ژانویه 8, 2010 بدست محمد جواد شکری
سرم درد می کنه، چشم هام خسته میشن، نه حسی برای خوندن هست و نه حالی برای نوشتن. کمی تو گودر الکی می گردم، به ایران دخت روی میز نگاه می کنم، وسوسه میشم که بخونم ولی حتی حس این یکی هم نیست.
آشفته ام، زنگ در رو می زنم، میاد تو حیاط در رو باز می کنه، لباس هاش رو عوض کرده، آرامش نگاهش، آرومم می کنه.
“و کلام آخر آنکه همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود.” نمی دونم حرف های مطهری می تونه نشون دهنده این باشه که حکومت می خواد تغییر رویه بده یا نه. نمی دونم به کدوم سمت داریم میریم.
با نور آفتابی که به چشمام می خوره بیدار میشم، میرم پرده رو می کشم، مثل فرشته ها خوابیده، وای دلم می خواد بیدارش کنم، دلم می خواد با موهاش بازی کنم، می ترسم، می ترسم بیدارش کنم.
وقتی در یه مشکلی، تو به دلایل و ریشه ها نپردازی و فقط نشونه های مشکل رو از بین ببری، حل مشکل سخت تر میشه. چون راه حل هایی که واسه از بین بردن نشونه های مشکل استفاده میشه خودش یه عوارضی داره و از طرف دیگه اون ریشه های اصلی مشکل عمیق تر میشه. یه جایی میشه که حل این مشکل دیگه درد داره. مثل اقتصاد این کشور، یه زمانی چون کمبود بود، یه راه حل مقطعی به نام یارانه ها استفاده شد، حالا اون راه حل مقطعی چنان با اقتصاد این کشور عجین شده که نمیشه بی خیالش شد، از طرف دیگه تولید و رشد اقتصادی تو کشور رو مختل کرده. مثل تورم، تا دولت پول کم میاره از بانک مرکزی قرض میگیره، این باعث میشه که نقدینگی زیاد بشه بعد تورم بالا بره. در دراز مدت سبب شده که نهادهای اقتصادی تو کشور تنبل بار بیان، مثل بچه ای که تا 40 سالگی از باباش پول تو جیبی بگیره و هیچ وقت به فکر کار کردن نمی افته. نهادهای اقتصادی هم بهره وری کمی دارن، در نتیجه دولت هر سال بیشتر از سال قبل کم میاره، هر سال بیشتر قرض میگیره و موضوعی که همه دنیا سالهاست حل کردن، به یه مسئله لاینحل تو این کشور تبدیل شده. مثل سیاست کشور، زهی خیال باطل که فکر کنیم اشکال از این دولته، یا از این رهبره، یا از ساختار نظامه، مشکل یه جای دیگه است، مشکل تو ذات ماست، مایی که هر کدوممون پتانسیل دیکتاتور بودن داریم.
صدای موج میاد، روی سنگ جابجا میشه، با چشم هام دنبالش می کنم، بالاخره ساکن میشه، دستش رو تو دستم میگرم، فشارش میدم، دلم گریه بی هوا می خواد.