ در مورد مسئله ترافیک مشکل دقیقا همان قیمت بنزین است. که سبب می شود سواری شخصی کاملا بی هزینه باشد و عملا کالای مجانی محسوب گردد و&#8230;.. اینطور نمی شود خیلی موضوع مهمی است و خیلی بد مطرحش کرده ای(بد که چه عرض کنم با عرض احترام این دید از نظر من فاجعه است) حتما در موردش خواهم نوشت.<br />
موفق باشی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: دیو</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2007/12/26/force-and-culture/#comment-820</link>
		<dc:creator>دیو</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 28 Dec 2007 16:11:37 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/2007/12/26/force-and-culture/#comment-820</guid>
		<description>هر اجباری نتیجه عکس میده...مثلن در مورد همین سیگار که می گی
اروپا رو نگاه کن</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>هر اجباری نتیجه عکس میده&#8230;مثلن در مورد همین سیگار که می گی<br />
اروپا رو نگاه کن</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: شهلا</title>
		<link>http://datumfreedom.wordpress.com/2007/12/26/force-and-culture/#comment-819</link>
		<dc:creator>شهلا</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 28 Dec 2007 12:59:50 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://datumfreedom.wordpress.com/2007/12/26/force-and-culture/#comment-819</guid>
		<description>خوب همین سخت گیری ها به عادت تبدیل میشوند

در هر موردی که فکرش را بکنی ;)

پلیس ما در اینجا نیز برای نبستن کمربند ایمنی جریمه می کند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خوب همین سخت گیری ها به عادت تبدیل میشوند</p>
<p>در هر موردی که فکرش را بکنی <img src='http://s.wordpress.com/wp-includes/images/smilies/icon_wink.gif' alt=';)' class='wp-smiley' /> </p>
<p>پلیس ما در اینجا نیز برای نبستن کمربند ایمنی جریمه می کند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
